1. خانه
  2. /
  3. کتاب رستم و اسفندیار 1

کتاب رستم و اسفندیار 1

نویسنده: مریم حقیقی
3.4 از 1 رأی

کتاب رستم و اسفندیار 1

داستان های شاهنامه 29
Rostam Va Esfandiyar
انتشارات: گوهر اندیشه
٪15
80000
68000
معرفی کتاب رستم و اسفندیار 1
«رستم و اسفندیار1» جلد 29 از مجموعه‌ی «داستان‌های شاهنامه» است که مریم حقیقی آن را به نثر و زبانی ساده با هدف آشنایی نوجوانان با شاهنامه نوشته است. آشنایی با شاهنامه به عنوان کتابی که نمایانگر هویت ما ایرانی‌هاست، امری ضروری است. اما خواندن شاهنامه برای بسیاری از نوجوانان سخت است، از این رو در سال‌ها اخیر قصه‌های شاهنامه به شکل نثر و با زبانی ساده از سوی نویسندگان مختلف بازنویسی شده است. این مجموعه نیز با همین هدف منتشر شده است. این کتاب روایت داستان پرکشش و جذاب رستم و اسفندیار به زبانی ساده و روان است.
«رستم و اسفندیار» از داستان‌های بسیار جذاب شاهنامه است. اسفندیار پهلوانی است که هیچ تیر و شمشیری بر بدنش اثر نمی‌گذارد و رویین‌تن است. اسفندیار، شاهزاده‌ای دلیر و شایسته است که سال ها منتظر فرصتی می‌گردد تا خود را برای جانشینی پدر و رسیدن به تاج و تخت اثبات کند. اما پدرش گشتاسپ برخلاف وعده‌هایی که به پسرش می‌دهد، در ذهنش نقشه‌های دیگری دارد! گشتاسپ همواره دنبال دست به سر کردن اسفندیار است و بهانه‌هایی مختلف برای تخلف از وعده‌هایش می‌آورد زیرا او به اسفندیار برای پادشاهی اعتمادی ندارد. گشتاسب پسر لهراسب است که پس از کیخسرو بر تخت شاهی نشسته است. او در زمانی که پدرش زنده بود، تاج و تخت را تصاحب می‌کند اما با این که سالیان سال از دوران سلطنت او می‌گذرد، حاضر نیست تاج و تختش را به اسفندیار بسپرد. یکی از مواقعی که گشتاسب با دادن وعده‌ی رسیدن به تخت شاهی اسفندیار را به مبارزه می‌فرستد، داستان هفت خوان اسفندیار است. او پس از پشت سر گذاشتن هفت خوان این بار به صراحت از پدرش می‌پرسد: «تو قسم خوردی تا تاج و تخت را به من بسپاری اما آن را از من دریغ می‌کنی.» گشتاسپ پاسخ می‌دهد: «هنوز یک نفر در این سرزمین هست که در برابر من سر اطاعت فرود نیاورده و نسبت به من کینه در دل دارد. او کسی نیست جز رستم. اگر بتوانی او را به بند کشی و نزد من بیاوری، تاج و تخت ایران را به تو خواهم سپرد.» اسفندیار ابتدا تمایلی به این کار ندارد. او معتقد است که با رستم سالخورده شده است و خطری برای کسی ندارد و نباید با او دشمنی کرد. اما پافشاری گشتاسپ و قولش برای واگذاری تاج و تخت، اسفندیار را وادار به پذیرش ماموریت می‌کند. به این ترتیب سحرگاه، او با لشکری عظیم به سوی زابلستان حرکت می‌کند. اسفندیار به همراه سپاهیانش به سراغ رستم می‌رود تا خواهش کند که او با پای خودش به دربار پادشاهی بیاید، اما رستم حاضر به انجام چنین کاری نمی‌شود. اسفندیار وقتی با مخالفت او روبه‌رو می‌شود، تصمیم به مبارزه‌ی تن به تن می‌گیرد. رستم در ابتدا از او می‌خواهد از این کار صرف‌نظر کند اما اسفندیار که به رویین‌تن بودن خودش می‌بالد؛ عزم خود را برای مبارزه با رستم جزم می‌کند.
«رستم و اسفندیار» یکی دیگر از داستان‌های پرکشش و جذاب شاهنامه است و نوجوانان از خواندن آن لذت می‌برند و با کتاب بزرگ شاهنامه بیشتر آشنا می‌شوند.
اولین نفری باشید که نظر خود را درباره "کتاب رستم و اسفندیار 1" ثبت می‌کند