کتاب «دولت احیاگر»، با عنوان فرعی، اثر ژاک دونزلو، جامعهشناس برجسته فرانسوی، در سال ۱۹۹۴ منتشر شد و از آثار مهم در حوزه جامعهشناسی سیاسی، سیاستگذاری عمومی و مطالعات شهری به شمار میآید. اهمیت این کتاب در آن است که مسئله دگرگونی نقش دولت در جوامع معاصر را نه به شکلی انتزاعی و کلی، بلکه از خلال تجربه مشخص سیاست شهری در فرانسه بررسی میکند. دونزلو در این اثر میکوشد نشان دهد که دولت مدرن، بهویژه در مواجهه با بحرانهای پیچیده شهری، دیگر نمیتواند صرفا با الگوهای کلاسیک مداخله مستقیم، بوروکراتیک و از بالا به پایین عمل کند؛ بلکه ناچار است نقش تازهای برای خود تعریف کند: نقشی که او از آن با عنوان دولت محرک یا دولت تسهیلگر یاد میکند. محور اصلی کتاب، بحران مدل سنتی دولت رفاه است. دولت رفاه در قرن بیستم بر این فرض بنا شده بود که دولت میتواند از طریق نهادهای متمرکز، خدمات عمومی، حمایتهای اجتماعی و سیاستهای توزیعی، مشکلات جامعه را مهار و مدیریت کند. اما به باور دونزلو، از اواخر قرن بیستم به بعد، بهویژه در شهرهای بزرگ و حاشیههای شهری فرانسه، بحرانهایی پدیدار شدند که با ابزارهای کلاسیک دولت رفاه به آسانی قابل حل نبودند. بیکاری مزمن، انزوای اجتماعی، بزهکاری، فرسایش پیوندهای جمعی و شکلگیری مناطق حاشیهای محروم، نشانههایی از بحرانی بودند که فقط اقتصادی یا اداری نبود، بلکه به مسئلهای عمیقتر در باب طرد اجتماعی و گسست همبستگی اجتماعی تبدیل شده بود. دونزلو در پاسخ به این وضعیت، مفهوم دولت تسهیلگر را مطرح میکند. در این الگو، دولت دیگر تنها تأمینکننده مستقیم خدمات و مجری مطلق سیاستها نیست، بلکه بیشتر به هماهنگکننده، محرک و توانمندساز تبدیل میشود. وظیفه دولت در این وضعیت آن است که نیروهای پراکنده جامعه را به حرکت درآورد، میان نهادهای عمومی، انجمنهای محلی، سازمانهای مردمنهاد، شهرداریها، شهروندان و سایر بازیگران اجتماعی پیوند برقرار کند و امکان مشارکت آنان را در حل مسائل محلی فراهم سازد. به بیان دیگر، دولت از جایگاه فرماندهنده مرکزی فاصله میگیرد و به عاملی تبدیل میشود که شبکهها را فعال میکند، منابع را جهت میدهد و شرایط همکاری را فراهم میآورد. در این چارچوب، سیاست شهری فرانسه برای دونزلو اهمیت ویژهای دارد، زیرا به مثابه آزمایشگاهی برای مشاهده این تحول عمل میکند. سیاست شهری، بهویژه در ارتباط با مناطق حاشیهای یا «banlieues»، عرصهای است که در آن دولت میکوشد به جای اجرای صرف برنامههای متمرکز، از طریق قراردادها، برنامههای محلی، تخصیص منابع هدفمند و ایجاد شبکههای مشارکتی، بازیگران مختلف را درگیر کند. مسئله اساسی این نیست که دولت کاملا عقبنشینی کند، بلکه این است که شکل مداخلهاش تغییر کند. دولت در این مدل، همچنان حضور دارد، اما حضورش بیش از آنکه فرماندهانه و مستقیم باشد، تنظیمگر، تشویقکننده و هماهنگساز است. یکی از نقاط قوت مهم کتاب، چارچوب مفهومی نوآورانه آن در توضیح گذار از حکومتداری سنتی به حکمرانی مدرن است. دونزلو نشان میدهد که در جامعه معاصر، قدرت سیاسی دیگر فقط از مسیر نهادهای مرکزی و سلسلهمراتبی عمل نمیکند، بلکه در شبکهای از روابط، قراردادها، مشارکتها و واسطهها جریان مییابد. از این نظر، کتاب فقط درباره سیاست شهری فرانسه نیست، بلکه تحلیلی گستردهتر از تحول دولت مدرن ارائه میدهد. او با تمرکز بر شهر، مفهومی پیچیده و نظری را به سطحی ملموس میآورد و نشان میدهد که چگونه تغییرات نظری در فهم دولت، در میدان واقعی سیاستگذاری عمومی قابل مشاهدهاند. با این حال، کتاب محدودیتهایی نیز دارد. نخست آنکه تحلیل دونزلو بهشدت در بستر ساختار اداری، سیاسی و اجتماعی فرانسه شکل گرفته است. بنابراین، تعمیم کامل آن به کشورهایی با ساختار دولت، جامعه مدنی و نظام محلی متفاوت، نیازمند احتیاط است. تجربه فرانسه، بهویژه در زمینه تمرکزگرایی تاریخی دولت و سپس تلاش برای تمرکززدایی و سیاست شهری، ویژگیهایی خاص دارد که ممکن است در همه زمینهها تکرارپذیر نباشد. دومین محدودیت، به نقدی مهمتر مربوط میشود: برخی منتقدان معتقدند ایده دولت تسهیلگر، اگر با دقت فهم نشود، میتواند به پوششی نظری برای عقبنشینی دولت از مسئولیتهای رفاهی تبدیل شود. یعنی دولت با تأکید بر مشارکت محلی و توانمندسازی شهروندان، ممکن است بخشی از وظایف اساسی خود در تأمین عدالت اجتماعی، حمایت مالی و خدمات عمومی را به جامعه محلی واگذار کند، بدون آنکه منابع کافی در اختیار آن بگذارد. با وجود این ملاحظات، «دولت احیاگر» همچنان اثری کلاسیک و مرجع برای فهم دگرگونی نقش دولت در دوران معاصر است. ژاک دونزلو در این کتاب با دقت نشان میدهد که دولت در برابر پیچیدگی روزافزون جامعه، ناگز
درباره ژاک دونزولو
ژاک دونزولو ، متولد 1943 ، یک مورخ اجتماعی و جامعه شناس شهری است.