هر بار با یک کاریکاتور خوب روبهرو میشویم، پیش از آنکه بفهمیم چرا لبخند میزنیم، چهرهای را شناختهایم که از تصویر واقعیاش هم آشناتر به نظر میرسد. مارتین پوپ، از همان سالهای نوجوانی مشغول کشیدن چهرههای قابلشناسایی بود. او در کتاب« چگونه کاریکاتور بکشیم» همین رمز را باز میکند: چطور میشود به یک صورت نگاه کرد، نقطهی متمایزکنندهاش را پیدا کرد و آنقدر هوشمندانه اغراقش کرد که هم بامزه باشد و هم بیهیچ تردیدی همان آدم. ساختار کتاب طوری چیده شده که خواننده بتواند هر بار سراغ یک بخش مشخص برود، تمرین کند و دوباره برگردد. پوپ با تعریف خودش از کاریکاتور آغاز میکند؛ پرترهای که بهجای ثبت بیطرفانهی چهره، همان جزئیاتی را که صاحبش را از بقیه متمایز میکند برمیگزیند و بار اضافه به آن میدهد. از همین نقطه، کتاب مسیر خودش را میسازد: انتخاب ابزار و مواد کار، مشاهده و تحلیل تناسبات صورت، پیدا کردن نقطهی قابلاغراق هر چهره، تمرین حالتهای صورت از روی حافظه، کار با نیمرخ، و سرانجام رسیدن به تناسبات و ژست بدن که یک کاریکاتور کامل را از یک طرح سادهی سر جدا میکند. برای تمرین، پوپ سراغ چهرههای شناختهشدهای مثل الویس پریسلی، جان لنون، مریل استریپ، بیانسه و آنجلینا جولی میرود؛ چهرههایی که خواننده از پیش در ذهن دارد و میتواند اغراقهای نویسنده را با تصویر ذهنی خودش بسنجد. آنچه این کتاب را از بسیاری راهنماهای مشابه جدا میکند، لحن آن است. پوپ زبان هنرمندی حرفهای را دارد که سالها از همین راه امرار معاش کرده، و همین تجربه در جایجای متن حس میشود. او تأکید میکند که میزان اغراق به سلیقهی هنرمند بازمیگردد؛ برخی تا مرز افراط پیش میروند و برخی با ظرافتی نزدیک به پرترهی واقعی باقی میمانند. این رویکرد، فضای کتاب را به گفتوگویی صمیمی با یک هنرمند باتجربه تبدیل میکند. نویسنده همچنین توصیه میکند خوانندهای که در طراحی پایه ضعیف است، بهتر است پیش از این کتاب یک منبع مقدماتیتر را تجربه کند. مخاطبان این کتاب طیف گستردهای را در بر میگیرند؛ از کسانی که کاریکاتور را شاخهای مهم از طراحی پرتره میدانند تا دانشجویانی که به دنبال نگاهی تازه به تناسبات صورت هستند و هنردوستانی که به دنبال سرگرمی خلاقانه میگردند.
درباره مارتین پوپ
مارتین پوپ شیمیدان فیزیک آمریکایی و استاد دانشگاه نیویورک بود.