مرز مبهم میان دیدن و خواندن، سالهاست که ذهن فیلسوفان، منتقدان و هنرمندان را به خود مشغول کرده و چالشهای فراوانی را در نظامهای نشانهشناسی به وجود آورده است. کتاب «نسبت کلمه با تصویر: گزارشی از مبانی فلسفی بلاغی» نوشته مجید پروانهپور، کالبدشکافی دقیقی از همین قلمرو میانرشتهای نوپا ارائه میدهد. مطالعات کلمه-تصویر در زمره حوزههای پژوهشی نسبتا جوانی است که با قلمروهای گوناگون از جمله هنر، تاریخ هنر، ادبیات، فلسفه و بلاغت پیوند عمیقی دارد. نویسنده در این اثر به ریشهیابی عمیق این پیوند میپردازد؛ جایی که کلمات به عنوان نشانههای قراردادی و تصویرها به عنوان نشانههای دیداری در یک فضای مشترک به تولید معنا دست میزنند. این رابطه یا رویارویی میان امر دیداری و امر مکتوب به طور خاص در قرن بیستم و از مجرای فعالیتهای گوناگون هنرمندان تجسمی و تاریخنگاران خوشفکر هنر مورد توجه قرار گرفت و نشان داد که چگونه تحولات این حوزه مطالعاتی با هنر معاصر و فلسفه گره خورده است. پروانهپور بستر تاریخی این خواهرخواندگی یا جنگ پنهان را از زمان افلاطون و ارسطو تا جمله معروف هوراس که میگفت شعر باید مانند نقاشی باشد، ردیابی میکند تا مخاطب آکادمیک درک کند که تصویر کجای متن پنهان شده و کلمه چطور در دل تصویر جان میگیرد. خواننده در فصول تحلیلی کتاب با چرخش تصویری مواجه میشود و درمییابد که چرا فرهنگ معاصر ما تمایل دارد از کلمهمحوری به سمت تصویرمحوری حرکت کند. نویسنده با ورود به آرای سه متفکر بزرگ فرانسوی یعنی ژیل دلوز، میشل فوکو و ژاک دریدا درباره تفکر، تصویر و نوشتار، برداشتهای سنتی و افلاطونی از بازنمایی کلامی و بازنمایی دیداری را به چالش میکشد. این فلاسفه به ما نشان میدهند که تصویر چگونه میتواند خارج از سیطره دلالتهای متنی عمل کند و متن چطور در کارهای هنرمندان مدرن، خصلتی کاملا بصری و فضایی به خود میگیرد. یکی از مفاهیم کلیدی و تخصصی که در این اثر به خوبی تبیین شده، اکفراسیس یا همان توصیف ادبی یک اثر هنری تجسمی است؛ فرآیندی که در آن شاعر یا نویسنده تلاش میکند با ابزار کلمه، یک نقاشی، مجسمه یا عکس را بازآفرینی کند. پروانهپور با تکیه بر نظریات منتقدان بزرگی چون دبلیو. جی. تی. میچل، این فرآیند ترجمه رسانهای را رمزگشایی میکند و نشان میدهد که در این انتقال، معنا چگونه دچار دگرگونی و بازتولید میشود. کتاب «نسبت کلمه با تصویر» نشان میدهد که این پژوهش چطور از یک بحث خشک و انتزاعی فاصله گرفته و با الگوهای عینی تاریخ هنر و ادبیات پیوند میخورد. از سنت نگارگری و خوشنویسی اصیل شرقی که نمونه کامل تلاقی خط و نقاشی است، تا سینما، عکاسی و هنرهای دیجیتال امروز، همگی زیر چتر مطالعات کلمه-تصویر قرار میگیرند. این کتاب بیش از آنکه درباره خود تصویرها یا ادبیات به شکل مجزا باشد، درباره فرایند شکلگیری معنا در نقطه تلاقی نگاه کردن و خواندن است. پروانهپور با رویکرد تحلیلی و بلاغی خود به مخاطب یاد میدهد که هنگام خواندن یک متن، تصاویر پنهان و استعارههای بصری آن را ببیند و زمان نگاه کردن به یک تابلوی نقاشی یا عکس، کلمات سکوتکرده و لایههای متنی درون آن را بشنود. طنین پایانی کتاب، دعوتی است به بازنگری در رسانههای نوین و شبکههای اجتماعی که امروزه به میدان اصلی ترکیب خالص و تفکیکناپذیر کلمه و تصویر تبدیل شدهاند.