1. خانه
  2. /
  3. کتاب سیذارتا چنین زیست بود

کتاب سیذارتا چنین زیست بود

نویسنده: پیام یزدانجو
5 از 1 رأی

کتاب سیذارتا چنین زیست بود

Gautama Buddha
انتشارات: مرکز
٪10
315000
283500
معرفی کتاب سیذارتا چنین زیست بود
«سیذارتا: چنین زیست بودا» با ترجمه و بازسرایی مهدی جواهریان و پیام یزدانجو، زندگی سیذارتا گوتاما را در نقطه‌ای روایت می‌کند که تاریخ و اسطوره دیگر به‌آسانی از یکدیگر جدا نمی‌شوند. بودا شخصیتی تاریخی است، اما زندگانی او طی قرن‌ها در سنت‌های مختلف بودایی با روایت‌های دینی، معجزات، تمثیل‌ها و خاطره‌های جمعی درآمیخته است. کتاب به جای پاک‌کردن این لایه‌ها و ساختن زندگی‌نامه‌ای ظاهرا «علمی»، رخدادهایی را بازمی‌نویسد که در روایت‌های گوناگون بارها تکرار شده‌اند و به بزنگاه‌های اصلی زندگی و شکل‌گیری تعالیم بودا تبدیل شده‌اند. از همین رو با زندگی‌نامه‌ای متعارف روبه‌رو نیستیم؛ کتاب بیشتر می‌پرسد یک سنت دینی چگونه زندگی بنیان‌گذار خود را به روایتی دربارهٔ رهایی انسان تبدیل می‌کند. سیذارتا در این روایت شاهزاده‌ای است که جهان امن پیرامونش نمی‌تواند برای همیشه واقعیت رنج را از او پنهان کند. مواجهه با پیری، بیماری و مرگ، مسئله‌ای را پیش روی او می‌گذارد که بعدها مرکز آیین بودایی خواهد شد: اگر رنج جزء جدایی‌ناپذیر زندگی است، آیا راهی برای رهایی از چرخه‌ای وجود دارد که میل، دلبستگی و ناپایداری آن را استمرار می‌بخشند؟ خروج سیذارتا از زندگی درباری در این معنا صرفا ترک خانه نیست؛ ترک نوعی پاسخ ناکافی به مسئلهٔ وجود است. اما ریاضت نیز پاسخ نهایی نیست. یکی از نقاط تعیین‌کنندهٔ روایت زندگی بودا همین شکست آگاهانهٔ دو افراط است: زندگی در لذت و زندگی در خودآزاری. آنچه بعدها «راه میانه» نامیده می‌شود از تجربهٔ همین ناکامی شکل می‌گیرد. بیداری بودا زیر درخت بودی نیز در روایت سنتی لحظه‌ای ناگهانی و منفصل از مسیر پیشین نیست؛ نتیجهٔ جست‌وجویی است که طی آن پرسش از رنج، علت آن و امکان پایان یافتنش به صورت آموزه‌ای منسجم درمی‌آید. مزیت «چنین زیست بودا» در این است که آموزه‌های بودایی را تا حد ممکن در متن زندگی قرار می‌دهد. مفاهیمی چون ناپایداری، میل، رنج، شفقت و رهایی در مقام تعریف‌های انتزاعی وارد نمی‌شوند؛ خواننده می‌بیند چرا چنین مفاهیمی در روایت زندگی سیذارتا ضرورت پیدا می‌کنند. از همین جهت این کتاب با «دهاماپادا: چنین گفت بودا»، اثر دیگری که جواهریان و یزدانجو به فارسی عرضه کرده‌اند، رابطه‌ای مکمل دارد. «دهاماپادا» بیشتر با گفتار و حکمت بودایی سروکار دارد؛ «سیذارتا» زمینهٔ روایی‌ای را فراهم می‌کند که بسیاری از این آموزه‌ها در آن معنای ملموس‌تری پیدا می‌کنند. زبان کتاب نیز آگاهانه به سادگی یک زندگی‌نامهٔ جدید باقی نمی‌ماند. در نمونه‌های متن، تولد بودا با نشانه‌های کیهانی، شگفتی‌های طبیعت و تصاویر قدسی همراه است. چنین صحنه‌هایی را نباید گزارش تاریخی به معنای جدید کلمه خواند. آنها متعلق به زبان اسطوره‌اند؛ زبانی که