1. خانه
  2. /
  3. کتاب شلایرماخر

کتاب شلایرماخر

3.5 از 1 رأی

کتاب شلایرماخر

دانشنامه فلسفه استنفورد
Friedrich Daniel Ernst Schleiermacher
٪10
297500
267750
معرفی کتاب شلایرماخر
«فریدریش دانیل ارنست شلایرماخر» در دانشنامه فلسفه استنفورد به قلم مایکل ان. فورستر، یکی از دقیق‌ترین و راهگشاترین معرفی‌ها به اندیشه این متفکر آلمانی است؛ متفکری که اغلب تنها در مقام الهی‌دان، مفسر کتاب مقدس یا چهره‌ای وابسته به رمانتیسم آلمانی شناخته می‌شود، اما فورستر نشان می‌دهد که جایگاه واقعی او بسیار فراتر از این طبقه‌بندی‌های محدود است. در این مدخل، شلایرماخر نه فقط به‌عنوان یک متفکر دینی، بلکه به‌مثابه یکی از بنیان‌گذاران مهم هرمنوتیک مدرن، یکی از پیشگامان فلسفه زبان و شخصیتی اثرگذار در مباحث معرفت، ترجمه و دیالکتیک بازخوانی می‌شود. ارزش اصلی این نوشته در آن است که تصویری نظام‌مند، متنی و در عین حال اصلاح‌گر از جایگاه شلایرماخر در تاریخ فلسفه ارائه می‌دهد. فورستر در همان گام نخست می‌کوشد با یک بدفهمی رایج مقابله کند: این تصور که شلایرماخر صرفا متألهی دینی است که سهم اصلی‌اش به حوزه الهیات پروتستان محدود می‌شود. برعکس، او استدلال می‌کند که شلایرماخر از معدود متفکرانی است که در چندین حوزه بنیادین، از هرمنوتیک گرفته تا نظریه زبان، ایده‌هایی عرضه کرده که بعدها در سنت‌های بسیار متفاوتی پژواک یافته‌اند. از این منظر، مدخل فورستر پروژه‌ای بازشناسانه نیز هست: تلاشی برای بیرون آوردن شلایرماخر از زیر سایه چهره‌هایی چون کانت، هگل و حتی گادامر، و نشان دادن اینکه بسیاری از پرسش‌های مدرن درباره فهم، معنا و زبان پیشاپیش در آثار او صورت‌بندی شده‌اند. مهم‌ترین بخش این مدخل به هرمنوتیک اختصاص دارد. فورستر توضیح می‌دهد که پیش از شلایرماخر، هرمنوتیک بیشتر مجموعه‌ای از قواعد خاص برای تفسیر متون دشوار، به‌ویژه در حوزه الهیات و حقوق، بود. شلایرماخر این چارچوب محدود را دگرگون کرد و هرمنوتیک را به نظریه‌ای عام درباره هنر فهمیدن بدل ساخت. این دگرگونی بسیار مهم است، زیرا از نگاه او فهمیدن صرفا عملی مربوط به متون مقدس یا آثار کلاسیک نیست، بلکه ساختاری عمومی در هر شکل از ارتباط زبانی و انسانی دارد. فورستر با دقت نشان می‌دهد که شلایرماخر در این مسیر، تفسیر را متکی بر دو بعد مکمل می‌فهمد: تفسیر دستوری و تفسیر روان‌شناختی یا فنی. اولی بر زبان، قواعد نحوی، کاربرد واژگان و افق زبانی مشترک تمرکز دارد؛ دومی بر فردیت مولف، شیوه اندیشیدن او و آن جنبه خلاقی که متن را از صرف کاربرد قواعد عمومی متمایز می‌کند. اهمیت این دوگانه در آن است که فهم متن نه فقط با مراجعه به زبان عمومی ممکن می‌شود و نه فقط با حدس نیت مولف؛ بلکه در تنش و رفت‌وآمد میان این دو سطح شکل می‌گیرد. در ادامه، فورستر نشان می‌دهد که چرا هرمنوتیک شلایرماخر را باید با فلسفه زبان او پیوند زد. یکی از بنیادی‌ترین مدعاهای شلایرماخر این است که اندیشه و زبان از هم جدا نیستند. انسان پیش از زبان، دارای دستگاهی مفهومی کامل و مستقل نیست که بعدا آن را در واژه‌ها بریزد؛ بلکه خود اندیشیدن در بستر زبان و از طریق آن صورت می‌گیرد. فورستر این نکته را یکی از وجوه شگفت‌انگیز مدرن بودن شلایرماخر می‌داند، زیرا این ایده بعدها به اشکال گوناگون در سنت‌های فلسفه زبان، هرمنوتیک و حتی برخی گرایش‌های فلسفه تحلیلی تکرار شد. از این منظر، تفاوت زبان‌ها صرفا تفاوت در نشانه‌ها نیست، بلکه می‌تواند به تفاوت در ساخت‌بندی جهان و صورت‌بندی تجربه نیز بینجامد. همین نکته، مبنای اهمیت نظریه ترجمه او می‌شود. در بخش مربوط به ترجمه، فورستر به یکی از مشهورترین دستاوردهای شلایرماخر می‌پردازد. از نظر او، ترجمه هرگز انتقال مکانیکی معنا از ظرفی به ظرف دیگر نیست، زیرا هر زبان حامل شیوه خاصی از دیدن و ساختن جهان است. به همین دلیل، مترجم همواره با انتخابی دشوار روبه‌روست: یا متن را به جهان خواننده نزدیک کند، یا خواننده را به جهان متن ببرد. فورستر نشان می‌دهد که شلایرماخر گرایش دارد ترجمه خوب را در حفظ نوعی بیگانگی سازنده ببیند؛ یعنی ترجمه‌ای که تفاوت افق زبانی و فرهنگی متن اصلی را تا حد امکان از میان نبرد. این دیدگاه، بعدها در نظریه‌های مدرن ترجمه، به‌ویژه در مباحث مربوط به بیگانه‌سازی در برابر بومی‌سازی، اهمیت فراوان پیدا کرد. مدخل فورستر همچنین به دیالکتیک شلایرماخر می‌پردازد؛ حوزه‌ای که کمتر از هرمنوتیک او شناخته شده، اما برای فهم دستگاه فکری‌اش بسیار مهم است. برخلاف دیالکتیک نظام‌مند و کل‌گرای هگل، دیالکتیک نزد شلایرماخر بیشتر نوعی روش گفت‌وگویی برای آزمودن، تصحیح و نزدیک شدن به معرفت است. دانش در اینجا امری فردی و بسته نیست، بلکه در بستر مکالمه، اجتماع علمی و تعامل میان دیدگاه‌ها شکل می‌گیرد. فورستر از این رهگذر نشان می‌دهد که شلایرماخر نه‌تنها متفکری درباره متن، بلکه متفکری درباره شرایط اجتماعی و زبانی امکان معرفت نیز هست. بخش مهم دیگر م
درباره مایکل فورستر
درباره مایکل فورستر
مایکل نیل فورستر (زاده ۹ دسامبر ۱۹۵۷) فیلسوف آمریکایی و پروفسور الکساندر فون هومبولت، دارنده کرسی فلسفه نظری و مدیر مرکز بین‌المللی فلسفه در دانشگاه بن است. او قبلاً استاد خدمات برجسته گلن A. لوید در فلسفه و کالج دانشگاه شیکاگو بود. فورستر به دلیل تخصص خود در هرمنوتیک شناخته شده است.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب شلایرماخر" ثبت می‌کند