1. خانه
  2. /
  3. کتاب ارمان

کتاب ارمان

نویسنده: امانوئل بوو
3.45 از 6 رأی

کتاب ارمان

Armand
انتشارات: ماهی
٪10
240000
216000
معرفی کتاب ارمان
کتاب «ارمان» (Armand) دومین رمان امانوئل بوو، نویسنده برجسته ادبیات مدرن فرانسه است که نخستین بار در سال ۱۹۲۷ منتشر شد. این رمان در ادامه مسیر فکری و روایی بوو پس از اثر شناخته‌شده «دوستان من» نوشته شده و همان جهان سرد، واقع‌گرایانه و روان‌محور را دنبال می‌کند. بوو که به دلیل دقت بالا در بازنمایی جزئیات زندگی روزمره و ترسیم شخصیت‌های حاشیه‌نشین شناخته می‌شود، در «ارمان» نیز بر تجربه زیسته فردی تمرکز دارد که در ظاهر به ثبات رسیده اما در درون با بحران هویت و احساس ناامنی روبه‌رو است. فضای داستان در پاریس دهه بیست میلادی شکل می‌گیرد و بستری برای بررسی روابط انسانی در بطن تفاوت‌های طبقاتی فراهم می‌آورد.
داستان حول زندگی مردی به نام ارمان می‌چرخد که پس از دوره‌ای فقر و بی‌ثباتی، اکنون با زنی بیوه و متمول به نام ژان زندگی می‌کند. ژان از نظر مالی تامین‌کننده اوست و این وابستگی اقتصادی، چارچوب رابطه آن‌ها را شکل می‌دهد. اگرچه شرایط جدید، رفاه نسبی و آرامش ظاهری برای ارمان به همراه آورده، اما این وضعیت به جای اطمینان، نوعی اضطراب پنهان در او ایجاد کرده است. روایت نشان می‌دهد که ارمان چگونه میان احساس امنیت و حس تحقیر در نوسان است و چگونه گذشته او همچنان بر تصمیم‌ها و برداشت‌هایش سایه می‌اندازد. بوو بدون اغراق در رویدادها، این تعارض درونی را از طریق رفتارهای ساده و واکنش‌های روزمره شخصیت اصلی بازتاب می‌دهد.
نقطه مرکزی تحول داستان زمانی شکل می‌گیرد که ارمان به طور اتفاقی با دوست قدیمی خود، لوسین، روبه‌رو می‌شود. لوسین هنوز در همان وضعیت فقر و ناتوانی گذشته باقی مانده و حضور او یادآور زندگی پیشین ارمان است. این ملاقات، مقایسه‌ای ناخواسته میان دو مسیر متفاوت ایجاد می‌کند و باعث می‌شود ارمان نسبت به موقعیت فعلی خود دچار تردید شود. او از یک سو احساس مسئولیت و همدلی نسبت به لوسین دارد و از سوی دیگر، مواجهه با او احساس شرم و نارضایتی از وابستگی اقتصادی‌اش را تشدید می‌کند. بوو این بحران را نه از طریق درگیری‌های بیرونی، بلکه با تمرکز بر تزلزل ذهنی و واکنش‌های خاموش شخصیت اصلی پیش می‌برد.
«ارمان» نمونه‌ای شاخص از رئالیسم روان‌شناختی امانوئل بوو به شمار می‌رود. روایت با تمرکز بر جزئیات کوچک، سکوت‌ها، مکث‌ها و برداشت‌های ذهنی، تصویری دقیق از تنهایی شهری و شکنندگی روابط انسانی ارائه می‌دهد. شخصیت‌ها نه قهرمان‌اند و نه کنش‌گر، بلکه افرادی مردد و منفعل هستند که حتی در شرایط مطلوب نیز احساس امنیت نمی‌کنند. رمان بدون داوری اخلاقی، وابستگی، فقر، تفاوت طبقاتی و ناتوانی در برقراری رابطه متعادل را به نمایش می‌گذارد.
درباره امانوئل بوو
درباره امانوئل بوو
امانوئل بوو زاده ی ۲۰ آوریل ۱۸۹۸ و درگذشته ی۱۹ ژوئیه ۱۹۴۵ ، نویسنده قرن نوزدهم میلادی اهل فرانسه بود. او در پاریس از پدری یهودی مهاجر از اوکراین و مادری اهل لوکزامبورگ متولد شد. وی در Ecole alsacienne و Calvin de Genève تحصیل کرد. در 14 سالگی تصمیم گرفت رمان نویس شود. در سال 1915 ، وی به مدرسه شبانه روزی در انگلیس اعزام شد و در آنجا تحصیلات خود را به پایان رساند.
نظر کاربران در مورد "کتاب ارمان"
7 نظر تا این لحظه ثبت شده است

دل آدم میگیره از خوندنش. چقدر دنیا با آدمهای فقیر و تنها بیرحم برخورد میکنه. قهرمان داستان یه آدم واقعیه مثل خیلی از ماها که برای اشتباهات کوچیکمون تاوان سنگینی میدیم

1405/02/26 | توسطرعنا حدادان
0
| |

واقعا نتونستم بیشتر از 30 صفحه بخونم ...توصیفات بیش از حد و داستانی گنگ.

1405/01/24 | توسطayla mohammadi
0
| |

داستان خوب بود ولی نتونستم زیاد با فضاسازی ارتباط بگیرم. نمی‌دونم به خاطر ترجمه بد بود یا قلم نویسنده.

1405/01/12 | توسطکاربر سایت
0
| |

با خواندن این رمان یاد نقاشی‌های ادوارد هاپر افتادم .برای من همون انزوا ،تنهایی و طرد شدگی رو تداعی می‌کرد .انسانی تنها در کافه ای تاریک که در برابر سرنوشتش بی سلاح و بی دفاع بود ...

1405/01/07 | توسطپوریا فارسی
1
| |

داستانی‌ست ساده اما شگفت و ژرف. رمانک اَرمان، مهر تأییدی‌ست بر این‌که جهانی که در آن می‌زییم جهان لیاقت و شایستگی‌ست و همان چیزی را فراروی آدم‌ها می‌گذارد که سزاوارش هستند. گاه زندگی، روی خوشش را به ما می‌نمایاند، ولی اگر قدر ندانیم و در درونْ خود را سزاوار آن اقبال ندانیم، موهبت‌ها و گنج‌های رایگانی را از کف می‌دهیم و به وضع پیشین بازمی‌گردیم.

1404/12/16 | توسطمانی شایان
2
| |

شخصیتش شبیه شخصیت رمان ترس دروازه‌بان از ضربه پنالتی بود. فضای ذهنی عجیبی داشت. ترجمه هم خیلی خوب و دقیق تونسته این فضا را منتقل کنه

1404/12/12 | توسطعطیه مولازاد
2
| |

ترجمه‌ی اثر افتضاحه...واقعا از نشر ماهی بعید بود...

1404/12/02 | توسطمحمود آشیان
2
| |