صوفیانه ها و عارفانه ها کتابی به قلم نادر ابراهیمی است با نام کامل صوفیانه ها و عارفانه ها: تاریخ تحلیلی پنج هزار سال ادبیات داستانی ایران. این کتاب تنها اثری است که نادر ابراهیمی درباره ی صوفیه نوشته است. ابراهیمی در این اثر در ابتدا منتخبی از بهترین آثار صوفیه را از ابتدای ظهور تصوف تا حمله ی غز ها ارائه می کند سپس این آثار را از منظرهای مختلف مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهد. او در ابتدا بر اساس اسناد و مدارکی که از کتاب موجود است، از نظر سبک نگارش نویسنده و ساختمان داستان اثر را مورد بررسی قرار می دهد سپس حکایت مورد نظر را از دیگر جنبه ها مانند جنبه های هنری و کارکردهای سیاسی و اجتماعی و اخلاقی و تربیتی و روان شناختی واکاوی می کند . مقدمه ی کتاب به طور کلی رویکرد و نگاه ابراهیمی را به این مقوله نشان می دهد بنابراین برای فهم و درک درست کتاب بسیار مفید خواهد بود.
این کتاب مشتمل بر دو فصل است به نام های: (مقدمات و مکالمات) و (نمونه ها و لحظه های تحلیلی آن ها) که فصل دوم نیز مشتمل بر 10 بخش می باشد. در مقدمات و مکالمات پس از 35 صفحه نویسنده مهم ترین پرسش را که همان چیستی عرفان و تصوف است را بی پاسخ می گذارد و خواننده در همان ابتدا که در عنوان کتاب گفته شده تحلیل پنج هزار ساله انتظار دارد تمایز بین این دو مقوله را پیدا کند اما سرگردان رها می شود و در صفحه 38 خواننده با جمله (تصوف همان عرفان است) رو به رو می شود که به نظر می رسد پاسخی این چنین مورد انتظار خوانندگان نیست. اگر چه که نویسنده قصد نداشته پا به دریایی بی کرانه بگذارد.
مردی بر در صومعۀ حسن بصری نشسته بود. حسن بصری بر بام صومعه نماز همی کرد. اندر سجده چندان بگریست که آب چشم از ناودان، بیرون دوید و بر جامۀ آن مرد افتاد. مرد بجست و گفت: این آب پاک است یا نه؟ حسن آواز داد: بدان نماز روا نبود که آب چشم عاصیان است.
مردی نزدیک پارسامردی کیسۀ پردرم به دست گرفته، گفت: یا استاد! دلم تاریک شده است. مرا پندی ده. پارسا گفت: اندر آن کیسه چه داری؟ گفت: درم. گفت: چند است؟ گفت: هزار درم. چیزی خواهم خرید. گفت: سر کیسه باز کن. باز کرد. پارسامرد یک درم برگرفت و گفت: پیش تر آی. پارسا آن درم بر چشم وی نهاد و گفت: چشم باز کن و بنگر. گفت: این درم بر چشم من است، نمی بینم. گفت: ای مرد! یک درم بر چشم سر نهادی، دنیا را نمی بینی. پس دو هزار درم بر دل نهاده ای، چگونه چشم دل تاریک نشود تا عقبی را ببینی؟
سلام و درود. مرحوم ابراهیمی در این کتاب که متاسفانه ، عجل، فرصت تالیف دیگر مجلدات آن را به ایشان نداد، با ذکر حکایت هایی از آثار عرفانی قدیم ، از زوایای تحلیل و نقد نویسندگی به برسی آن حکایتهای تمثیلی میپردازد. هدف برسی ادبیات چند هزارساله داستانی ایران زمین است از منظر نویسندگی و داستان پردازی و برای نویسنده گان . برای بررسی ادبی و علمی نثر، کتابی از مرحوم ملک الشعرا بهار در سه جلد موجود است. در کل برای لذت بردن از آثار هجویری و میبدی و بیهقی و جوینی و برادران غزالی و بیرونی و عطار و غیره و غیره ، باید به همان آثار مراجع کرد.که متاسفانه اکثر نویسندگان و شاعران جوان شعر و قصه میگویند بدونه آنکه در آثار زبان مادری چه کهن چه معاصر ،چه نظم و چه نثر ، غور شوند. و نتیجه میشود غزل سست و رمان بی ارزش ، فرهنگ مبتذل میگردد و حتی شعر مرحوم منزوی با ترانههای بدون ارزش برخی شاعران معاصر مقایسه میشود. نویسندگی و تألیف و نشر در نهایت میشود همان بازار بی فرهنگی که بالزاک در رمان معروفش گفته بود. از الزامات نوشتن ، اگر عدد ده را در نظر بگیرید، ۸تای آن فقط خواندن و مطالعه است ، یکی تفکر (جهانبینی )، دیگری نوشتن که شامل پرداخت و بازبینی و ویرایشهای مکرر است.
موجود نمیکنید؟
ابتدای کتاب (بعد از مقدمه) بسیار جالب بود. حکایاتی که از هجویری نقل شده بود بسیار زیبا و دلکش بود. نادر ابراهیمی توضیحاتی برای حکایات ارائه داده است که کمک به فهم آنها میکند و بعضا برداشتهایش دور از ذهن به نظر میرسید. کتاب خوبیست و مطالعه ان را به کسانی که عارفانههای کهن ایران زمین را دوست دارند و از مطالعه انها لذت میبرند توصیه میکنم.
فوق العاده است.قطعا هرکسی که ادعای افتخار به ادبیات کشورش میکنه باید بخونه
اگر علاقمند به داستانهای عارفانه کهن هستید نادر ابراهیمی در این کتاب، تاریخ و نقد و توضیحی بر این داستانها رو اورده که برای علاقمندان میتونه خیلی جالب باشه.