«احمد شاملو»، شاعر، نویسنده، و مترجم برجسته و یکی از تأثیرگذارترین چهره ها در فرهنگ و ادبیات ایران به حساب می آید. از او بیش از هفتاد کتاب منتشر شده است که از جمله آن ها می توان به ترجمه حماسه «گیلگمش»، مجموعه شعر «آیدا در آینه» و کتاب «مثل خون در رگ های من» اشاره کرد.

«شاملو» که به دلیل نقش برجستهاش در گذار شعر فارسی از قالب های کلاسیک به «شعر سپید» (سبکی که تحت تأثیر یکی از بزرگترین چهره های الهامبخش برای او، «نیما یوشیج»، شکل گرفت) شهرت دارد، میراث ادبی ماندگاری را از خود بر جای گذاشت. او همچنین با انتشار مجموعه شعر «هوای تازه» به شهرتی فراگیر دست یافت. «شاملو» علاوه بر خلق اشعار جریانساز، مترجمی شناختهشده بود که آثار گوناگونی را از زبان فرانسه و دیگر زبان ها به فارسی برگرداند. او همچنین ویراستار اثر مهم «حافظ شیراز به روایت احمد شاملو»، نویسنده چندین کتاب کودک، نمایشنامهنویس، و روزنامهنگاری با جوایز متعدد در کارنامه خود بود.
«احمد شاملو» در سال 1984 نامزد دریافت جایزه «نوبل ادبیات» شد، و مدتی بعد در «کنگره بینالمللی ادبیات» در سال 1988 حضور یافت و در کشورهای مختلف اروپا به سخنرانی و شعرخوانی پرداخت. او همچنین جایزه «استیگ داگرمن» در سال 1999، جایزه «هلمن/همت» از سازمان «دیدهبان حقوق بشر» در سال 1990 و جایزه «فروغ فرخزاد» در سال 1973 شد.
متن پیش رو بخشی از مقدمه مجموعه «فریاد عاصی آذرخش» است که آثار منتشرنشده و پراکنده «احمد شاملو» در مطبوعات دوران مختلف را به مخاطبین ارائه می کند.
فقدان آرشیوهای کامل و منظم از یک سو، و از سوی دیگر گستردگی دامنه و تنوع فرمی آثار شاملو، در کنار شیوهی پراکندهی انتشار یافتنشان، او را به سرزمینی رازآلود مبدل ساخته که دستیابی به کرانههایش فرایندی است زمانبر، همواره گیجکننده، و با شرایط حاضر تقریباً ناممکن؛ «دالانی که درنوشته» است به هزارتویی میماند که به هر راهش گام بگذاری ردپایی از او و از شوریدگیاش بر دیوارههایش حک شده است. شاملو در دهههای جوانی و میانسالی، چنانچه آیدا نیز بارها گفته، «بیرحمانه خود را مصرف میکرد.»
از سوی دیگر، کارنامهی فعالیتهایش گویی به نحوی عامدانه چارچوبگریز است. در یک تصویر کلی او جانی است بیتابِ خلق فضاهای تازه، به هر طریق ممکن و در هر قلمرویی که بتوان صدایی بود: از نیمقرن شاعری و گشودن دروازهیی تازه بر شعر فارسی و جدالی خستگیناپذیرانه با پنداشت سنتی از «شعریت»، و سرانجام بر قلهی شعر سپید یله دادن، تا چهل سال فعالیت مطبوعاتی جانانه در نشریات مختلف و نیز قلمروهایی دیگر... قلمروِ ترجمه، که آنجا شاملو بر جایگاه اثرگذار و بحثانگیز «مترجم به مثابه مؤلف» ایستاده است، و یا قلمروِ گردآوری پژوهشگرانهی فرهنگ عامه، که در آن از صخرهی تنومند و بیشکلِ فرهنگی عظیم پیکرهیی غولآسا و تماشایی سوده و برآورده است. همچنین، به شهادت آثارش، او در میانهی تحولات سیاسی و اجتماعی نیز یکقلم از تکاپو بازننشسته، به هر نحو که شرایطش مهیا بوده، با نوشتن، سخنرانی کردن، سفرهای دورودراز و برگزاری شبهای شعر و بیان نظرگاههای رادیکال و پویندگیِ روشنفکری متعهد را تجسم بخشیده است.
در مجموعهی فریادهای عاصی آذرخش، که حاوی منتشرنشدههای احمد شاملو است و به مناسبت صدمین سالروز تولد او انتشار مییابد، تفکیک مجلدات براساس موضوع، و مبنای تدوین آثار در هر دفتر براساس تقدم تاریخی است (در وهلهی نخست تاریخ نگارش و در وهلهی دوم تاریخ انتشار).
در نگاهی کلی آثار منتشرشده در این مجموعه بر دو گونه است:
الف. بخش قابلتوجهی از نوشتههای چاپنشدهی شاملو که از آن میان میتوان به «شعرها» و «طرحهای شعر» (با عنوان فرعی «طرحهای بارانی»)، «سخنرانی»ها، تعدادی «نامه»، «گفتارهای متن» چند فیلم مستند که از نسخههای صوتی و یا تصویریشان پیاده شده، پیشنویس ترجمهی چهار رمان که نیمهکاره مانده، بخشی از پردهی نخست نمایشنامهی آنتیگون و داستان منظوم گودال حیوانات اشاره کرد. لازم به ذکر است که با انتشار مجموعهی حاضر در صدسالگی بامداد، بهجز چند مورد که در ادامه دربارهشان توضیح داده خواهد شد، شاملو اثر مکتوب چاپنشدهی دیگری ندارد. اما آثار چاپنشدهی او از این قرار است: پنج دفتر شعر و یک نمایشنامه که او در سال ۱۳۳۴ به نقی نقاشیان و رمان میراث که در سال ۱۳۵۵ به علیرضا میبدی به امانت سپرد اما آنها این آثار را به او پس ندادند، و نیز یک کتاب که در آرشیو خانهموزهی بامداد موجود است و در فرصتی دیگر به انتشار سپرده خواهد شد به نام حواشی و یادداشتها (یادداشتهای تحقیقی شاملو دربارهی حافظ و عصر او).
ب. نوشتههای قبلاً منتشرشدهیی که در نشریات سالهای دور و در مطبوعاتی کمیاب و گاه نایاب به صورت پراکنده انتشار یافته است. این آثار را طی چندین سال بازیابی و گردآوری و در یک سال و نیم اخیر برای انتشار دستهبندی و تنظیم کردهایم. از این گروه میتوان مجموعههایی همچون «یادداشتها» و «نوشتههای پراکنده» را سراغ کرد که شامل یادداشتهای ادبی، نقدهای هنری، و نیز مطالبی در باب مسائل روز اجتماعی و سیاسی است، همچنین «داستانهای تألیفی» و نیز «داستانهای ترجمه»، «پاسخ به نامهها» و «گفتوگوها» که گرد آمده و منتشر شده است. همانطور که پیشتر نیز اشاره شد، از آنجا که دسترسی به منابع کامل نبوده، ادعا نداریم که این مجلدات بیکموکاست تمامی نوشتههای چاپشدهی او را در مطبوعات شامل میشود.