کتاب یلدای دلواپسی

Yaldaye Delvapasi
کد کتاب : 52602
شابک : 978-6001872433
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 604
سال انتشار شمسی : 1398
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 9 مهر
دسته بندی های کتاب یلدای دلواپسی
قسمت هایی از کتاب یلدای دلواپسی (لذت متن)
محله ی ما شرق شهر قرار داشت و من به همه چیزش عادت کرده بودم. همسایه ها را به چشم عضوی از خانواده می دیدم. هرسال مثل امروز سر نذری آش همه به کمک می آمدند. سادات خانم همسایه ی کناری بعد از شهادت پسرش نذر داشت سالروز شهادتش آش بپزد و امروز هم طبق هر سال دیگ آش توی خانه‎ی ما که بغل به بغل حیاطش بودیم بار گذاشته شد. مادر برای این که کمکی کرده باشد هر سال دیگ را خانه ی ما بار می گذاشت. خانه ی سادات خانم حیاط کوچکی داشت و به قول خودش” یه قابلمه سوپ هم نمی شه تو حیاط درست کرد چه برسه به یه دیگ بزرگ آش.” البته خانه ی ما هم حیاطش خیلی بزرگ نبود اما به اندازه ی بارگذاشتن دیگ آش و باز هم به قول سادات خانم اندازه ی دیگ آش و همسایه ها و وول زدن بچه ها زیر دست و پا جا داشت. البته از سال قبل که نزدیک بود لگن پر از سبزی آش خرد شده که زحمت کمرشکن این بنده ی حقیر بود چپه شود، امسال دیگر کسی بچه نیاورده بود و به حرف سادات خانم گوش سپرده بودند که جای بچه لای وسایل آش و نذری نیست.