دشت سوزان

El Llano en llamas

مشخصات کتاب دشت سوزان
مترجم :
شابک :9789643116231
قطع :رقعی
تعداد صفحه :168
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :1950
نوع جلد :شومیز
سری چاپ :3
زودترین زمان ارسال :7 خرداد

معرفی کتاب دشت سوزان اثر خوان رولفو | ایران کتاب

«پدر، آن ها ما را کشتند.» «کی را؟» «ما را. وقتی داشتیم از رودخانه می گذشتیم. با گلوله هاشان آبکشمان کردند و همه مان را کشتند.» به کارگیری شیوه های متنوع داستان نویسی مدرن، طنز سیاه، نثر درخشان و گزیده گو و پرداختن به واقعیت های تحمل ناپذیر اما ناگزیر زندگی از برجسته ترین ویژگی های آثار خوان رولفوست. مجموعه داستان «دشت سوزان» و رمان «پدرو پارامو» خوان رولفو را به عنوان یکی از تواناترین نویسندگان آمریکای لاتین معرفی کرده و برای او شهرتی بی مثال به ارمغان آورده است.

کتاب دشت سوزان

قسمت هایی از کتاب دشت سوزان (لذت متن)
فکر کردم منتظرم مانده است تا مرا بکشد. به طورمبهم چیزی از او به یادم مانده بود، مثل یک خواب و رویا یادم آمد کی بود. دوباره آن آب باران سرد و طوفان آن شبی را احساس کردم که به شهر تلکامپانا پا گذاشتیم و آن جا را غارت کردیم. کم و بیش مطمئن بودم که پدرش همان پبرمردی بود که وقت ترک شهر، روانه آن دنیا کردیمش، وقتی دخترش را به زور روی زین اسبم نشاندم وکتکی از من نوش جان کرد تا آرام بگیرد و دست از گاز گرفتن بردارد، یکی از ما به کلهٔ پیرمرد تیری زد. دخترکه سیزده چهارده ساله بود و چشم های قشنگی داشت، خیلی با من کلنجار رفت، رام کردنش واقعا که کار حضرت فیل بود! بعد به من گفت: «یک پسر از تو دارم. این جاست.» و با انگشتش به پسر مردنی و بلند قدی که نگاهی ترسیده داشت، اشاره کرد: «کلاهت را بردار تا پدرت بتواند تو را ببیند!» و پسر کلاهش را برداشت. درست مثل من بود و در نگاهش نوعی پستی دیده می شد. زن که حالا دیگر زن من است، گفت: «او را هم آل پیچون صدا می کنند.» بعد ادامه داد: «اما راهزن یا قاتل نیست. بچه خوبی است.» سرم را پایین انداختم.