اسطوره کودکی گمشده. درنگی بر شاهکار آلن فورنیه: مون بزرگ

اسطوره کودکی گمشده. درنگی بر شاهکار آلن فورنیه: مون بزرگ

«مون بزرگ» تنها اثر داستانی آلن فورنیه در سال ۱۹۱۳ منتشر شد و برای نویسنده آن شهرتی افسانه ای به همراه آورد.

آلن فورنیه در مجموعه قطوری که از مکاتباتش به چاپ رسیده از تأثیری سخن می گوید که جنبش سمبولیسم، موریس مترلینگ و به خصوص آرتور رمبو بر او گذارده اند. «مون بزرگ» تنها اثر داستانی آلن فورنیه در سال ۱۹۱۳ منتشر شد و برای نویسنده آن شهرتی افسانه ای به همراه آورد.

آلن فورنیه در دسامبر 1914 در جنگ جهانی اول کشته شد و جنازه اش هیچگاه به دست نیامد. در تاریخ ادبیات فرانسه نویسندگانی که توانسته باشند تنها با یک یا دو کتاب به جمع جاودانگان فرهنگ این کشور بپیوندند، بی گمان از دو یا سه تن تجاوز نمی کند. رمون رادیگه خالق رمان «دیو در تن» یکی از این نوابغ است که او هم مانند آلن فورنیه در جوانی درگذشت و شاید بتوان از پل نیزان هم یاد کرد. هرچند که او در جنگ دوم جهانی کشته شد.

همان طور که اشاره شد مون بزرگ در کنار مکاتبات، تنها اثر مهمی است که از این نویسنده منتشر شده و به تنهایی کافی است که او را در ردیف بهترین نویسندگان فرانسه قرار دهد. این کتاب به لحاظ استحکام سبک و ساختار داستان و پیشرفت تدریجی رمز و راز و حوادث فوق طبیعی که رنگی از متافیزیک شاعرانه نیز چاشنی آن است، کتابی کاملا پخته و هنرمندانه محسوب می شود.

مون بزرگ سرشار از رؤیاها و عوالم جوانی است و به گونه ای حیرت انگیز رؤیاهای سال های جوانی و میل ناشکیبای انسان ها در به دست آوردن و تحقق بخشیدن به این رؤیاها را به تصویر می کشد. در دهکده ای کوچک و مدرسه ای کوچک در منطقه سولونی (زادگاه نویسنده) ناگهان خواب و خیال به زندگی روزمره پا می گذارد، اگوستون مون قهرمان داستان با ورود خود به آن مدرسه به یک باره تحولی ژرف در همه امور دهکده به وجود می آورد. آشنایی مون با راوی داستان منجر به ایجاد پیوند دوستی محکم و صمیمانه ای بین آن دو می شود. با این همه اگوستن مون روستایی جوان اهل در، خود نیز در چنگال دنیایی اسرارآمیز گرفتار است. شبی بیان که بخواهد به دنبال حادثه ای در جاده، طعم سکر آور سرزمین گمشده (مدینه فاضله شخصی اش) را چشیدن است.

یک شب که خانه را ترک کرده، ره گم کرده در دورافتاده ترین گوشه سولونی به قصری نیمه واقعی و نیمه افسانه ای وارد می شود. اگوستن مون افسون شده و سرمست از حوادثی که در قصر می بیند، می فهمد که جشن عروسی پسر صاحب قصر با دختری اسرارآمیز از اهالی بورژ در پیش است که هیچ کس او را ندیده است. اما عروس جوان نرسیده است. او نخواهد آمد. نامزد او فرانتس دوگاله امید خود را از دست داده است، جشن عروسی پیش از آنکه آغاز شود، پایان می گیرد. باید به دهکده و به مدرسه بازگشت اما مون بزرگ از دیدن بانوی جوان و زیبایی که به یک نظر در تالاری دیده و در گردش با قایق به دنبال او رفته سخت شیفته و مفتون شده است. مون قبل از ترک آن بانو اسم خود را به او می گوید و او نیز نام خود را فاش می کند: (ایوون دوگاله) خواهر فرانتس دوگاله، مون به دهکده بر می گردد ولی از آن پس تغییرات فراوانی در او شکل می گیرد و دیگر آن قهرمان پرشور همیشگی نیست. همشاگردی های قدیمی مون موضوع را به خوبی حس می کنند و خود را کنار می کشند و تنها راوی است که مثل همیشه رازدار اوست و شیفته آن که شبی همراه او به قصر مرموز برود.

از این پس مون تنها برای این زنده است که دختر جوان را دوباره ببیند. ولی هنگام برگشت از سفر همانگونه که به وقت رفتن راه را گم کرده و اینک قادر به پیدا کردن آن نیست. روزی شاگرد تازه ای به مدرسه می آید، جوانی بی سر و پا و عجیب که سعی می کند نقشه ای را که مون بنا به خاطرات خود از مکان اسرارآمیز تهیه کرده است از او بدزدد. اما جوان ولگرد مدتی بعد نواری را که روی پیشانی خود بسته است، بر می دارد و خود را فرانتس دوگاله معرفی می کند و پیش از آن که ناپدید شود به مون خبر می دهد که خواهرش در پاریس است و یک نشانی به او می دهد و مون و دوستش را قسم می دهد که اگر روزی به آن دو احتیاج داشت به یاری اش بشتابند. مون به پاریس می رود ولی جز نامه های یأس آمیز برای روی نمی فرستد.

دوستش روزی به هنگام گردش تصادفاً راه قصر اسرارآمیز و نیز دختری که مون برای جست و جویش به پاریس رفته است، پیدا می کند. دختر جوان با شنیدن نام مون دچار هیجان می شود، مون و دختر با هم عروسی می کنند ولی در شب جشن عروسی فریادی اسرارآمیز شنیده می شود که فقط مون و راوی آن را می شناسند و... طرح و توطئه رمان مون بزرگ خصوصاً در اواخر کتاب تا حدی پیچیده است و معنایی کاملا نمادین دارد و هنرمندی آلن فورنیه در این نکته نهفته است که توانسته با موفقیت فراوان جزئیات داستان را با حال و هوای خیالی و رؤیا پیوند دهد.

در پایان باید به جنبه سمبولیک و نمادگرایانه داستان مون بزرگ، اشاره کرد. به زعم آلن فورنیه درجه ای از خوشبختی وجود دارد که چون یک بار به دست آمد، برگشت به آن غیرممکن است. مون در رؤیای خوشبختی ای به سر می برد که او را از دریافت و پذیرش خوشبختی های دیگر ناتوان می کند و مطلق بودن خواسته اش از او انسانی جدا می سازد که قادر نیست آرامش و رضایت را در موجودی متناهی بیابد. لذا به دنیای ذهن و مدینه فاضله شخصی اش پناه می برد. این رمان تاثیر فراوانی بر ادبیات معاصر فرانسه گذاشته است. به تعبیر پیر بودافر منتقد برجسته ادبیات فرانسه اگر آلن فورنیه، بدان زودی رخت از جهان برنمی کشید شاید یکی از بزرگترین رمان نویسان قرن ما می شد. چنین که آثار باقی مانده از او از جمله نامه هایی که به دوستانش نوشته از کیفیت بسیار کم نظیر در نویسندگی حکایت می کند.

اما اقبال فورنیه شاید در این بود که نویسنده یک کتاب باقی بماند و بدین طریق و برای همیشه اسطوره اش را با کودکی گمشده و بازیافته منطبق سازد.

 

 

 

برداشت از نشریه ادبی گلستانه شماره هشتادونه (آرش نقیبی)