مسئلهی هویتیافتگی در زنان غالبا از گرهگاهی ناپیدا اما بسیار عمیق آغاز میشود؛ جایی در مرز میان آنچه از مادر به ارث رسیده و آنچه متعلق به خود فرد است. کتاب «مادرم، خودم» نوشتهی نانسی فرایدی، روانشناسی تحلیلگر و پژوهشگر آمریکایی، دست روی همین نقطه حساس میگذارد تا یکی از سرنوشتسازترین روابط انسانی را تشریح کند. این اثر غیرداستانی که در حوزه روانشناسی عمومی و مطالعات زنان طبقهبندی میشود، به کشمکشهای درونی، پیوندهای عاطفی و چالشهای تفکیک هویت میان مادران و دختران پرداخته و نویسنده در این مسیر، پرده از الگوهای پیچیدهای برمیدارد که چگونه احساسات ناگفته، ترسها، سرکوبها و رفتارهای یک مادر، بیآنکه خاستگاه آشکاری داشته باشند، در ذهنیات و تصمیمهای بزرگسالی دخترش بازتولید میشوند. شیوهی پیشبرد بحث در این کار بر پایهی کاوشهای روانشناختی، روایتهای واقعی و بازخوانی تجربههای شخصی شکل گرفته و با پیوند زدن مشاهدات بالینی به مصاحبههای متعدد با زنان از سنین و پیشینههای گوناگون، ساختاری همهجانبه ایجاد میکند. تحلیلها گامبهگام از نخستین سالهای کودکی و وابستگی مطلق به مادر آغاز میشوند و تا دوران نوجوانی، تجرد، انتخاب همسر و حتی تجربه مادری خود دختر ادامه مییابند. فرایدی موقعیتهایی پویا را تصویر میکند که در آنها دختران میان میل به استقلال و ترس از گسستن پیوند عاطفی با مادر، دستوپاشان میلغزد و ماهیت احساسات متناقضی چون خشم، گناه، حسادت و رقابتهای پنهان بهروشنی بازنمایی میشود تا نشان داده شود که چرا جدا شدن از این کهنالگوی اولیه، تا این اندازه با احساس خیانت همراه است. ابعاد مهم دیگری که در بحث مطرح میشوند، به بازتعریف مفاهیمی نظیر «مادر کامل» و تأثیر آن بر شناخت زن از بدن، امیال و نقشهای اجتماعیاش اختصاص دارند. جامعه معمولا تصویری آرمانی و خالی از نقص از مادری ارائه میدهد، تصویری که امکان نقد یا ابراز خشم را از دختران میگیرد و آنها را در چرخهای از احساس گناه دائمی محبوس میسازد. «مادرم، خودم» عقیده دارد که برای دستیابی به بلوغ فکری و روانی، لازم است این تصویر تقدسیافته کنار زده شود تا مادر نه به عنوان یک نماد بیخطا، بلکه به عنوان انسانی با تمام محدودیتها، ناکامیها و آرزوهای تحققنیافتهاش دیده شود و تنها در صورت وقوع چنین درکی است که امکان بخشش واقعی و پذیرش تفاوتها فراهم میآید و فرد میتواند بدون تکرار ناخودآگاه الگوهای گذشته، مسئولیت زندگی و هویت خویش را بر عهده بگیرد. کتاب «مادرم، خودم» یادآوری میکند که دستیابی به هویت مستقل، به معنای طرد یا نادیده گرفتن ریشهها نیست؛ بلکه به معنای یافتن پاسخی شجاعانه به این پرسش است که چطور میتوان دیگری را دوست داشت و در عین حال، زندگی اختصاصی و اصیل خود را بنا نهاد.
درباره نانسی فرایدی
نانسی کولبر فرایدی یک نویسنده آمریکایی بود که در مورد موضوعات جنسی و آزادی زنان نوشت.