1. خانه
  2. /
  3. کتاب در سایه ی گرگ ها

کتاب در سایه ی گرگ ها

3.2 از 1 رأی

کتاب در سایه ی گرگ ها

In The Shadow Of Wolves
٪15
49000
41650
معرفی کتاب در سایه ی گرگ ها
زمستان سال ۱۹۴۶ برای بسیاری از مردم پروس شرقی فقط دوره‌ی بعد از جنگ نبود؛ خود جنگ با شکل دیگری هنوز ادامه داشت. خانه‌ها ویران شده بودند، خانواده‌ها از هم پاشیده بودند و گرسنگی و سرمای شدید زندگی روزمره را به مسئله‌ی زنده‌ماندن تبدیل کرده بود. رمان «در سایه‌ی گرگ‌ها» نوشته‌ی آلویداس اشلپیکاس نویسنده‌ی لیتوانیایی، سراغ همین بخش کمتر شناخته‌شده از تاریخ اروپا می‌رود.
داستان درباره‌ی کودکانی آلمانی است که پس از فروپاشی آلمان نازی و اشغال پروس شرقی، بدون سرپرست یا همراه بزرگسال، برای پیدا کردن غذا و کمک به خانواده‌هایشان راهی لیتوانی می‌شوند. به این کودکان «گرگ‌بچه‌ها» یا Wolfskinder گفته می‌شد؛ کودکانی که برای زنده‌ماندن مجبور بودند از جنگل‌ها و مرزها عبور کنند، هویت واقعی خود را پنهان کنند و گاهی برای یک تکه نان کار کنند یا گدایی کنند. رمان بیشتر از میدان جنگ، به خانه‌های خالی، روستاهای فقیر، جاده‌های سرد و کودکانی نگاه می‌کند که باید خیلی زودتر از سنشان یاد بگیرند چگونه از خودشان مراقبت کنند. یکی از شخصیت‌های مهم داستان رناته است که برای پنهان‌کردن هویت آلمانی خود از نام ماریته استفاده می‌کند که همین تغییر نام یکی از نشانه‌های شرایطی است که شخصیت‌های کودک در آن قرار گرفته‌اند؛ آن‌ها برای زنده‌ماندن حتی نمی‌توانند آزادانه بگویند چه کسی هستند و از کجا آمده‌اند.
سرنوشت این کودکان فقط با گرسنگی و سرما گره نخورده است چرا که آن‌ها وارد محیطی می‌شوند که زبانشان متفاوت است و مردم محلی همیشه نمی‌دانند باید به آن‌ها اعتماد کنند یا نه. بعضی از آن‌ها با خطر دستگیری و خشونت روبه‌رو می‌شوند و بعضی دیگر مجبورند برای مدتی طولانی در جنگل‌ها، انبارها یا خانه‌های غریبه پنهان شوند. سفر برای این بچه‌ها معنای معمول سفر را ندارد؛ مقصد مشخصی در کار نیست و هدف اصلی رسیدن به جایی است که شاید در آن یک وعده غذا پیدا شود.
کودکان برای خانواده‌هایشان غذا می‌برند و گاهی دوباره برمی‌گردند، اما هر بار عبور از مرز می‌تواند آخرین سفرشان باشد. این شرایط باعث می‌شود رفتارهای ساده‌ای مثل پیدا کردن یک سیب‌زمینی، گرفتن یک تکه نان، پیدا کردن جایی برای خوابیدن یا اعتمادکردن به یک فرد غریبه اهمیت زیادی پیدا کند. اشلپیکاس در روایت این موقعیت‌ها، جنگ را از زاویه‌ی کسانی نشان می‌دهد که در تصمیم‌های سیاسی و نظامی هیچ نقشی نداشته‌اند؛ آن‌ها نه سربازند و نه سیاستمدار؛ کودکانی هستند که پیامدهای شکست، اشغال و آوارگی را با بدن و زندگی خود تجربه می‌کنند. همین زاویه باعث می‌شود مفهوم «بقای پس از جنگ» در مرکز داستان قرار بگیرد، نه خود جنگ و عملیات نظامی آن.
تغییر هویت کودکان برای زنده‌ماندن از موضوعات مهم است؛ این بچه‌ها باید زبان و گذشته‌ی خود را پنهان کنند و گاهی وانمود کنند اهل همان منطقه هستند. نامی که برای خود انتخاب می‌کنند فقط یک اسم تازه نیست؛ وسیله‌ای برای فرار از خطر است. کودکی که مجبور است زبان مادری‌اش را مخفی کند، دیگر نمی‌تواند مثل گذشته با خانواده، گذشته و حتی تصویر خودش از خودش ارتباط داشته باشد و از همین‌جا رمان از یک داستان تاریخی درباره‌ی آوارگی فراتر می‌رود و نشان می‌دهد جنگ چگونه می‌تواند زندگی کودکان را از پایه تغییر دهد.
آن‌ها در سن و سالی قرار دارند که باید مدرسه بروند، بازی کنند و در کنار خانواده باشند، اما شرایط تاریخی آن‌ها را به آدم‌هایی تبدیل کرده که باید مسیرهای خطرناک را بشناسند، رفتار بزرگسالان را تحلیل کنند و برای به‌دست‌آوردن غذا تصمیم بگیرند اما در کنار بی‌رحمی، رفتارهای انسانی و کمک‌های غیرمنتظره نیز وجود دارد. بعضی آدم‌ها با وجود فقر خودشان، به این کودکان غذا یا پناه می‌دهند. همین تضاد میان ترس و اعتماد، خشونت و مهربانی، بخش مهمی از تجربه‌ی کودکان را شکل می‌دهد و اجازه نمی‌دهد تصویر پس از جنگ به داستانی یک‌دست درباره‌ی شرارت یا قربانی‌بودن تبدیل شود.
«در سایه‌ی گرگ‌ها» بر اساس تحقیقات تاریخی و روایت‌های مربوط به «گرگ‌بچه‌ها» نوشته شده است؛ پدیده‌ای که برای سال‌ها در روایت‌های عمومی جنگ جهانی دوم کمتر دیده می‌شد. اشلپیکاس از یک اتفاق تاریخی مشخص، یعنی سرنوشت آلمانی‌های پروس شرقی پس از ورود ارتش شوروی، به زندگی آدم‌هایی می‌رسد که نام بسیاری از آن‌ها در کتاب‌های تاریخ ثبت نشده است. عنوان رمان نیز با همین وضعیت ارتباط دارد: کودکانی که برای ادامه‌ی زندگی مجبور بودند از خانه و خانواده فاصله بگیرند و در محیطی ناشناخته مانند موجوداتی بی‌پناه و گرسنه سرگردان شوند.
درباره آلویداس اشلپیکاس
درباره آلویداس اشلپیکاس

