1. خانه
  2. /
  3. کتاب همخونه

کتاب همخونه

نویسنده: مریم ریاحی
3.93 از 14 رأی

کتاب همخونه

Roommate
انتشارات: پرسمان
٪10
750000
675000
معرفی کتاب همخونه
رمان "همخونه" اثری است از "مریم ریاحی"، که به نوعی معروف ترین رمان نوشته شده به قلم این نویسنده تا به این لحظه به حساب می آید. داستان روایت دختری است به نام یلدا که هم صورت و هم سیرت زیبایی دارد، دختری ساده دل و خوش قلب که با از دست دادن پدر و مادرش، همراه یکی دوستان صمیمی پدر خود به نام حاج رضا زندگی می کند. اکثر فرزندان حاج رضا مهاجرت کرده و در خارج از کشور به زندگی مشغول هستند و تنها فرزند او در ایران، شهاب، پسر کوچکترش می باشد.
یلدا با زندگی در کنار حاج رضا، اعتقاداتش قوی تر از پیش می شود و این امر باعث شده که او به عاشق شدن و مسائلی از این دست فکر نکند. اما فکر نکردن به عشق، زمانی که استاد ادبیات موردعلاقه اش سر کلاس از آن سخن می گوید و عشق را عامل و دلیل حرکت می داند، کمی دشوار می نماید.
یلدای رمان "همخونه" به قلم "مریم ریاحی"، تمام ویژگی های مثبت یک انسان را در خود دارد اما از عشق تهی است! او هرگز عاشق نشده و به جای آن، سرش را با درس و کتاب و حلقه ی دوستان خود پر کرده است. اما داستان به همین جا ختم نمی شود و با به صرافت افتادن شهاب برای مهاجرت، زندگی برای حاج رضا تلخ و پر از آشوب می شود. پس حاج رضا تنها راهی که پیش روی خود می بیند، این است که یلدا و شهاب را کنار هم قرار دهد تا شاید مهرشان به دل هم بیفتد و شهاب منصرف شود. اما آیا شهاب مغرور و بداخلاق به این راحتی ها راضی خواهد شد؟
درباره مریم ریاحی
درباره مریم ریاحی
مریم ریاحی متولد سال 1358، در تهران، تحصیلات ایشان کارشناسی ارشد ادبیات فارسی است.
قسمت هایی از کتاب همخونه

حسین آقا حالا دیگر هفت سالی می شد که سرایداری خانه حاج رضا را بر عهده داشت یعنی درست از وقتی که عموی پیرش بعد از سال ها خانه شاگردی حاج رضا از دنیا رفته بود به یاد عمویش و مهربانی هایی که او در حقش کرده بود افتاد . او حتی آخرین لحظه ها هم از یاد برادر زاده تنهایش غافل نبود و از آقای احسانی خواهش کرده بود مش حسین را نیز به خانه شاگردی بپذیرد. حسین آقا غرق در تفکراتش هر از گاهی سرش را تکان می داد و با لبخند، دندان های نامنظم و یکی در میانش را به نمایش می گذاشت. صدای در حیاط که با شدت کوبیده می شد او را از دنیایش بیرون کشید. شیلنگ روی زمین رها شد، آب سر بالا رفت و مثل فواره دوباره روی زمین برگشت. یک جفت کفش کهنه که پشتش خوابانده شده بود، لف لف کنان به سمت در دویدند در حالی که صاحبشان بلند بلند می گفت: «آمدم...صبر کنید آمدم» با باز شدن در چهره درخشان دختری با پوستی لطیف و شفاف و قامتی متوسط نمایان شد. در حالی که با چشمان سیاهش به حسین آقا چشم دوخته بود با لبخند شیطنت باری گفت: سلام، چه عجب مش حسین! یک ساعته دارم زنگ می زنم…» - توی حیاط بودن دخترم! صدای زنگ رو نشنیدم. دیر کردی، آقا سراغت رو می گرفت... یلدا منتظر شنیدن باقی حرف های مش حسین نماند. محوطه ی حیاط را به سرعت طی کرد. پله ها را دو تا یکی کرد و وارد خانه شد. آن جا یک خانه دو طبقه دویست متری بود که در یکی از نقاط مرکزی شهر تهران ساخته شده بود، نه خیلی قدیمی و نه خیلی جدید، اما زیبا و دل نشین بود. انگار واقعا هر چیزی سر جایش قرار داشت. حیاط بزرگ با باغچه ای که بی شباهت به یک باغ نبود و انواع درخت ها و پل های زیبا در آن یافت می شد.

