کتاب معجزه ذهن

Mojezeye Zehn
برترین ورزشکاران ایران چگونه می اندیشند
کد کتاب : 110714
شابک : 978-6226489317
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 340
سال انتشار شمسی : 1399
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 2
زودترین زمان ارسال : 17 اسفند

معرفی کتاب معجزه ذهن اثر خسرو حمزه

خسرو حمزه در کتاب معجزه ذهن به یک سوال بسیار مهم پاسخ داده است: برترین ورزشکاران ایران چگونه میاندیشند؟ این کتاب به شما کمک میکند تا با طرز تفکر، اندیشهها و دغدغههای ورزشکاران و سیر آمادگی ذهنی آنان برای شرکت در مسابقات آشنا شوند.

قهرمانان شاخص ، حتی اگر سابقه همکاری با یک روانشناس را نداشته باشند معمولا به شکل تجربی و غیر آکادمیک یاد گرفتهاند که چطور با ذهن خود رفتار کنند تا در لحظات دشوار بهترین عملکرد را داشته باشند. نکته جالب اینکه برخی از روشهایی که این قهرمانان برای رسیدن به برتری ذهنی در برابر حریفان خود استفاده میکنند اساسا با روشهای آکادمیک و دانشگاهی که روانشناسان کم تجربه در حیطه ورزش، اصرار به انتقال آنها به ورزشکاران دارند متفاوت هستند.

کتاب معجزه ذهن شامل مصاحبه با سی و یک قهرمان ورزش کشور است. او در این کتاب مخاطبان را با تجربیات ورزشکاران مختلف و چهرههای موفق ورزش ایران و آسیا آشنا میکند و از تجربیات آمادهسازی ذهنی آنان پیش از شرکت در مسابقات مختلف صحبت میکند .خسرو حمزه تلاش کرده است تا با ورزشکاران شاخص در رشتههای مختلف ورزش انفرادی از جمله کشتی، تکواندو، کاراته، ووشو و بوکس، ورزشهای رکوردی از جمله وزنهبرداری، تیراندازی، تیر و کمان، قایقرانی و دو و میدانی و ورزشهای میدانی و تیمی مانند فوتبال، بسکتبال، والیبال و واترپلو صحبت کند تا کتابی جامع و کامل در اختیار مخاطبان قرار بدهد. در این کتاب با تجربیات روانی ورزشکارانی مانند حمید سوریان، علیرضا حیدری، یوسف کرمی، زهرا نعمتی و... آشنا میشوید.

(برگرفته از متن ناشر)

کتاب معجزه ذهن

خسرو حمزه
دکتر خسرو حمزه دارای مدرک کارشناسی روانشناسی بالینی، کارشناسی ارشد روانسنجی و دکتری مشاوره خانواده است. او از فارغالتحصیلان دوره‌ی یک ساله‌ی مربیگری مهارت‌های ذهنی کمیته ملی المپیک بوده، همچنین دانش آموخته دوره فشرده مسترِ روانشناسیِ ورزشی در کشور ایتالیاست. وی در سه دوره المپیک 2008 ، 2012 و 2016 و همچنین سه دوره بازی‌های آسیایی 2010، 2014 و 2018 به عنوان روانشناس در تیم‌های ملی مختلف همچون کشتی، تکواندو، فوتبال امید، قایقرانی، واترپلو، تیر و کمان و… مشغولِ آم...
قسمت هایی از کتاب معجزه ذهن (لذت متن)
همه فینال هایی که برگزار کردم سخت بودند، اما فینال المپیک متفاوت تر و سخت تر بوده و خاطراتی درباره آن دارم که جالب است. با توجه به تجربه ای که در المپیک ۲۰۰۸ داشتم و پنج طلا جهانی، که سه تا قبل از المپیک ۲۰۰۸ و دو تا از آن ها قبل از المپیک ۲۰۱۲ به دست آمده بود، به نوعی می توان گفت از حیث افتخار نسبت به حریفانی که در المپیک ۲۰۱۲ داشتم قابل قیاس نبودم، اما جای خالی مدال المپیک قطعا احساس می شد و تمام آمال و آرزوهایم به دست آوردن آن مدال بود. شاید اگر من نقره المپیک هم می گرفتم باز هم لذتی را که در دنیای قهرمانی برای خودم متصور بودم نمی توانست به من بدهد. نهایتا استرس خیلی عجیب و غریبی را تحمل کردم و در لحظات آخر که می خواستم برای فینال حاضر شوم، کسی که کنار روشن بایراموف آذربایجانی رقیب فینالیست من قرار داشت، فرید منصوراف آذربایجانی بود. قهرمانی که قهرمانی المپیک و قهرمانی پیاپی جهان را داشت و یکی از کسانی بود که الگوی من محسوب می شد و همراهی رقیبم، روشن بایراموف توسط یکی از الگوهای کشتی من، کار را برای من سخت تر می کرد. من اولین کسی بودم که در المپیک ۲۰۱۲ داشتم کشتی می گرفتم و به نوعی کشتی من چراغی را روشن می کرد که بقیه بچه ها هم آن مسیر را ادامه بدهند.