آلویداس شلپیکا یکی از با استعدادترین نویسندگان معاصر لیتوانیایی است که بین دنیای ادبیات، تئاتر، فیلم و تلویزیون در حال حرکت است. او شاعر، رمان نویس، نمایشنامه نویس، فیلمنامه نویس، بازیگر و کارگردان است. رمان او Mano vardas - Marytė (اسم من ماریته است) پرخواننده ترین رمان سال 2012 در لیتوانی شد و شش بار تجدید چاپ شده است. این کتاب یکی از ترجمه‌ترین کتاب‌های لیتوانیایی اخیر است و اکنون به زبان‌های بلاروسی، هلندی، استونیایی، آلمانی، لتونیایی، لهستانی و اوکراینی منتشر شده است.

این رمان از داستان واقعی دو زن الهام گرفته شده است که بخشی از گروهی از آوارگان در طول جنگ جهانی دوم به نام «بچه‌های گرگ» بودند. این نامی بود که به کودکان آلمانی، اغلب یتیم، که در پایان جنگ برای زنده ماندن و کار در لیتوانی به رودخانه نموناس از پروس شرقی رسیدند، داده می شد. آنها که در پروس شرقی (که هنوز بخشی از آلمان در آن زمان بود) به دنیا آمدند، به دلیل گرسنگی و وحشت ایجاد شده توسط ارتش شوروی رانده شدند تا به سرزمینی بیگانه - لیتوانی - پناه ببرند. شخصیت اصلی رمان، رناته، که خود را ماریته می نامد، نمادی است که چگونه زندگی می تواند بر چالش های سرنوشت غلبه کند. داستان خانواده ماریته مخمصه غم انگیز تعداد زیادی از پناهندگان در پروس شرقی و لیتوانی را در سالهای اول پس از جنگ افشا می کند. این رمان در ماهیت داستانی و سینمایی قوی خود قانع کننده است.

هم شعر و هم نثر آلویداس شلپیکا با سبک بصری زنده و درهم آمیختگی ظریف گذشته و حال مشخص می شود. پیچش‌های غیرمنتظره در سرنوشت و اعمال شخصیت‌های او از طریق بافت گذشته توضیح داده می‌شود، در حالی که پرتره‌های روان‌شناختی توسط محیط زندگی آنها، هم از طریق فضا و هم از طریق حقایق تاریخی شکل می‌گیرد.

 

 

اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب در سایه ی گرگ ها" ثبت می‌کند