1. خانه
  2. /
  3. اوپانیشادها کتاب های حکمت

اوپانیشادها کتاب های حکمت

نویسنده: پیام یزدانجو
4.75 از 2 رأی

اوپانیشادها کتاب های حکمت

Sacred books
انتشارات: مرکز
٪10
455000
409500
معرفی اوپانیشادها کتاب های حکمت
«اوپانیشادها: کتاب‌های حکمت» با ترجمهٔ پیام یزدانجو و مهدی جواهریان، برگردانی فارسی از بخشی از مهم‌ترین متون حکمی و دینی هند باستان است؛ نوشته‌هایی که در انتهای مجموعهٔ ودایی جای گرفته‌اند و یکی از سرچشمه‌های اصلی سنت‌های فلسفی بعدی هند، به‌ویژه ودانته، به شمار می‌روند. اوپانیشادها کتابی واحد با مولفی مشخص نیستند. مجموعه‌ای از متون متعلق به دوره‌ها و محیط‌های فکری متفاوت‌اند که طی چند قرن شکل گرفته‌اند و پرسش‌هایشان از آیین و مرگ تا حقیقت نفس، منشأ جهان و امکان رهایی امتداد دارد. گذار از وداها به اوپانیشادها را می‌توان تا حدی جابه‌جایی کانون توجه از مناسک بیرونی به پرسش دربارهٔ خود انسان و حقیقت هستی دانست. قربانی و آیین همچنان از پس‌زمینهٔ ودایی حذف نشده‌اند، اما بسیاری از گفت‌وگوهای اوپانیشادی می‌پرسند پشت این صورت‌های آشکار چه حقیقتی وجود دارد. «آتمن» یا خود، «برهمن» به‌عنوان حقیقت یا اصل بنیادین هستی، کردار و پیامد آن، مرگ، باززایی و رهایی از چرخهٔ آن از مفاهیمی هستند که بارها با صورت‌های متفاوت بازمی‌گردند. از این منظر، دانایی در اوپانیشادها صرف گردآوری اطلاعات نیست؛ شناختی است که قرار است نسبت انسان با خودش و جهان را دگرگون کند. مشهورترین آموزه‌ای که بعدها از این متون استخراج شد، نسبت آتمن و برهمن است. برخی قطعات به سوی این اندیشه می‌روند که حقیقت ژرف خود انسان از حقیقت نهایی جهان جدا نیست. همین تلقی بعدها در فلسفهٔ ادویته ودانته و به‌ویژه نزد شانکرا به نظریه‌ای منسجم دربارهٔ یگانگی آتمن و برهمن بدل شد. اما خواندن همهٔ اوپانیشادها از دریچهٔ این وحدت‌گرایی تاریخی دقیق نیست. پژوهش جدید نشان می‌دهد که این متون صدایی کاملا یکپارچه ندارند و حتی دربارهٔ خود، حقیقت نهایی و نسبت این دو، صورت‌بندی‌های متفاوتی عرضه می‌کنند. آنچه بعدها «فلسفهٔ ودانته» شد حاصل قرن‌ها تفسیر و نظام‌سازی بر پایهٔ این میراث بود، نه آموزه‌ای که از ابتدا با یک بیان ثابت در همهٔ اوپانیشادها وجود داشته باشد. بخش بزرگی از جذابیت اوپانیشادها از شکل بیانشان می‌آید. با رساله‌ای فلسفی به معنای متعارف روبه‌رو نیستیم. آموزه‌ها گاه در گفت‌وگوی استاد و شاگرد، گاه در مناظره، حکایت، تصویر شاعرانه، تمثیل یا پرسشی کوتاه ظاهر می‌شوند. در «بریهدآرنیکه» و «چاندوگیه» بحث دربارهٔ خود و واقعیت می‌تواند ناگهان از توصیف جهان به پرسش دربارهٔ مرگ یا آگاهی برسد؛ «کنه» می‌پرسد چه نیرویی ذهن و حواس را به حرکت درمی‌آورد و «کته» مسئلهٔ مرگ را در قالب گفت‌وگوی ناچیکتا با خدای مرگ پیش می‌برد. همین شکل ادبی سبب شده اوپانیشادها در مرز دین، فلسفه و شعر باقی بمانند و ترجمهٔ آنها صرفا مسئلهٔ یافتن برابرهای اصطلاحی نباشد. یزدانجو و جواهریان در کارنامهٔ مشترک خود به چند متن کلاسیک سنت‌های هند پرداخته‌اند؛ «گیتا: کتاب فرزانگی» و بعدتر آثاری چون «دهاماپادا» نیز در همین مسیر قرار می‌گیرند. منابع مربوط به کارنامهٔ آنان از این آثار با تعبیر «بازسرایی متون کهن» نیز یاد کرده‌اند، که سرنخی دربارهٔ جهت ادبی کار آنهاست: فارسی این ترجمه قرار نیست تنها صورت تحت‌اللفظی