شفق

Twilight

  • قیمت : ۳۰,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب شفق اثر استفنی مه یر

رمان شفق، نوشته ی استفنی مه یر، مجموعه ای چهارجلدی از رمان های فانتزی، عاشقانه و خون آشامی است. این چهار کتاب که از سال 2005 تا 2008 به صورت سالانه منتشر شدند، داستان زندگی نوجوانی به نام ایزابلا «بلا» سوان را روایت می کند. بلا، دختری است که به شهر فورکس در ایالت واشنگتن نقل مکان کرده و در آن جا، عاشق خون آشامی به ظاهر جوان، اما در واقع 104ساله به نام ادوارد کالن می شود. تقریبا تمام این مجموعه از نقطه نظر بلا روایت می شود، گرچه بخش های اندکی از داستان را گرگینه ای موسوم به جیکوب بلک پیش می برد. این مجموعه که حداقل به 28 زبان مختلف ترجمه شده، در سال 2011 به فروشی بیش از 120میلیون نسخه دست یافت. مجموعه ی رمان شفق همچنین، رکورد پرفروش ترین رمان ها در سال 2008 را از آن خود کرد و به مدت 235 هفته در جایگاه نخست پرفروش ترین کتاب های ادبیات داستانی نوجوان در فهرست نیویورک تایمز قرار داشته است.

کتاب شفق


ویژگی ها کتاب شفق

برنده ی جایزه ی برگزیده ی کودکان نیکلودین سال 2005

سریالی با همین عنوان بر اساس این مجموعه در سال 2008 ساخته شد.

مشخصات کتاب شفق
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-964-174-057-5
تعداد صفحه :526
سال انتشار شمسی :1396
سال انتشار میلادی :2005
سری چاپ :10
بیشتر بخوانید

در دنیای نوجوانی ساعت چند است؟

بیایید سوار بر قالیچه ای پرنده، بر فراز دنیاهایی پر از شگفتی به پرواز درآییم.

ژانر فانتزی، پرورشگاه تخیل و خلاقیت

زمانی در تاریخ بشر، تمامی آثار ادبی به نوعی فانتزی به حساب می آمدند. اما چه زمانی روایت داستان های فانتزی از ترس از ناشناخته ها فاصله گرفت و به عاملی تأثیرگذار برای بهبود زندگی انسان تبدیل شد؟

نکوداشت های کتاب شفق
A suspenseful and sensual tale.
داستانی پرتعلیق و پراحساس.
bn.com

An excellent purchase for both private and public libraries.
انتخابی فوق العاده برای کتابخانه های شخصی و عمومی.
School Library Journal School Library Journal

Fans of dark romance will find it very appealing.
برای طرفداران ژانر عاشقانه ی سیاه، بسیار جذاب خواهد بود.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

بخش هایی از کتاب شفق (لذت متن)
او چیزها را می بیند،چیزهایی که ممکن است اتفاق بیفتند و نزدیک هستند. اما این خیلی شخصی است. آینده روی سنگ نوشته نشده است. چیزها تغییر می کنند.

او در گوشم زمزمه کرد: «اینقدر خجالتی نباش. اگر می توانستم خواب ببینم، خواب تو را می دیدم. و از این موضوع شرمنده نیستم.

در مورد سه چیز مطمئن بودم. اول این که ادوارد، خون آشام بود. دوم این که قسمتی از او وجود داشت[و من نمی دانستم آن قسمت چقدر قدرتمند می تواند باشد]که تشنه ی خونم بود. و سوم این که من عشقی بی قید و شرط و برگشت ناپذیر به او داشتم.