1. خانه
  2. /
  3. کتاب دختر بد

کتاب دختر بد

نویسنده: جوی فیلدینگ
3.2 از 1 رأی

کتاب دختر بد

The bad daughter
انتشارات: روشا
ناموجود
125000
معرفی کتاب دختر بد
رمان «دختر بد» نوشته‌ی جوی فیلدینگ یک تریلر روان‌شناختی و خانوادگی است که داستانش از همان ابتدا با یک بحران ناگهانی و هولناک آغاز می‌شود. رابین روان‌شناس جوانی است که با حملات عصبی و ترس دست‌وپنجه نرم می‌کند و سال‌هاست از شهر کوچک زادگاهش و خانواده‌اش فاصله گرفته است. رابطه‌ی او با اعضای خانواده و به‌خصوص خواهرش، پرتنش و آمیخته با دلخوری‌های قدیمی است؛ به همین دلیل حتی یک تماس تلفنی از سوی خواهرش می‌تواند تعادل روحی او را به هم بزند.
ماجرا زمانی شدت می‌گیرد که در یک تیراندازی شبانه خانواده او مجروح شده و در تنها بیمارستان شهر بستری هستند و رابین برخلاف میلش، ناچار می‌شود به شهری بازگردد که سال‌ها تلاش کرده از آن دور بماند. بازگشت او فقط بازگشت به یک مکان نیست؛ دوباره وارد خانواده‌ای می‌شود که خاطرات تلخ، اختلاف‌های حل‌نشده و رابطه‌های پیچیده میان اعضایش هنوز زنده است.
با ورود رابین به شهر، حادثه‌ی تیراندازی خیلی زود از یک جنایت ساده فاصله می‌گیرد و پرسش‌های بیشتری شکل می‌گیرد. چه کسی به این خانه حمله کرده است؟ آیا مهاجم ناشناخته‌ای وارد خانه شده یا این حادثه ارتباطی با گذشته‌ی خانواده دارد؟ رابین که خودش با مسائل روان‌شناختی و رفتار انسان‌ها سر و کار دارد، نمی‌تواند نسبت به رفتار اطرافیانش بی‌تفاوت بماند و به‌تدریج متوجه می‌شود که هر یک از اعضای خانواده گذشته و رازهای خاص خود را دارند. رابطه‌ی او با خواهرش نیز یکی از محورهای مهم داستان است؛ دو خواهری که سال‌هاست از یکدیگر فاصله گرفته‌اند و هرکدام برداشت متفاوتی از اتفاقات گذشته دارند. عنوان «دختر بد» نیز از همین فضای خانوادگی سرچشمه می‌گیرد؛ رابین در خانواده دختری تلقی شده که خانه را ترک کرده، از دیگران فاصله گرفته و حاضر نشده مطابق انتظارات خانواده زندگی کند و همین برچسب قدیمی باعث شده رابطه‌ی او با خانواده فقط تحت تأثیر حادثه‌ی اخیر نباشد و ریشه‌های عمیق‌تری در گذشته داشته باشد.
فیلدینگ در کنار معمای تیراندازی، توجه زیادی به روابط خانوادگی و تأثیر زخم‌های قدیمی بر رفتار آدم‌ها دارد. اعضای خانواده در این رمان شخصیت‌هایی کاملا بی‌نقص یا قابل پیش‌بینی نیستند و همین مسئله باعث می‌شود خواننده نتواند به‌سادگی درباره‌ی آن‌ها قضاوت کند. رابین نیز با وجود اینکه روان‌شناس است، خودش از اضطراب و حملات عصبی رنج می‌برد و این تضاد میان حرفه و زندگی شخصی او، شخصیتش را پیچیده‌تر می‌کند.
در کنار شخصیت‌ها، گذشته‌ی پدر، روابط خانوادگی، اختلاف میان خواهر و برادرها و تنش‌های قدیمی باعث می‌شود فضای داستان بیشتر از آنکه صرفا درباره‌ی پیدا کردن یک مهاجم باشد، درباره‌ی خانواده‌ای باشد که حادثه‌ای خشونت‌آمیز آن را مجبور کرده دوباره با گذشته‌ی خود روبه‌رو شود.
فیلدینگ از یک جنایت ناگهانی استفاده می‌کند تا رابین را به گذشته‌ای بازگرداند که مدت‌ها از آن گریخته است؛ گذشته‌ای که در آن مفهوم‌هایی مانند گناه، قضاوت، خشم، وابستگی خانوادگی و احساس طردشدگی اهمیت پیدا می‌کنند. در چنین شرایطی مسئله فقط این نیست که چه کسی پشت تیراندازی بوده، بلکه این پرسش هم مطرح می‌شود که اعضای یک خانواده تا چه اندازه یکدیگر را می‌شناسند و چه چیزهایی ممکن است سال‌ها از یکدیگر پنهان کرده باشند. به همین دلیل، تعلیق داستان هم از خود حادثه و هم از روابط میان شخصیت‌ها شکل می‌گیرد و خواننده برای فهمیدن حقیقت باید همراه رابین به گذشته‌ی خانواده برگردد، بدون آنکه پاسخ همه‌ی پرسش‌ها از ابتدا روشن باشد.
درباره جوی فیلدینگ
درباره جوی فیلدینگ
خانم فیلدینگ زاده شهر تورنتوی کانادا می‌باشد. او در سال ۱۹۶۶ با مدرک کارشناسی هنر از دانشگاه تورنتو دانشگاه تورنتو فارغ‌التحصیل شد. او در سال ۱۹۶۵ نقش مختصری در فیلم زمستان ما را گرم نگه داشته بود Winter Kept Us Warm ایفا کرد و نیز در اپیزودی از فیلم دود اسلحه ظاهر شد. او بعدها نام فامیلی خود را از تپرمن به فیلدینگ تغییر داد و شروع به نوشتن رمان کرد. او همچنین فیلمنامه‌نویس فیلم تلویزیونی Golden Will: The Silken Laumann Story می‌باشد.
قسمت هایی از کتاب دختر بد