اصطلاحات را منتقل کند، بلکه می‌خواهد ضرباهنگ حکمی و شاعرانهٔ متن را نیز حفظ کند. نمونه‌های منتشرشده از ترجمه نیز نثری آهنگین و آگاهانه ادبی را نشان می‌دهند. همین ویژگی، امتیاز و در عین حال مرز استفاده از کتاب را مشخص می‌کند. برای خواننده‌ای که می‌خواهد نخستین مواجهه‌ای فارسی و خواندنی با اوپانیشادها داشته باشد، نثر ادبی می‌تواند فاصلهٔ تاریخی و فرهنگی متن را کمتر کند. اما برای پژوهش زبان‌شناختی یا فلسفی دقیق، مسئلهٔ متن مبنا، تفاوت نسخه‌ها و برابرگذاری اصطلاحات سانسکریت تعیین‌کننده است. در منابع عمومی قابل اتکایی که دربارهٔ این چاپ در دسترس است، به‌روشنی مشخص نشده ترجمه مستقیما بر اساس کدام تصحیح سانسکریت یا کدام ترجمهٔ واسطه انجام شده است؛ بنابراین بهتر است از نسبت دادن روش یا متن مبنایی مشخص به مترجمان خودداری کرد. از سوی دیگر، تنوع تاریخی خود اوپانیشادها نیز اجازه نمی‌دهد همهٔ جملات کتاب را اجزای یک «نظام فلسفی» واحد فرض کنیم. «اوپانیشادها: کتاب‌های حکمت» بیش از آنکه مجموعه‌ای از پاسخ‌های آماده باشد، کتاب پرسش‌های بنیادین است. «من» چه چیزی است وقتی بدن، خاطره و حالات ذهنی تغییر می‌کنند؟ چه چیزی در پس کثرت جهان پایدار می‌ماند؟ مرگ پایان چه چیزی است و شناخت چگونه می‌تواند انسان را آزاد کند؟ هزاران سال از نخستین صورت‌بندی این پرسش‌ها گذشته است، اما فاصلهٔ تاریخی همیشه آنها را کهنه نکرده. گاهی کافی است انسان دربارهٔ خودش جدی‌تر بپرسد تا ناگهان متنی بسیار قدیمی، هم‌زمانی غریبی با اکنون پیدا کند.
درباره پیام یزدانجو
درباره پیام یزدانجو
پیام یزدانجو (زادهٔ ۱۳۵۴) نویسنده، مترجم، و پژوهشگر ایرانی است. ادبیات، فلسفه و هنر عرصه های اصلی فعالیت های او است. یزدانجو در سال ۱۳۸۸ از ایران به هند رفت، و از سال ۱۳۹۳ در فرانسه زندگی می کند.یزدانجو فعالیت ادبی خود را از سال ۱۳۷۶ آغاز کرد. نخستین داستان های کوتاه او در مجله کارنامه، به سردبیری هوشنگ گلشیری، منتشر شد و بعد از آن با نوشتن مقالات ادبی و انتقادی به وبلاگ نویسی و همچنین همکاری با نشریات مختلف پرداخت. یزدانجو نخستین مجموعه داستان خود، شب به خیر یوحنا، را در سال ۱۳۸۱ منتشر کرد و نخستین رمان اش، فرانکولا، یا پرومتۀ پسامدرن، در سال ۱۳۸۳ منتشر شد. موزۀ اشیای گم شده، دومین مجموعه داستان او، در سال ۱۳۸۸ منتشر شد. سومین مجموعه داستان یزدانجو، باران بمبئی، در سال ۱۳۹۵ منتشر شده است.به موازات فعالیت های ادبی، یزدانجو به تدوین و ترجمهٔ آثار پرشماری در زمینهٔ فلسفه های پسامدرنیسم و نگره های پساساختارگرایی پرداخته و، در کنار مولفانی مانند بابک احمدی، آرای برخی از مهم ترین متفکران معاصر، به ویژه رولان بارت، ژاک دریدا، و ژان بودریار، را به مخاطبان فارسی زبان معرفی کرده است. آخرین ترجمهٔ او در این زمینه پیشامد، بازی، و همبستگی، نوشتهٔ ریچارد رورتی، است.پیام یزدانجو از ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۸ به عنوان ویراستار و عضو هیئت تحریریه، و همچنین دبیر مجموعهٔ اندیشه گران انتقادی، با نشر مرکز همکاری داشته است. تدریس در دانشگاه هنر و دانشگاه سوره، و سخنرانی در مجامع فرهنگی و دانشگاهی، از جمله خانه هنرمندان ایران و دانشکده هنرهای زیبا، از دیگر فعالیت های او است.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "اوپانیشادها کتاب های حکمت" ثبت می‌کند