0

کتاب پس از تو After You


  • قیمت : ۳۷,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر پس از تو
محمدعلی فائزی محمدعلی فائزی

لوییزا کلارک، دیگر آن دختر ساده و معمولی گذشته نیست. او پس از گذراندن شش ماهِ تأثیرگذار در کنار ویل ترینور، حالا بدون او با مشکلات روحی و عاطفی زیادی دست و پنجه نرم می کند. زمانی که اتفاقی غیرعادی لوییزا را مجبور به بازگشت به خانه و زندگی در کنار خانواده می کند، او احساس می کند که انگار به خانه ی اول بازگشته است و همه چیز را باید از اول بسازد. لوییزا با اعضای یک گروه درمانی و حمایتی آشنا شده و با آن ها وقت می گذراند. او از طریق این گروه، با مردی قوی و همه فن حریف به نام سم فیلدینگ آشنا می شود که ممکن است تنها مردی باشد که لوییزا را به طور کامل درک می کند. اما حضور یکی از آشنایان قدیمی ویل، تمام نقشه های او را به می ریزد و لوییزا را به سوی آینده ای کاملاً متفاوت سوق می دهد. زندگی پس از ویل ترینور برای لوییزا کلارک به معنی آموختن دوباره ی عاشقی، علیرغم تمامی خطرها و پیشامدها است.

خرید و معرفی کتاب خواندنی پس از تو



انتشارات: آموتآموت
نویسنده: جوجو مویز جوجو مویز
مشخصات پس از تو
قطع : رقعی
شابک : 978-600-384-018-8
وزن : 590
تعداد صفحه : 544
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 2015
سری چاپ : 27

ویژگی ها

جزو لیست پر فروش ترین کتاب ها

ادامه ی کتاب «من پیش از تو»

نکوداشت
In her poignant, funny way, Moyes reminds us that there is an ever after.
مویز به شیوه ی گزنده و طنزآمیز خود به ما یادآوری می کند که همیشه، آینده ای وجود خواهد داشت.
Miami Herald

A hilarious, heartbreaking, riveting novel.
رمانی طنزآمیز، حزن انگیز و هیجان انگیز.
People People

When I finished this novel, I didn’t want to review it: I wanted to reread it.
زمانی که این رمان را تمام کردم، نمی خواستم آن را نقد کنم، فقط می خواستم آن را دوباره بخوانم.
New York Times Book Review New York Times Book Review

لذت متن
روی پشت بام می ایستم و به تاریکی سوسو زن لندن در زیر پایم نگاه می کنم. این همه آدم در اطرافم زندگی می کنند، نفس می کشند، غذا می خورند، حرف می زنند. میلیون ها نفر که زندگی شان کاملا از زندگی من جداست. چه آرامش و نظم عمومی غریبی!

بعد از مرگ ویل، اولین بار است که در این نه ماه به گذشته فکر می کنم، یک جورایی گیج و بهت زده هستم. مستقیم به پاریس رفته بودم و دیگر به خانه بازنگشتم. سرمت از حس آزادی و اشتیاقی که ویل در وجودم به جوشش در آورده بود.

می خوام بگویم نمی توانم برگردم به استورتفیلد و برایشان دوباره همان دختر شوم. همان دختری که مجبور است نارضایتی مادرش را حس کند که با همه ی وجودش تلاش می کند کسی نفهمد ناراضی است، و عزم راسخ و سرخوش پدرش را که ” همه چیز رو به راه است، اوضاع خوب است”. طوری یک سره این حرف را تکرار می کند که انگار با گفتنش اوضاع واقعا روبه راه می شود. نمی خواهم هر روز از جلوی خانه ی ویل رد شوم و به چیزی فکر کنم که روزی بخشی از آن بوده ام و به چیزی که همیشه آن جا وجود خواهد داشت.