می‌خواهد اهمیت یک زندگی را با تغییر در خود جهان نشان دهد. وقتی طبیعت با تولد بودا دگرگون می‌شود، ادعای روایت این نیست که خواننده با گزارشی قابل‌آزمایش روبه‌روست؛ می‌خواهد بگوید از منظر جامعه‌ای که این داستان را حفظ کرده، این تولد آغاز تغییری در نظم معنوی جهان بوده است. همین ویژگی مرز کتاب را نیز تعیین می‌کند. کسی که به دنبال زندگی‌نامه‌ای دانشگاهی بر پایهٔ تاریخ‌گذاری متون بودایی، بررسی منابع پالی و سنسکریت و تفکیک دقیق داده‌های تاریخی از افزوده‌های متأخر است، باید به پژوهش‌های تخصصی‌تر رجوع کند. «سیذارتا» چنین ادعایی ندارد. ارزشش جای دیگری است: روایتی فشرده و خواندنی از آن چهره‌ای از بودا که خود سنت بودایی طی قرن‌ها ساخته، حفظ و بازگویی کرده است. و شاید برای فهم بودا همین دو سطح باید هم‌زمان دیده شوند. پشت افسانه‌ها انسانی تاریخی قرار دارد که دربارهٔ رنج و رهایی اندیشیده است؛ اما بدون افسانه‌ها نیز نمی‌توان فهمید چرا زندگی او برای میلیون‌ها انسان به الگویی از بیداری تبدیل شد. «سیذارتا: چنین زیست بودا» میان این دو می‌ایستد: میان انسانی که زیست و بودایی که نسل‌های بعد در روایت آن زندگی ساختند.
درباره پیام یزدانجو
درباره پیام یزدانجو
پیام یزدانجو (زادهٔ ۱۳۵۴) نویسنده، مترجم، و پژوهشگر ایرانی است. ادبیات، فلسفه و هنر عرصه های اصلی فعالیت های او است. یزدانجو در سال ۱۳۸۸ از ایران به هند رفت، و از سال ۱۳۹۳ در فرانسه زندگی می کند.یزدانجو فعالیت ادبی خود را از سال ۱۳۷۶ آغاز کرد. نخستین داستان های کوتاه او در مجله کارنامه، به سردبیری هوشنگ گلشیری، منتشر شد و بعد از آن با نوشتن مقالات ادبی و انتقادی به وبلاگ نویسی و همچنین همکاری با نشریات مختلف پرداخت. یزدانجو نخستین مجموعه داستان خود، شب به خیر یوحنا، را در سال ۱۳۸۱ منتشر کرد و نخستین رمان اش، فرانکولا، یا پرومتۀ پسامدرن، در سال ۱۳۸۳ منتشر شد. موزۀ اشیای گم شده، دومین مجموعه داستان او، در سال ۱۳۸۸ منتشر شد. سومین مجموعه داستان یزدانجو، باران بمبئی، در سال ۱۳۹۵ منتشر شده است.به موازات فعالیت های ادبی، یزدانجو به تدوین و ترجمهٔ آثار پرشماری در زمینهٔ فلسفه های پسامدرنیسم و نگره های پساساختارگرایی پرداخته و، در کنار مولفانی مانند بابک احمدی، آرای برخی از مهم ترین متفکران معاصر، به ویژه رولان بارت، ژاک دریدا، و ژان بودریار، را به مخاطبان فارسی زبان معرفی کرده است. آخرین ترجمهٔ او در این زمینه پیشامد، بازی، و همبستگی، نوشتهٔ ریچارد رورتی، است.پیام یزدانجو از ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۸ به عنوان ویراستار و عضو هیئت تحریریه، و همچنین دبیر مجموعهٔ اندیشه گران انتقادی، با نشر مرکز همکاری داشته است. تدریس در دانشگاه هنر و دانشگاه سوره، و سخنرانی در مجامع فرهنگی و دانشگاهی، از جمله خانه هنرمندان ایران و دانشکده هنرهای زیبا، از دیگر فعالیت های او است.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب سیذارتا چنین زیست بود" ثبت می‌کند