«شرکت نمی کنم» اثر دیوید هیر، نمایشنامهنویس برجسته بریتانیایی، درامی سیاسی و روانشناختی است که نخستینبار در سال ۲۰۱۸ در تئاتر ملی لندن اجرا شد. این نمایشنامه در ظاهر درباره مسیر زندگی یک پزشک و کنشگر اجتماعی است، اما در لایه عمیقتر، پرسشی بنیادی را پیش میکشد: آیا تغییر واقعی از بیرون ساختار قدرت ممکن است، یا هر کنشگر جدی ناگزیر است وارد همان نظامی شود که زمانی آن را نقد میکرد؟ داستان حول محور پائولین گیبسون میچرخد؛ پزشکی متعهد که پس از تجربه شخصی و حرفهای خود در نظام درمانی، برای جلوگیری از تعطیلی یک بیمارستان محلی دست به اعتراض و سازماندهی کمپینی مردمی میزند. او در ابتدا قصد ورود به سیاست رسمی را ندارد و فعالیتش از جنس واکنشی اخلاقی و انسانی است؛ تلاشی برای دفاع از چیزی ملموس، یعنی سلامت و کرامت بیماران. اما موفقیت کمپین، او را به چهرهای عمومی تبدیل میکند و همین شهرت ناخواسته، مسیر زندگی او را به سوی پارلمان و سپس احتمال رهبری سیاسی سوق میدهد. عنوان نمایشنامه، «شرکت نمی کنم»، از همین مقاومت درونی و بیرونی پائولین سرچشمه میگیرد؛ انکاری که هرچه بیشتر تکرار میشود، بیشتر نشانه امکان وقوع همان چیزی است که او از آن میگریزد. در برابر پائولین، جک گولد قرار دارد؛ دوست و معشوق سابق او که به سیاست حزبی و سازوکارهای رسمی قدرت وفادار است. جک نماینده نوعی عملگرایی سیاسی است: باور به اینکه تغییر پایدار فقط از طریق نهادها، حزب، سازش و قدرت اجرایی امکانپذیر است. پائولین، در مقابل، به اصالت کنش فردی و اخلاقی تکیه دارد و از این میترسد که ورود به ساختار، او را از درون تهی کند. تقابل این دو شخصیت، هسته دیالکتیکی نمایشنامه را میسازد. هیر هیچکدام را بهسادگی قهرمان یا ضدقهرمان نمیکند؛ هر دو بخشی از حقیقت را در اختیار دارند و هر دو در معرض شکست اخلاقیاند. ساختار روایی نمایشنامه غیرخطی است و با رفتوبرگشت میان گذشته و حال، رابطه شخصی پائولین و جک را در کنار تحول سیاسی آنها نشان میدهد. این شیوه باعث میشود سیاست در اثر، صرفا امری عمومی و بیرونی نباشد، بلکه با حافظه، عشق، رنج، جاهطلبی و زخمهای شخصی پیوند بخورد. دیوید هیر نشان میدهد که قدرت فقط در نهادها عمل نمیکند؛ قدرت در روابط انسانی نیز نفوذ میکند، در انتخاب واژهها، در سکوتها، در وفاداریها و در خیانتهای کوچک. یکی از مضامین مهم «شرکت نمی کنم» مسئله اصالت سیاسی است. پائولین محبوب میشود چون شبیه سیاستمداران حرفهای حرف نمیزند و از دل تجربه واقعی سخن میگوید. اما همین اصالت، وقتی وارد میدان رسانه، حزب و افکار عمومی میشود، به سرمایهای سیاسی تبدیل میگردد. نمایشنامه با ظرافت نشان میدهد که حتی صداقت نیز وقتی در معرض ماشین قدرت قرار گیرد، میتواند مصرف، بستهبندی و مدیریت شود. از این منظر، اثر فقط نقد سیاستمداران نیست، بلکه نقد سازوکاری است که هر نیروی زنده و مستقل را یا جذب میکند، یا فرسوده میسازد، یا به حاشیه میراند. نقطه قوت نمایشنامه در شخصیتپردازی پائولین و دیالوگهای دقیق آن است. او زنی قدرتمند، آسیبپذیر، باهوش و متناقض است؛ نه قدیس است و نه فرصتطلب. بااینحال، اثر گاهی بیش از حد به گفتوگوهای نظری تکیه میکند و در برخی صحنهها به مناظرهای فکری نزدیک میشود. همچنین شناخت کامل برخی لایههای آن نیازمند آشنایی با ساختار سیاسی و درمانی بریتانیاست. در نهایت، «شرکت نمی کنم» نمایشنامهای درباره بهای تغییر است. هیر نشان میدهد که بیرون ماندن از قدرت ممکن است به پاکی اخلاقی بینجامد، اما خطر بیاثری دارد؛ و ورود به قدرت ممکن است امکان اقدام فراهم کند، اما به قیمت فرسایش درونی تمام شود. ارزش اثر در این است که پاسخ قطعی نمیدهد. پائولین در آستانه تصمیمی میایستد که فقط سیاسی نیست، بلکه هستیشناختی است: آیا انسان میتواند وارد سیستم شود و همچنان خودش باقی بماند؟ این پرسش، نمایشنامه را از یک درام سیاسی روز فراتر میبرد و به تأملی انسانی درباره فردیت، مسئولیت و وسوسه قدرت تبدیل میکند.
درباره دیوید هیر
دیوید هر (David Hare؛ زادهٔ ۵ ژوئن ۱۹۴۷) نمایشنامهنویس، فیلمنامهنویس، و کارگردان اهل بریتانیا است. وی همچنین برنده جوایزی همچون جایزه اسکار بهترین فیلمنامه اقتباسی شده است. فیلم او وتربی در ۱۹۸۵ برنده خرس طلایی از جشنواره فیلم برلین شده است.