«مرزباننامه» از مجموعهی «داستانهایی از ادبیات کهن» است که مریم لطفعلی آن را به نثر و زبانی ساده برای مخاطبان نوجوان روایت کرده است. این کتاب حکایتهایی از «مرزباننامه» را به زبانی ساده و روان روایت میکند. «مرزباننامه» کتابی است به زبان طبری قدیم که به وسیله «اسپهبد مرزبان بن شروین» در یازده باب نوشته شده، اما اصل آن از بین رفته است. «مرزباننامه» کتابی تعلیمی و تمثیلی است که بیشتر داستانهای آن، از زبان حیوانات بیان شده است؛ داستانهایی آموزنده که با شیوهی فنی و ادبی خاصی حکایت میشوند. قهرمانان این داستانها اغلب جانوران و گیاهان و جمادات هستند که به شکلی سمبولیک نقش شخصیتهای داستان را بازی میکنند، گاهی نیز انسانها در قالب و نماد اشخاص واقعی در داستان حضور دارند. ظاهرا این کتاب در سدهی چهارم خورشیدی به دست مرزبان بن رستم بن شروین از شاهزادگان طبرستان، به گویش کهن طبری نوشته شده است و در سده هفتم به دست سعدالدین وراوینی به فارسی درآمده است. نثر کتاب بسیار دشوار و پر از واژههای تازی است که با زبانی که امروز به آن سخن میگوییم، هیچ شباهتی ندارد. در سال 1287 هجری محمدبن عبدالوهاب قزوینی آن را با بهرهگیری از پنج نگارش ویرایش کرده و در سالهای پس از آن استادانی چون خطیب رهبر نیز بر روی آن کار کردهاند، ولی دشواری خود را از دست نداده است. در این کتاب نویسنده کوشیده است تا دشواریهای متن را از میان بردارد و حکایتهای جذاب و خواندنی این کتاب را با زبانی ساده روایت کند تا نوجوانان لذت خواندن این کتاب مهم و کلاسیک را بچشند و به آثاری از این دست که از گنجینههای ادب فارسی هستند آشنا شوند و از آنها بهره ببرند. حکایتهای این کتاب جذاب و شیرین است که پندهایی در آنها نهفته است که برای مخاطب امروزی نیز میتواند راهگشا و آموزنده باشد؛ بهخصوص برای مخاطبان نوجوان. «شغال الاغسوار»، «گرگ نادان و بزغالهی دانا»، «پادشاه و دختر کدخدا»، «عاقبت موش بدجنس»، «روباه حیلهگر و مرغابی زودباور»، «موش زیرک»، «دزد بدشانس»، «هدهد و دانشمند»، «مروارید گرانبها»، «مرغ آتشخوار»، «عاقبت دوستی موش و گربه»، «مار دانا و ماهیگیر»، «ماهی کوپک و مرغ ماهیخوار»، «راسو و کلاغ»، «مار خوشاقبال» و... عناوین برخی حکایتهایی است که در این کتاب آمده است. «مرزباننامه» به زبانی ساده و روان نوجوانان را با حکایتهای جذاب و پندآموز این کتاب کلاسیک ادبیات فارسی آشنا میکند.