1. خانه
  2. /
  3. کتاب درخت خون

کتاب درخت خون

4.29 از 7 رأی

کتاب درخت خون

Derakhte khoon
انتشارات: نشر چشمه
٪10
350000
315000
معرفی کتاب درخت خون
کتاب «درخت خون» نوولایی‌ست که داستان آن با نثری قاجاری و متناسب با روزگاری که داستان کتاب در آن اتفاق می‌افتد و از سه زاویۀ دید روایت می‌شود: زاویۀ دید اول‌شخص، سوم‌شخص و زاویۀ دید دوم‌شخص خطاب به خود.
راوی بخش اول کتاب «درخت خون» جمال‌الدین نقاش، یعنی شخصیت اصلی داستان، است. جمال‌الدین ساکن قزوین است. او خود را نقاشی منزوی و تنها معرفی می‌کند که انزوایش خودخواسته است، چراکه این‌گونه خود را از اهل زمانه در امان می‌بیند.
جمال‌الدین در کتاب «درخت خون» نقاشی‌ست که به راه و رسم پدر، یعنی کاسبی و دکان‌داری، پشت کرده و راه هنر را برگزیده اما در این راه جز ناکامی و رنج چیزی عایدش نشده است. هنر جمال‌الدین ربطی به هنر مورد پسند روزگارش ندارد و از همین رو او، که در آرزوی جاودانه‌شدن از راه خلق هنری اصیل و بی‌بدیل است، اکنون هنرمندی‌ست گمنام و تنها و بی‌پول و نومید که قصد کرده به زندگی‌اش پایان دهد.
در بخشی از کتاب آمده است:
"من فکر می کردم عزلت بهترین طریق ادامه ی زندگی است، اما حالا باور دارم که جایزترین بهانه برای پایان دادن به زندگی همین تنهایی است. آموختم در همنشینی با آدمی هیچ آسایشی نیست و اینک دانسته ام در نبودش هم تاب و امیدی برای ادامه ی این رنج مدام نخواهد بود. تنها مذهبی که در طول این سالها ایمانم را در آن پاس داشتم هنر بود. شوری در نقاشی بافتم تا زندگی را به تمامی وقف آن کنم. در جوانی چنان بی نیاز بودم و خود را چنان توانمند مییافتم که چون شناخته نشوم در میان آدمیان هرگز از پای نیفتم؛ اما دریغا، پنجاه زمستان از زندگی من گذشته و حالا بر این باورم که هنر همانند ناقوسی زنگار خورده همیشه آویخته است بر تابوتی که در زندگی به دوش می کشیدم؛ می خواهم در آن بیاسایم و دیگر جرنگ جرنگش را نشنوم."
درباره مهدی جواهریان
درباره مهدی جواهریان

مهدی جواهریان نویسنده ایرانی متولد سال 1357 می‌باشد.

نظر کاربران در مورد "کتاب درخت خون"
3 نظر تا این لحظه ثبت شده است

داستان یه نقاش پیر هست توی زمان قاجار که از دنیا و اهل دنیا بریده و یه گوشه ای توی کنج خلوت خودش داره نفس‌های آخر خودشو میکشه که یهو یه اتفاقی میفته که همه چی رو زیر و رو میکنه... نثر کتاب خیلی جالبه.... در عین حال که به نظر میرسه که یه نفر توی زمان قاجار این متن رو نوشته، اما در عین حال هم خیلی ثقیل نبود و راحت میشد خوندش... پیرنگ خوبی داره و برخلاف اولش که فکر میکنید با یه داستان خشک فلسفی مواجه هستید و قراره داستان کلاً توی فکر و خیال و فلش بک بگذره، اما یهو یه اتفاقی میفته و داستان جلو میره... با این که حجم خیلی کمی داره و داستان بلند (نوولا) محسوب میشه، اما تونسته چند تا مفهوم جالب رو هم بگه که مثلا چقدر محبوب بودن و منفور بودن بین مردم، میتونه وابسته به چیزهای الکی و بیخودی باشه... آخرش هم که سر و ته داستان رو با یه اتفاق تاریخی واقعی هم میاره... با توجه به حجمش هم به راحتی توی کمتر از 2 ساعت میشه تمومش کرد

1405/05/18 | توسطصالح نیک فر
0
| |

این ظرافتِ قلم و چگونگی چینش کلمات من رو به یاد شهریار مندنی پور می‌اندازه ناخودآگاه و برعکس خیلی از کتاب‌های ایرانی که با جزئیات سرسام‌آور بهتون سردرد میدن....درخت خون به اندازه از همه چیز استفاده می‌کنه! کتاب از همون اول شما رو درگیر می‌کنه که حسن خیلی بزرگی محسوب میشه.

1403/10/15 | توسطSUN
4
| |

مهدی جواهریان در کتاب درخت خون با زبان کهن کتاب را در سه فصل به تحریر در آورده است در قسمت‌های ازکتاب از نثر مسجع استفاده شده و اشرارت ظریفی توجه خواننده را جلب می‌کند روزگار هنرمندی را به تصویر می‌کشد که تمام زندگی دنبال ستایش شدن است اما آنگاه که صدای تشویق مردم می‌آید غم دل اجازه شادی از او می‌گیرد --این کتاب به نظر من شبیه به آثار کلاسیک بی نظیر است و معنایابی در آن اتفاق می‌افتد_

1403/10/13 | توسطسودابه شمعی
4
| |