کتاب مون بزرگ

Le Grand Meaulnes

  • قیمت : ۱۵,۸۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: مرکزمرکز
نویسنده: آلن فورنیه آلن فورنیه

معرفی کتاب مون بزرگ اثر آلن فورنیه

وقتی که مون برای اولین بار به شهر سولون پا می گذارد، همه را شیفته ی ظاهر جذاب، شجاعت و جذبه ی خود می کند. اما زمانی که در یک مهمانی عجیب در خانه ای اسرارآمیز شرکت می کند، زندگی اش برای همیشه تغییر می یابد. در مرکز این رمان تأثیرگذار، پسری قرار دارد که در مناطق حاشیه ای فرانسه زندگی می کند، دوست ندارد وارد دنیای آدم بزرگ ها بشود و حاضر است برای پیدا کردن عشقش، دست به کارهای غیرممکن بزند. کتاب مون بزرگ، نوشته ی آلن فورنیه، به انگیزه های دوران جوانی و ناامیدی های دوران بزرگسالی می پردازد و به شکل هیجان انگیزی، تصویری ماندگار از دوستی های شکست خورده و جوانی از دست رفته را به مخاطب ارائه می کند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی مون بزرگ


ویژگی ها کتاب مون بزرگ

جزو فهرست 100 کتاب قرن لوموند

فیلم هایی بر اساس این کتاب در سال های 1967 و 2006 ساخته شده است.

مشخصات کتاب مون بزرگ
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-305-660-5
تعداد صفحه :304
سال انتشار شمسی :1392
سال انتشار میلادی :1913
سری چاپ :3
بیشتر بخوانید

اسطوره کودکی گمشده. درنگی بر شاهکار آلن فورنیه: مون بزرگ

«مون بزرگ» تنها اثر داستانی آلن فورنیه در سال ۱۹۱۳ منتشر شد و برای نویسنده آن شهرتی افسانه ای به همراه آورد.

نکوداشت های کتاب مون بزرگ
An unforgettable French masterpiece.
یک شاهکار فرانسوی فراموش نشدنی.
Barnes & Noble

A masterly exploration of the world between boyhood and manhood.
کاوشی استادانه در دنیای میان نوجوانی و مردانگی.
Times Literary Supplement Times Literary Supplement

A dream-like tale of a lost love.
داستانی رویاگونه درباره ی عشقی از دست رفته.
Independent Independent

بخش هایی از کتاب مون بزرگ (لذت متن)
اگر معلم بودم به بچه ها یاد می دادم که عاقل باشند، عاقل به آن معنی که خودم می دانم. کاری نمی کردم که دلشان بخواهد همه ی دنیا را بگردند، آن طور که بدون شک شما، آقای سورل، موقعی که معلم بشوید خواهید کرد. من برعکس به بچه ها یاد می دادم که خوشبختی را در همان نزدیکی خودشان و در چیزهایی جست و جو کنند که ظاهرشان به خوشبختی نمی ماند.

آن جا خوابیده است. دیگر نه تب دارد و نه دست و پا می زند. دیگر چهره اش کبود نمی شود. دیگر انتظار نمی کشد. دیگر هیچ چیز نیست جز سکوت، و چهره ی سخت و بی جان و سفیدی میان هاله ای از پنبه، پیشانی مرده ای با دسته ای موی زبر و سخت.

این شب که دلم می خواست بی هیچ ماجرایی بگذرد به نحو عجیبی بر من سنگینی می کند. زمان می گذرد و این روزی که دلم می خواست از مدت ها پیش به پایان رسیده باشد، کم کم به آخر می رسد.