بیشترین فشار روانی که در مسابقات تجربه کردید مربوط به کدام مسابقه بوده؟ همه فینالهایی که برگزار کردم سخت بودند، اما فینال المپیک متفاوتتر و سختتر بوده و خاطراتی درباره آن دارم که جالب است. با توجه به تجربهای که در المپیک ۲۰۰۸ داشتم و پنج طلا جهانی، که سه تا قبل از المپیک ۲۰۰۸ و دو تا از آنها قبل از المپیک ۲۰۱۲ به دست آمده بود، بهنوعی میتوان گفت از حیث افتخار نسبت به حریفانی که در المپیک ۲۰۱۲ داشتم قابل قیاس نبودم، اما جای خالی مدال المپیک قطعا احساس میشد و تمام آمال و آرزوهایم به دست آوردن آن مدال بود. شاید اگر من نقره المپیک هم میگرفتم باز هم لذتی را که در دنیای قهرمانی برای خودم متصور بودم نمیتوانست به من بدهد. نهایتا استرس خیلی عجیب و غریبی را تحمل کردم و در لحظات آخر که میخواستم برای فینال حاضر شوم، کسی که کنار روشن بایراموف آذربایجانی رقیب فینالیست من قرار داشت، فرید منصوراف آذربایجانی بود. قهرمانی که قهرمانی المپیک و قهرمانی پیاپی جهان را داشت و یکی از کسانی بود که الگوی من محسوب میشد و همراهی رقیبم، روشن بایراموف توسط یکی از الگوهای کشتی من، کار را برای من سختتر میکرد. من اولین کسی بودم که در المپیک ۲۰۱۲ داشتم کشتی میگرفتم و بهنوعی کشتی من چراغی را روشن میکرد که بقیه بچهها هم آن مسیر را ادامه بدهند. صحبتهایی بین من و آقای بنا رد و بدل میشد که بتوانم استرسم را کنترل کنم و با خیال راحت و آرام بر روی تشک حاضر شوم. در آن موقعیت برای لحظاتی حس کردم که آقای بنا هم فشاری را که برای من ایجاد شده بود حس میکند. فکر کنم چون ایشان هم اولین تجربه مربیگری در فینال المپیک را تجربه میکرد. از سوی دیگر بین ما ارتباطی عاطفی برقرار شده بود و هم زحماتی که در کنار هم طی سالها کشیده بودیم تا به آن مسابقات برسیم حس مشترکی را به وجود آورده بود. نهایتا تحمل آن فشار برای هر دو ما سخت بود و در لحظات آخر که آمدیم از تونل عبور کنیم برای رفتن به روی تشک ضرباتی که آقای بنا برای برانگیختهتر کردن من، به پشتم زدند و صحبتهایی که با من کردند از هر جهت من را برای شروع خوب آماده کرد. مضمون اصلی صحبت ایشان این بود که باهمدیگر میرویم و این کار نیمهتمام را باهم تمام میکنیم. واقعا در آن لحظه احساس میکردم که تنها نیستم و من و محمد بنا قرار است دست به این کار بزنیم و این حس به من خیلی کمک کرد، الان که آن صحنههای روی تشک رفتن فینالم را نگاه میکنم از چهره خودم متوجه میشوم که من قبل از اینکه روی تشک حضور پیدا کنم برنده مسابقه بودم، چون در رقابتهای انفرادی اگر برای پیروزی ثانیهای تردید کنی قطعا شکست میخوری.