کتاب گامبی وزیر

The Queen's Gambit
کد کتاب : 42244
مترجم : نیکی فرخوی
شابک : 978-6226517348
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 487
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 1983
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 30 فروردین

گامبی وزیر
The Queen's Gambit
کد کتاب : 43572
مترجم :
شابک : 978-6227314182
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 348
سال انتشار شمسی : 1399
سال انتشار میلادی : 1983
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 30 فروردین

گامبی وزیر
The Queen's Gambit
  • 10 % تخفیف
    42,000 | 37,800 تومان

  • موجود
  • انتشارات: مون مون
    نویسنده:
کد کتاب : 46070
مترجم :
شابک : 978-6227585445
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 342
سال انتشار شمسی : 1400
سال انتشار میلادی : 1983
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 30 فروردین

معرفی کتاب گامبی وزیر اثر والتر تویس

"گامبی وزیر" اثری است به قلم "والتر تویس" که سریال معروفی به همین نام، بر اساس آن ساخته شده است. داستان از دهه ی 1960 آغاز می شود که بث هارمون هشت ساله بعد از کشته شدن مادرش در یک تصادف اتومبیل، در یک خانه ی کودکان بی سرپرست در مونت استرلینگ از ایالت کنتاکی، تحت مراقبت قرار می گیرد. بث که کودکی باهوش ، اما بی جنب و جوش و ساکت است، نظر بلند قدترین و جسورترین دختر یتیم خانه ، که یک دختر سیاهپوست دوازده ساله به نام جولین است را به خود جلب می کند و با او دوست می شود. در ادامه بث که برای تمیز کردن پاک کن کلاس، به زیرزمین می رود ، آقای شایبل ، نگهبان پرورشگاه را در آنجا می بیند. او با دیدن سرایدار که روی یک جعبه شیر به یک بازی مشغول است، شیفته ی آن بازی می شود و تمام جرات خود را جمع می کند تا از او بخواهد که به او نحوه ی بازی شطرنج را بیاموزد.
بث به داروهای آرام بخشی که در یتیم خانه به دختران می دادند، معتاد می شود. او وسواس شطرنج پیدا می کند ، در کلاس، یواشکی به خواندن کتاب درباره ی روش های گشایش مدرن شطرنج می پردازد و استاد راهنمایش را تحت فشار قرار می دهد تا هر آنچه در مورد شطرنج می داند به او نشان دهد. به این ترتیب دختری که زمانی به همه چیز بی علاقه بود، اکنون شیفته ی یک چیز شده و می خواهد در آن بهترین باشد. اما هرچیزی بهایی دارد و هرچه بث بیشتر در شطرنج پیشرفت می کند، شخصیت او دچار فروپاشی بیشتری می شود.

کتاب گامبی وزیر

والتر تویس
والتر تویس (Walter Tevis؛ ۲۸ فوریه ۱۹۲۸ – ۸ اوت ۱۹۸۴) رمان‌نویس و نویسندهٔ داستان کوتاه اهل ایالات متحده آمریکا بود. وی در سال ۱۹۲۸ در سانفرانسیسکو متولد شد. در یازده‌سالگی به همراه خانوادهٔ خود به کنتاکی نقل‌مکان کرد. در آنجا، بازی بیلیارد را یادگرفت و به داستان‌های علمی‌تخیلی علاقه‌مند شد. در هفده‌سالگی به خدمت نیروی دریایی درآمد و پس از خدمت، در دانشگاه کنتاکی مشغول به تحصیل شد. وی مدرک کارشناسی و کارشناسی‌ارشد خود را در رشتهٔ ادبیات انگلیسی از...
نکوداشت های کتاب گامبی وزیر
Compelling. . . . A magnificent obsession.
متقاعد کننده. . . . علاقه ای وافر و باشکوه.
Los Angeles Times Los Angeles Times

It’s advisable to tape your fingers before opening The Queen’s Gambit. Otherwise, the suspense may bring on nail-chewing right to the elbow.
قبل از باز کردن گامبی وزیر توصیه می شود انگشتان خود را با چسب بپوشانید. در غیر این صورت ، تعلیق می تواند جویدن ناخن را تا آرنج پیش ببرد.
Houston Chronicle

Tevis traps us in the breathless drama of the moment and makes us feel the same intense involvement his characters feel.
تویس ما را در یک درام نفس گیر لحظه ای به دام می اندازد و باعث می شود درگیری شدید شخصیت های او را احساس کنیم.
Plain Dealer

قسمت هایی از کتاب گامبی وزیر (لذت متن)
جولین بهترین بازیکن درمیان آنان بود . نه فقط به این دلیل که قدش بلندتر بود یا سن بیشتری داشت . او می دانست دقیقا چه می کند . وقتی توپ از بالای تور می آمد ، او سریع خودش را به زیر آن می رساند ، بدون اینکه نیاز داشته باشد سربقیه داد بزند که از سر راهش کنار بروند . سپس می پرید و با حرکت سریع و بلند بازو ، اسپک می زد تیمی که جولین توی آن بازی می کرد ، همیشه برنده بود . یک هفته بعد از اینکه انگشت بث آسیب دید ، جولین بعد از کلاس ورزش سر راه او را سد کرد . بقیه داشتند به سمت حمام می رفتند جولین گفت : « بزار یه چیزی نشونت بدم . » او دستش را بالا گرفت . انگشتان بلندش را از هم باز و اندکی خم کرد. « این جوری باید ضربه بزنی .» آرنجش را تا کرد و دستش را به آرامی بالا برد و روی توپ فرضی زد . « امتحانش کن » بث امتحان کرد . بار اول ناشیانه انجام داد . جولین درحالی که می خندید ، دوباره نشانش داد . بث چند بار دیگر امتحان کرد و بهتر شد . سپس جولین توپی برداشت و بث را مجبور کرد با نوک انگشتانش به آن ضربه بزند . بعد از چند بار تکرار کردن ، خیلی راحت تر شد جولین گفت : « حالا اینو تمرین کن ، فهمیدی ؟ » و به سمت حمام دوید تا یک هفته تمرین کرد و بعد از آن دیگر سختش نبود والیبال بازی کند. هرچند تبدیل به بازیکن خوبی نشد ، اما حداقل دیگر از آن نمی ترسید.