وقتی بچه بودم، دختری در روستایمان بود که از همه بیشتر دوستش داشتم؛ تا حدودی به خاطر این که از او می ترسیدم. یکی از دوستان جون بود؛ دو سال از من بزرگ تر، با قلبی بی پروا و پر از شور زندگی. جون ذات مهربانی داشت، و چون بزرگ تر از سنش به نظر می رسید، اغلب بچه های دیگر دستش می انداختند. ناری بود که همیشه به دفاع از او درمی آمد. وقتی در حملات قلدرها مداخله می کرد، حرفش را گوش می کردند. وقتی حرف های ظالمانه ی آن ها را محکوم می کرد، التماسش می کردند که آن ها را ببخشد. جلب کردن نظر موافق ناری مثل تابیدن خورشید روی آدم بود؛ یا این که من تصور می کردم چنین حسی دارد. او هیچ وقت توجه زیادی به من نمی کرد. آخرین باری که دیدمش یک سال پیش بود، زمانی که به درون رودخانه ی طوفانی پرید تا قایق هایی را که از اسکله جدا شده بودند بازگرداند. رودخانه خروشید و قایق ها... و ناری را... با خود به دریا برد. هیچ وقت فکر نمی کردم دوباره ببینمش. ولی الآن این جا، خندان و اشک ریزان، روبه رویم ایستاده است. «مینا، باورم نمی شه.» من را از آستانه ی در به داخل می کشد و در آغوش قوی اش می گیرد؛ و همچون گل های وحشی و نی های تنومندی که کنار رودخانه می رویند می خندد: «این که الآن این جایی یعنی... یعنی مردی!» آه، البته که این طوری فکر می کند. تنها راه ورود به سرزمین اشباح یا مردن است یا قبض روح شدن به دست اژدها؛ و او، مانند همه ی اهالی روستایم، همیشه می دانست شیم چیانگ قرار است عروس امسال باشد.
بنظرم زیادی فانتزی بود. من کتابای فانتزی خوندم. هری پاتر کورالاین فرانک اشتاین و چنتا کتاب جنایی معمایی ولی فانتزی این برام خیلی جذاب نبود. آخر کتاب رو دوست داشتم و برام غیر منتظره بود ولی کتابی نیست که به بقیه توصیه کنم.
بنظرم زیادی فانتزی بود. من کتابای فانتزی خوندم. هری پاتر کورالاین فرانک اشتاین و چنتا کتاب جنایی معمایی ولی فانتزی این برام خیلی جذاب نبود. آخر کتاب رو دوست داشتم و برام غیر منتظره بود ولی کتابی نیست که به بقیه توصیه کنم.
من خیلی این کتاب رو دوست داشتم من فک کنم تا الان دوبار این کتاب رو خوندم و هنوز هم کتاب مورد علاقم هست من از جای دیگه گرفتم این کتاب و ولی نشر مجازی معمولا هم توی ترجمه و هم توی کیفیت بهترینه من به شدت این کتابچه پیشنهاد میکنم یه کتابه که هم هیجان خوبی داره و هم ماجراجوییهای باحالی داره
من از نشر مجازی خوندم داستانش عالی بود و حالتی بود که اصلا نمیتونستی بفهمی آخرش چی میشه ولی کیفیت چاپ افتضاح بود رنگ آبی لبهها که سریع رفت،اون جلد سفیدش هم جاهایی که آبی بود رنگش رفت،جنس کاغذ هم جوری بود که چند ثانیه میگرفتم دستم کج میشد
از نشر دانش آفرین خوندم،ترجمه خوبی داشت،سانسور ندیم،و درمورد داستان باید بگم از نظر من لذت بخشتر دو جلدی دختر مهتاب بود،چون تکلم جلدی بود،داستان روندش سریع بود،فصلهای کوتاهی داشت و چون حالت معمایی داشت دوست داشتی ببینی آخرش چی میشه
بنظرم خیلی اقرار شده راجب این کتاب و واقعا چیز آنچنان جذابی نداشت و من حتی نتونستم ۱۰۰ صفحه ازش رو بخونم با احترام به نظر دوستان به نظرم واقعا کتاب مسخره ای بود