رابین به او تکیه داده، در پیله راحتی بخش آغوش او آرام گرفته و ضربان محکم قلب او را در مقابل پشتش احساس می کرد. بلیک گفته بود: «من پدرت نیستم. باید از ترکیب صورت او با من خودداری کنی. باید به من اعتماد کنی.» البته، راست می گفت. اما خیلی سخت بود. برای این کار باید تنها چیزی که او را به پدرش متصل می کرد رها کند، چنگ ناعاقلانه اش بر گذشته را باید باز می کرد. می خواست این کار را بکند؟ هر چند ویران کننده بود، ولی چیزی راحتی بخش در الگوهای آشنا وجود داشت. به عنوان روان شناس، می دانست که کوشش برای تغییر، برای آزاد شدن از عادت های دیرینه، معمولا همراه غرایز متقابل برای «تغییر دوباره» و پناه گرفتن در روشی است که قبلا بود. گذشته همیشه با ماست. آیا باید می بود؟ با نوازش بلیک بیدار شد. آیا رویا می دید؟ فکر کرد، اگر این رویاست، بهترین رویایی است که مدت هاست نداشته ام. اما اکنون هیچ شکی نداست که بیدارند.

مقالات مرتبط با کتاب دختر بد
آشنایی با عناصر «داستان نوآر»
آشنایی با عناصر «داستان نوآر»
ادامه مقاله
لذت کشف حقیقت در داستان های جنایی
لذت کشف حقیقت در داستان های جنایی

داستان های جنایی، یکی از قواعد اساسی قصه گویی را به آشکارترین شکل نشان می دهند: «علت و معلول»

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب دختر بد" ثبت می‌کند