0

کتاب من پیش از تو Me Before You


  • قیمت : ۳۶,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

مروری بر من پیش از تو
مینا دامغانیان مینا دامغانیان

لوییزا کلارک، دختر جوانی است که زندگی کاملاً معمولی و ساده ای دارد و تمام عمرش را در روستای کوچک محل زندگی اش سپری کرده است. او که به شدت به کار و پول نیاز دارد، خدمتکار پسری به نام ویل ترینور می شود که پس از یک حادثه ی رانندگی، مجبور است بقیه ی عمرش را روی ویلچر بگذراند. ویل، سابقاً فردی پرروحیه و بلندپرواز بود اما اکنون سرزندگی خود را از دست داده و مطمئن است که نمی تواند زندگی به این شکل را تحمل کند. ویل، بسیار دمدمی مزاج است با نیش و کنایه حرف می زند، اما لوییزا به تدریج یاد می گیرد که چگونه می تواند با او تعامل کند و پس از مدت اندکی، حسی از عشق و علاقه نسبت به او در دل لوییزا شکل می گیرد. وقتی که لوییزا درمی یابد که ویل برای خود، نقشه های شوکه کننده ای در سر دارد، تصمیم می گیرد تا به او نشان دهد که زندگی همچنان ارزش زیستن را دارد. کتاب من پیش از تو، داستان عاشقانه ای است که از مخاطب خود می پرسد: «چه خواهید کرد اگر خوشحال کردن کسی که به او عشق می ورزید، باعث شکسته شدن قلب خودتان نیز بشود؟»

خرید و معرفی کتاب خواندنی من پیش از تو



انتشارات: آموتآموت
نویسنده: جوجو مویز جوجو مویز
مشخصات من پیش از تو
قطع : رقعی
شابک : 978-600-6605-42-5
وزن : 601
تعداد صفحه : 536
سال انتشار شمسی : 1396
سال انتشار میلادی : 2012
سری چاپ : 41

ویژگی ها

جزو لیست پرفروش ترین کتاب ها

فیلمی بر اساس این کتاب در سال 2016 ساخته شده است.

نکوداشت
Funny, moving and never predictable.
خنده دار، تکان دهنده و غیر قابل پیش بینی.
USA Today USA Today

Heartbreak collides with humor in Me Before You.
در کتاب من پیش از تو، غم و شادی در هم می آمیزند.
Good Housekeeping

A big-hearted, beautifully written story that teaches us it is never too late to truly start living.
داستانی پراحساس و خوش ساخت که به ما می آموزد که برای شروع یک زندگی واقعی، هیچ وقت دیر نیست.
BookPage BookPage

لذت متن
دلم واقعا برایش می سوخت. وقتی می دیدمش که به بیرون پنجره ماتش برده است، به نظرم غمگین ترین فردی آمد که به عمرم دیده ام. با گذر ایام، دریافتم شرایطش فقط مربوط به اسارت در صندلی چرخدار نیست، نه چون آزادی جسمی اش را از دست داده است، بلکه به فهرست بلندبالا و بی پایان مشکلات جسمی و روحی ای مربوط می شود که می توانند عواقب بدی در پی داشته باشند. با خودم فکر کردم اگر من جای او بودم احتمالا به همین اندازه احساس درماندگی می کردم.

رهبر ارکستر قدمی به جلو برداشت و با پا دوبار به سکو ضربه زد، یک هیس قوی سالن را فراگرفت. سکوت برقرار شده زنده و مشتاق بود. بعد رهبر ارکستر چوبش را به حرکت درآورد و یک باره صدای ساز در نهایت شفافیت سالن را پر کرد، موسیقی حالا برایم عینیت مادی پیداکرده بود؛ چیزی نبود که فقط از راه گوشم بشنوم بلکه در تمام وجودم جاری شده بود، اطرافم را گرفته و حواس پنج گانه ام را به لرزه انداخته بود پوستم سوزن سوزن شده و کف دستم عرق کرده بود. قوه تخیلم به طرز غیر منتظره شکوفا شده بود؛ همان طور که نشسته بودم هیجان های گذشته یک باره در وجودم غلیان پیدا کردند. افکار و ایده های نو در ذهنم پیچیدند، گویی به بینش و بصیرت دیگری دست یافته ام. خیلی چیزها بود اما اصلا دلم نمی خواست به پایان می رسید، دوست داشتم تا ابد همان جا بنشینم.

من می دانم که میتوانم خوشحالت کنم. و مطمئن که تو هم می توانی خوشبختم کنی… تو از من آدمی ساختی که اصلا تصورش را هم نمی کردم. حتی با این شرایطی که داری باز هم میتوانی شادم کنی. از تمام آدم های دنیا فقط می خواهم کنار تو باشم، تو را به هر کسی ترجیح میدهم، حتی این تویی که به نظر خودت از دست رفته است.