کتاب دختری که رهایش کردی

The Girl You Left Behind

  • قیمت : ۳۲,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود
انتشارات: میلکانمیلکان
نویسنده: جوجو مویز جوجو مویز

معرفی کتاب دختری که رهایش کردی اثر جوجو مویز

کتاب دختری که رهایش کردی، رمانی عاشقانه نوشته ی جوجو مویز است که نخستین بار در سال 2012 به چاپ رسید. هنرمندی به نام ادوارد در سال 1916 و در کشور فرانسه، همسر خود، سوفی را ترک می کند و به جبهه های جنگ می رود. شهر کوچک آن ها در اواسط جنگ جهانی اول به دست آلمان ها می افتد و تصویر چهره ی سوفی که ادوارد آن را کشیده، توجه یکی از فرماندهان آلمانی را به خود جلب می کند. سوفی که خود را در مخمصه ای بزرگ می بیند، حاضر است همه چیز خود—خانواده، آبرو و حتی زندگی اش—را به خطر بیاندازد تا دوباره همسرش را ملاقات کند. حدود صد سال بعد، مردی اندکی قبل از مرگ ناگهانی اش، تصویر چهره ی سوفی را به همسر خود، لیو هالستون می دهد. به شکلی اتفاقی، ارزش حقیقی این نقاشی مشخص می شود و منازعه ای بر سر این که چه کسی صاحب برحق این نقاشی است، شکل می گیرد. در جریان این منازعه، تمامی عقاید و باورهای لیو به چالش کشیده می شوند.

خرید و معرفی کتاب خواندنی دختری که رهایش کردی


ویژگی ها کتاب دختری که رهایش کردی

جزو پرفروش ترین کتاب ها و رمان های ایران

مشخصات کتاب دختری که رهایش کردی
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-7845-82-0
تعداد صفحه :472
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :2012
سری چاپ :79
بیشتر بخوانید

تپش عشق در آثار جوجو مویز

با ایران کتاب همراه شوید تا این نویسنده ی عاشق (به معنای واقعی کلمه) را بهتر بشناسیم.

نکوداشت های کتاب دختری که رهایش کردی
Vibrant and gripping.
سرزنده و جذاب.
People Magazine

A strong, provocative, satisfying fiction.
داستانی قدرتمند، احساس برانگیز و رضایت بخش.
Washington Post Washington Post

Captivating and bittersweet.
مسحورکننده و تلخ و شیرین.
Publishers Weekly Publishers Weekly

بخش هایی از کتاب دختری که رهایش کردی (لذت متن)
می دونی چه حسی داره وقتی خودتو به سرنوشت می سپری؟ یه جورایی بهت خوشامد می گه. دیگه نه دردی هست، نه ترسی و نه اشتیاق و آرزویی. مرگ، امید بود که داشت با این تسکین به وجود می اومد. به زودی می توانستم ادوارد رو ببینم. ما تو اون دنیا به هم می رسیدیم، چون مطمئن بودم که خدا مهربونه، خدا هرگز اون قدری بی رحم نیست که ما رو از تسکین تو اون دنیا محروم کنه.

اینکه انسان بتواند مایحتاج زندگانی خود را از طریق انجام کاری که دوست دارد کسب کند، یکی از بزرگترین موهبت های زندگانی است.

ترس از سرنوشت مادر این بچه با ترس از سرنوشت شوهرم، یکی شده بود. انگار تو گردابی از نگرانی و خستگی گیر افتاده بودم. خبرهای کمی به شهر می رسید. تقریبا هیچ خبری از شهرمون به جایی نمی رفت. جایی خیلی دورتر از اینجا ممکن بود شوهرم سخت بیمار باشه، گرسنه مونده باشه و یا سخت کتک خورده باشه.