«زال و رودابه؛ شاهنامه فردوسی» نوشتهی فاطمه نظرآهاری یکی از کتابهای مجموعهی «عاشقانههای ادبیات فارسی» است که به داستان عاشقانهی زال و رودابه میپردازد. ماجرای این داستان در زمان پادشاهی منوچهر رخ میدهد؛ ماجرای عشق پرشور زال پسر سپیدموی سام به رودابه دختر زیباروی مهراب فرمانروای کابل. روزی از روزها زال، به همراه سپاهش برای تفریح از زابل به کابل میرود. پادشاه آن سرزمین مهراب از فرزندان ضحاک است، اما برخلاف او، پهلوانی خردمند و داناست. از آنجایی که مهراب به زال، علاقهمند است به دیدار او میرود. پهلوان ایرانی او را به چادرش دعوت و از او پذیرایی گرمی میکند. در این سفر یکی از همراهان زال دربارهی رودابه دختر مهراب کابلی، با او صحبت میکند و پیشنهاد میدهد اگر به دنبال همسر مناسبی برای خودش میگردد، به خواستگاری رودابه برود. پس از چند روز گشت و گذار، پهلوان ایرانی به همراه سپاهش به زابل باز میگردد. در این مدت زال، مدام در فکر رودابه است، اما نمیداند، چه طور این موضوع را به پدرش بگوید. سام که میداند رودابه دختر مهراب و از نبیرگان ضحاک است، زال را از این کار بازمیدارد و به او یادآور میشود که منوچهر شاه هرگز از این پیوند خرسند، نخواهد شد. به اصرار زال، سام خودش به سوی دربار به راه میافتد تا این مشکل را با شاه درمیان بگذارد. پیش از رسیدن سام به دربار، شاه از این موضوع آگاه میشود و برای آنکه میزان وفاداری سام را بسنجد به او فرمان میدهد تا به کابل بتازد و آن شهر را در هم بکوبد و مهراب و خانواده اش را از میان بردارد. سام هم بیآنکه خواستهاش را بازگوید به فرمان شاه به سوی کابل به راه میافتد. در بیرون شهر کابل خبر به زال میرسد و او میگوید هرکس که میخواهد کابل را بگیرد باید نخست من را از میان بردارد و در نامهای از سام میخواهد که میان او و شاه میانجی شود و به سام یادآوری میکند او بهخاطر دور افکندن زال به او بدهکار است. سام هم نامهای برای شاه مینویسد و در آن خواستهی زال را مطرح میکند. او نامه را به دست زال میدهد تا خود زال آن نامه را به دربار ببرد. در این هنگام سام هم کابل را محاصره میکند ولی با زال پیمان میبندد که به آن حمله نکند. زال به دربار شاه میرود و شاه با کمک ستارهشناسان از آیندهی این پیوند و فرزندی که از ایشان پدید خواهد آمد اطمینان حاصل میکند. ستارهشناسان به او میگویند که فرزندی از ایشان پدید خواهد آمد که مرزبان ایران زمین خواهد شد، و این مرزبان همان رستم پهلوان ایرانی است. «زال و رودابه» داستانی جذاب و عاشقانه است که در آن فردوسی با مهارتی مثالزدنی لطافتهای عاشقانه را با صلابت حماسی درآمیخته و شیوهای بدیع و شگفتانگیز در داستانسرایی به وجود آورده است.