سرپناه بارانی

Sheltering rain

  • قیمت : ۲۹,۰۰۰ تومان
  • قیمت برای شما : ۲۳,۲۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: میلکانمیلکان
نویسنده:

معرفی کتاب سرپناه بارانی اثر جوجو مویز

کتاب سرپناه بارانی، رمانی عاشقانه نوشته ی جوجو مویز است که نخستین بار در سال 2002 به انتشار رسید. کیت از زمانی که در جوانی، خانه ی روستایی شان در ایرلند را ترک کرد، از مادرش دور افتاد؛ او از همین رو قسم خورد که همیشه مانند یک دوست در کنار دخترش، سابین، باقی بماند. اما تاریخ، خود را تکرار می کند و حالا کیت، با شکافی در حال گسترش میان خود و دخترش مواجه است. سابین می خواهد به ایرلند برود تا مادربزرگی را ببیند که مادرش سال ها پیش رها کرده است. کیت در عجب است که چگونه کارشان به این جا رسید و چه می تواند انجام دهد تا شکاف ایجاد شده میان خود و دخترش را اندکی پر کند. برای جوی، دیدن نوه اش یک آرزوی بزرگ است. او پس از تجربه ی جدایی دردناک از کیت، بسیار دوست دارد که فرصت وقت گذراندن با سابین را داشته باشد. اما پس از این که سابین به خانه ی او می رسد، اتفاقات طبق انتظار پیش نمی رود و جوی مجبور می گردد با گذشته ای دردناک مواجه شود.

کتاب سرپناه بارانی


ویژگی ها کتاب سرپناه بارانی

جزو پرفروش ترین کتاب ها و رمان های ایران

مشخصات کتاب سرپناه بارانی
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-8812-00-5
تعداد صفحه :416
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2002
سری چاپ :3
بیشتر بخوانید

تپش عشق در آثار جوجو مویز

با ایران کتاب همراه شوید تا این نویسنده ی عاشق (به معنای واقعی کلمه) را بهتر بشناسیم.

نکوداشت های کتاب سرپناه بارانی
A touching, unforgettable story.
داستانی تأثیرگذار و فراموش نشدنی.
Goodreads

Fluidly paced and cast with engaging characters.
با ضرباهنگی روان و کاراکترهایی جذاب.
Booklist Booklist

The impressive debut of U.K. author Jojo Moyes.
اولین اثر نویسنده ی انگلیسی، جوجو مویز، که بسیار چشمگیر است.
Publishers Weekly Publishers Weekly

بخش هایی از کتاب سرپناه بارانی (لذت متن)
من تازه یاد گرفته ام که به خاطر چیزهایی که نمی توانم تغییر دهم، عصبانی نشوم.

او لایق آن بود، مگر نه؟ اینطور به خودش می گفت و سخت تلاش می کرد آسیبی را که قرار بود باعث شود، توجیه کند. آیا فرصت دیگری داشت؟ چرا باید قید رابطه ای عاشقانه را در سی و پنج سالگی می زد؟

او گفت: «هیچ وقت واقعا برام مهم نبود که آدما دربارم چه فکری می کنن، تا این که اون اومد. و حالا، نمی تونم باور کنم کسی که انتخاب کرده، منم. هر صبح بیدار می شم و خدا رو شکر می کنم که انتخابش این بود.