نظر کاربران در مورد "کتاب همخونه"
42 نظر تا این لحظه ثبت شده است

کتاب بسیار زیبایی بود اما پایان بندی جالب نبود پایان میتونست خیلی عاشقانه‌تر و با ابراز عشق طرفین باشه چرا نویسنده حتی در صفحه آخر کتاب تاکید داشت شهاب مغروره و باز هم ابراز عشق نمیکنه باید طبق صحبت پدرش به خاطر عشقش غرور رو رها میکرد و به خاطر عشق تغییر میکرد اما هیچ تغییر شخصیتی در شهاب ایجاد نشد دو صفحه آخر کتاب را میخوندم باورم نمی‌شد داره تموم میشه چون چیزی که مخاطب منتظرش بود و هیجان داشت یعنی ابراز عشق یا پشیمانی شهاب به خاطر از دست دادن یلدا رو ندید

1405/07/11 | توسطکاربر سایت
0
| |

در یک کلام : توهین محض به شعور مخاطب .

1405/06/26 | توسطکاربر سایت
0
| |

داستان خوب شروع شد اما پایانِ بندی بسیار عجولانه بود اون کشمکش‌های درون داستان یهویی آرام شد بدون نتیجه 😐

1405/05/25 | توسطکاربر سایت
0
| |

بی شک یکی از ضعیفترین و سطح پایین‌ترین رمان‌های زرد موجود! حتی در برابر رمان‌های زرد مشابه و موفق مثل بامداد خمار یا دالان بهشت هم هیچ حرفی برای گفتن نداره ، سوژه‌ی بسیار غیر منطقی و غیر قابل باور و شخصیتهایی بشدت لوس و سطحی و ضعیف بخصوص کاراکتر یلدا که زنی هست ضعیف النفس و توسری خور و فاقد غرور و شخصیت که مدام در حال غش و ضعف و از هوش رفتن و دل ضعفه برای شهاب جونش هست و شهاب جونش هم در حال تحقیر کردن ایشون! خودش هر غلطی بخواد میکنه ولی برای یلدا حتی رژ لب زدن هم ممنوعه! سایر شخصیت‌های مرد و زن داستان هم دست کمی از این دو تا ندارن و همگی بشدت لوس و بی نمک هستن و خانمها هم که کاری ندارن جز فکر و ذکر در مورد مردها و کارهای خاله زنکی! و این که یک نویسنده‌ی زن تا این اندازه هم جنس‌های خودش رو ضعیف و تحقیر شده و لوس و سطحی نشون میده واقعا از عجایبه! من که واقعا به زور تا نصفه هاش خوندم و رهاش کردم و خوندن هر سطرش برام منزجر کننده و تهوع آور بود به بقیه هم شدیدا توصیه میکنم اصلا سمت این کتاب نرن و به تعریف‌های تینیجری چند تا خواننده‌ی ظاهر بین توجه نکنن و وقت شریفشون رو پای این کتاب بی ارزش هدر ندن!

1405/01/02 | توسطرامین بزدوده
5
| |
پاسخ ها

حقیقتش این اولین رمان نویسنده بود و به زمان خودش خیلی سر و صدا کرد با همخونه یه انقلابی شروع شد تو داستانهای سبک همخونه ای گرچه شاید الان خیلی زرد بنظر بیاد اما انصافا چهارده پونزده سال پیش کولاک بود

1405/01/31|توسطRaha book reader
3
|

منم واقعا کتاب هم خونه دوستم داشتم اما کاشکی بهتر می‌نوشتند

1404/12/17 | توسطکاربر سایت
0
| |

خیلی رمان قشنگیه من که خیلی خوشم اومد ازش

1404/06/10 | توسطفائزه
2
| |

انصافا خیلی کتاب قشنگی بود خیلی دوست داشتم با تمرکز کتاب رو بخونم.از نویسنده کتاب بسیار سپاسگذارم.

1404/06/04 | توسطپریسا طاهری
0
| |

کاری به داستان ندارم! صفحه 351و 352 کتاب کنده شده بود! کاملا پاره شده بود

1404/04/09 | توسطعلی محرابی
2
| |

اولین رمان همخونه ای اون زمان بود و هنوز با نقصاش قشنگه

1404/01/02 | توسطکرم کتاب
1
| |

با سلام و عرض ادب خدمت کتابخوان‌های عزیز،یک نقد ریز حقوقی به داستان داشتم که قصد دارم اینجا بگم،ابتدا بگم که حاوی اسپویل هست و کسانی که داستان رو نخوندن این نقد بنده رو هم نخونن،خب اول این که عقد نکاح مانند هر عقد دیگری اگر با اکراه هر یک از طرفین انشاء بشه غیر نافذ هستش البته نه باطل اما اگر به قصد صوری بودن انشاء بشه بدلیل نداشتن قصد جدی باطل هستش و نویسنده تاکید داشت ک ازدواج این دو فرد نه فقط از سر اکراه بلکه صوری هستش و پدر شهاب هم بهش تاکید داشت که یلدا خواهرته و دستت امانته!،از این بگذریم در آخر داستان متوجه شدیم که عقد اونها نه تنها با شرایطی که گفتم صحیح بود! بلکه برخلاف تراضی طرفین که ۶ ماهه بود،دائم هستش،یعنی درسته ک صیغه عقد برای طرفین عقد دائم خونده شد ولی در قانون در اختلاف بین نیت ظاهری و نیت باطنی،نیت باطنی ارجحیت داره و چون این عقد به نیت ۶ ماهه بوده ادامه‌ی اون بعد از ۶ ماه حتی با اجازه‌ی هر دوطرف هم صحیح نیست و باید صیغه مجدد خونده بشه[ساده بگم، یلدا و شهاب صیغه‌ی ۶ ماهه بودن(به تراضی) نه صیغه‌ی دائم ،و صیغه ۶ ماهه(حتی به تراضی طرفین) تبدیل به دائم نمیشه]