نظر تو هست من که میگم قشنگ بود
من ترجمه نشر مجازی رو خوندم روون و خوب بود داستانش رو دوست داشتم جذاب بود و باعث میشد نتونی زمین بذاریش
آیا این کتاب از انتشارات فانوس دانش سانسور دارد؟
نه نداره عزیزم
کتاب خوبیهاااا ولی بنظرم خیلی راجبش اغراق شده و اونقدرام جذاب نیست بنظرم معمولیه کسی که رمانهای خیلی قوی خونده باشه این کتاب براش خیلی معمولیه بیشتر برای کسایی جذابه که کتاب جذابی نخونده باشن تا حالا
نشر مجازی سانسور داره؟
این کتاب محشره اگر به فانتزی و شرق اسیا علاقه دارید.. از میلکان خوندم چیز خاصی سانسور نشده بود
من با ترجمه الهام صیفی کار و شیما کرمی خوندم که مال انتشارات دانش آفرین بود و خیلی کتاب خوبی بود با موضوع ترجمه و داستان خیلی جالب و عالی طوری که توی سه روز کل کتاب رو تموم کردم حتما بهتون پیشنهاد میکنم از همین انتشارات بخونید
واقعا عالی بود حتماااا بخونید
داستان قشنگی داشت، اوایلش یخورده نا امید شده بودم ازش اما وقتی خوندمش دیدم، واقعا ارزش خوندن داره. امیدوارم بازم ادامه داشته باشهـ•"
آره اولاش یکم کند بود ولی بعدش عالی بود
یه نشر بدون سانسور معرفی کنید دوستان:)
نشر مجازی
ملیکان آذربادم منظور و میرسونه
فانوس سانسور نداره
کتاببب خیلی قشنگ و ارومیه و پایانش به نظرم قابل حدس نبود اولش یکم کند پیش میره ولی بعد قشنگ میشه من از نشر مجازی خوندم و به نظرم درحدی بود که بشه فهمید جریان چیه
نشر مجازی نگیرید میلکان بگیرید خواهشا 😀۱۷ صفحه رو چاپ نکرده بود سانسورم داشت ۱۷ صفحهی تکراری داشت به جای اینکه بعد ۱۸۸ صفحه ۱۸۹ بیاد یهو رفت سر ۲۰۵
ببین عزیزم منم قبلا این اتفاق برام پیش اومده که مثلا ۲۰ صفحه رو یادشون رفته بود چاپ کنن که اون بیشتر برمیگرده به نوبت چاپش کتابی که من از مجازی گرفتم چاپ ۲۸ و کامل و قشنگ بود
من چاپ چهل و هفتم از نشر مجازی رو گرفتم خوب بود
ارزش خواندن داره؟ نشر مجازی سانسوره؟
بله سانسوره من هم میلیکان خوندم هم مجازی و مجازی هم سانسوره هم کتابی که من سفارش دادم ۱۷ صفحش چاپ تکراری بود ک ادامش نبود یعنی ۱۸۸ بعدش یهو تکراری سد دوبار رفت صفحه ۱۸۸ بعد مستقیم رفت سر صفحه ۲۰۵ به جز ظاهر هیچی دیگه نداره
سلام من داستانی که در فصل ۳۳ کتاب که مینا روی صخره رفت رو متوجه نشدم آیا خدای دریا روحش رو داد به شین و شین خدای دریا بود؟ و امپراتور که آسیب ندیده بود تیر که به خدای دریا خورده بود میشه لطفا داستان رو توضیح خلاصه بدید
عزیزم شما کلا اشتباه فهمیدی دوباره بخون
اینطوری بود که شین در اصل خدای دریا بود اونموقع پادشاه اون زمان نیر خورد بعد شین رفت پیشش بعد پادشاه آرزو کرد که نمیره اینطوری شد که روح هاشون با هم عوض شد و پادشا شد خدای دریا
سلام خطر اسپویل من کتابو تا الان تا نصفش خوندم اما یه چیزایی برام گنگه اگه خونده میشه بگه مثلا رویا قایق کاغذی پاره آرزویی که کرده بود و هیچوقت توی ننداخته بود چی بود و چرا وقتی لرد یو (درنا) مینا رو گرفته بود مینا گفت اگه منم بکشی شین زنده میمونه مگه اگه یکی شون بمیره یکی دیگشون هم نمیمیره؟
چون میخواست بگه هیچ طنابی بینشون نیست