آنچه از من مانده را جمع می کنم
و در خودم فرو می روم
قید هوا، پنجره
اصلا قید خودم را می زنم
اما باز هوایی در سرم می چرخد
که موهایش سیاه
شال افتاده بر گردنش، بنفش
و آن چند تار سفید پیچ خورده ی موهایش
بی نام ترین قشنگی دنیاست.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب زن نام دیگر تنهایی ست" ثبت میکند