1403/09/09 | توسطاحمد شیخ
2
| |
پاسخ ها

یه لحظه با خوندش حس کردم مقابل قاضی ایستادم وااااای وا بده شاید از اولش عقد دائم بوده چون میدونسته اینا عاشق هم میشن گفته ۶ ماهه از طرفی هم گفته مثل خواهرته که تو خونه تنها هستن خطایی نکنه ببخشید من مثل شما نمیتونم قانونی صحبت کنم عامیان2ه گفتم

1403/09/26|توسطکاربر سایت
1
|

آخرشم که دوست شهاب گفت حاجی گفته زن عقدیته یعنی از اولشم ۶ ماه در کار نبوده چون میدونسته عاشق هم میشن....داستاتو کامل بخونید بعد نظر بدید لطفا

1403/09/26|توسطکاربر سایت
2
|

عالی بود واقعا از خوندنش لذت بردم خیلی ساده وروان ودلنشین بود

1403/06/21 | توسطکاربر سایت
1
| |

وقتی کوچیک بودم خوندمش وواقعاباخوندنش حس خوبی داشتم اسم همه‌ی رمانهایی که خوندم یادم نیست ولی اینوخوب یادمه.قشنگ بود

1403/06/16 | توسطکاربر سایت
5
| |

خیلی خوب بود من که خیلی دوسش داشتم قلم نویسنده به دلم نشست.

1403/05/30 | توسطکاربر سایت
3
| |

من عاشق این کتابم لطفا اگر پی دی افش رو میتونید بذارید چون من هرکاری میکنم پیداش نمیکنم

1403/03/24 | توسطکاربر سایت
2
| |

این کتاب رو ۱۱ سال پیش ۲۵ تومن خریدم یادش به خیر... و بعد ده‌ها بار خوندمش

1403/03/01 | توسطسارا ایمن نژاد
3
| |

نویسنده شخصیت یلدا وشهاب رو از دوشخصیت اصلی رمان"غرور وتعصب" جین اوستن،برداشت کرده در شرایط واقعی هرگز هیچ دختر و پسری نمیتونن ۶ماه در یک خونه باشن و کاری بهم نداشته باشن.اصل داستان کاملا غیرواقعی و غیرمنطقیه. بگذریم از بقیه‌ی نقاط ضعف کتاب!

1403/02/10 | توسطکاربر سایت
7
| |

رمان خیلی قشنگی بود منم ۱۵سال پیش خوندم و واقعا دلم میخواست دوباره بخونمش و تو یکهفته دوبار خوندمش ولی کاش نویسنده اخر داستانو انقد با عجله تموم نمیکرد کل ماجرا تو ۱۰ صفحه تموم میشه حیف بود کاش اخرش شهاب حرف دلشو میزد

1402/12/21 | توسطکاربر سایت
15
| |
پاسخ ها

کتاب سانسور شده س؟

1403/09/14|توسطکاربر سایت
0
|

من سه تا کتاب از ایشون خوندم و در هر سه پایان بندی افتضاح بوده ... 10 صفحه کجا بود ... کلا 2 صفحه آخر ... مثل اینکه خانوم ریاحی بلده 500 صفحه در وصف فراق و دلتنگی و عشق یک طرفه بنویسه اما نمیتونه 30 صفحه راجب زندگی اون آدما بعد از ابراز عشقشون بنویسه

1404/11/28|توسطالهه
1
|

اصلا جالب نبود بلکه خسته کننده بدون هیچ هیجانی کلیشه ای و ... رمان باید هر لحظه ش پر از هیجان باشه نه که جون خواننده رو ب لب بیاره که بگه مرده شور خودت و شهابت رو ببرن.اینو فقط یک خواننده‌ی حرفه ای رمان درک میکنه

1402/10/22 | توسطکاربر سایت
6
| |
پاسخ ها

بنظرم رمان بسیار خوب و روانی بود و کشش زیادی داشت ، من ۵ دفعه اونو خوندم و باز هم دلم میخواد بخونم

1403/01/18|توسطکاربر سایت
8
|

به بقیه دوستان سفارش میکنم حتما مطالعه کنن. خیلی متفاوته وزیبا

1402/10/13 | توسطکاربر سایت
4
| |

بسیار کتاب عالی و بینظیر انقدر داستان جذاب و شیرینی داشت تو یه روز خوندم و تمومش کردم به نظر من نویسنده فرهنگ ایرانی و اسلامی رو خوب به رشته تحریر درآورده ونسل جدید باید بیشتر با این فرهنگ یرانی اسلامی آشنا بشن

1402/09/28 | توسطکاربر سایت
3
| |