«سیاوش 1» جلد 25 از مجموعهی «داستانهای شاهنامه» است که مریم حقیقی آن را به نثر و زبانی ساده با هدف آشنایی نوجوانان با شاهنامه نوشته است. آشنایی با شاهنامه به عنوان کتابی که نمایانگر هویت ما ایرانیهاست، امری ضروری است. اما خواندن شاهنامه برای بسیاری از نوجوانان سخت است، از این رو در سالها اخیر قصههای شاهنامه به شکل نثر و با زبانی ساده از سوی نویسندگان مختلف بازنویسی شده است. این مجموعه نیز با همین هدف منتشر شده است. این کتاب روایت داستان جذاب و پرکشش و سیاوش به زبانی ساده و روان است. سیاوش از شخصیتهای ایرانی شاهنامه، مردی جوان و خوشچهره و فرزند پهلوان و برومند کیکاووس و پدر کیخسرو است. او از شخصیتهای محوری و افسانهای شاهنامه و یکی از چهرههای مظلوم و بیگناه شاهنامه است. صفات بارز اخلاقی سیاوش، روح نیک و پاکدامنی اوست. سیاوش خوشچهره چنان بود که همه از زیبایی او در حیرت میماندند. سودابه نامادری او پس از بازگشت سیاوش از زابل، با دیدن او شیفتهاش میشود. چنانکه در نهان، پیکی بسوی سیاوش می فرستد و او را به شبستان خویش دعوت میکند؛ اما سیاوش دعوت او را نمی پذیرد و همین باعث میش.د تا سودابه در تدارک دسیسهای علیه سیاوش باشد. روز دیگر، سودابه نزد کیکاووس میرود و از وی میخواهد که سیاوش را به شبستان بفرستد تا او از میان دختران حرم، همسری برای سیاوش برگزیند. سیاوش نیز به ناچار از دستور پدر اطاعت و به شبستان میرود. اما سیاوش روی خوشی به سودابه نشان نمیدهد و برمیگردد اما دوباره و برای بار سوم، سودابه او را به شبستان میکشاند. وقتی سیاوش به شبستان میآید، سودابه او را نزد خویش میخواند و خویش را به او عرضه میکند، اما سیاوش برآشفته میشود و با تلخکامی برمیخیزد. سودابه از ناچاری و برای حفظ حیثیت با ناله و شیون کاووس را به صحنه میکشاند و سیاوش را به خیانت متهم میکند. کاووسشاه دستور میدهد آتشی سهمگین و بزرگ برپا کنند و فرمان میدهد تا سیاوش از آتش بگذرد. اگر راست بگوید، آتش به او گزندی نخواهد رساند و اگر دروغ گفته باشد، سزاوار آن است تا در آتش بسوزد. کاووس میداند که سودابه گناهکار است با اینحال، رأی موبدان و انتخاب خود سیاوش، را برای راستیآزمایی میپذیرد. اما سودابه تن به آزمون نمیدهد. سیاوش آزمون آتش را میپذیرد، روز بعد با جامه سپید و کافور زده با اسب شبرنگ خویش که بهزاد نام دارد، وارد میدان میشود و با اسب به میانهی آتش میزند و تندرست از آنسوی بیرون میآید. وقتی بیگناهی سیاوش بر شاه مسلّم میشود، شاه میخواهد سودابه را به قتل برساند اما سیاوش میانجیگری میکند و خواهان بخشش سودابه از سوی شاه میشود و کیکاووس نیز از گناه او میگذرد. «سیاوش» نوجوانان را با یکی از محبوبترین شخصیتهای شاهنامه آشنا و آنها را دعوت به درستکاری میکند.