1. خانه
  2. /
  3. کتاب انقلاب آلمان (1923_1917) (دو جلدی)

کتاب انقلاب آلمان (1923_1917) (دو جلدی)

نویسنده: پی یر بروئه
2.4 از 2 رأی

کتاب انقلاب آلمان (1923_1917) (دو جلدی)

Révolution en Allemagne
انتشارات: نشر چرخ
٪10
1050000
945000
معرفی کتاب انقلاب آلمان (1923_1917) (دو جلدی)

کریس هارمن در مقدمه خود بر کتابش درباره انقلاب آلمان می‌نویسد: «انقلاب‌های شکست خورده خیلی زود از یادها می‌روند، از نظرها ناپدید می‌شوند و به پانوشت‌های کتاب‌های تاریخ انتقال می‌یابند و فقط عده‌ای متخصص آنها را بسان رخدادی بی‌اهمیت بررسی اجمالی می‌کنند.» بی گمان انقلاب ناکام آلمان مشمول این رویکرد است، تا حدی به این دلیل که شکست این انقلاب آغاز «کابوس قرن» بود. اما می توان به گمانه‌زنی‌های بی‌شماری پرداخت. اگر انقلاب آلمان موفق می‌شد احتمالا هرگز هیتلر به قدرت نمی‌رسید، جنگ جهانی دوم آغاز نمی‌شد و انقلاب روسیه از انزوای اقتصادی و سیاسی‌اش بیرون می‌آمد. استالین به قدرت نمی‌رسید و تاریخ نیمه دوم سده بیستم به گونه‌ای دیگر رقم می‌خورد.
کتاب «انقلاب آلمان (1917-1923)» نوشته پی‌یر بروئه، یکی از آثار برجسته در مطالعه تاریخ معاصر آلمان و دوران پس از جنگ جهانی اول است. این اثر که در دو جلد به نگارش درآمده، نه تنها یک تحلیل دقیق از اوضاع سیاسی و اجتماعی آلمان در این دوران پرتلاطم است، بلکه به عنوان یک مطالعه تاریخی جامع، نگاهی عمیق به پویایی‌های درونی جنبش‌های انقلابی و کشمکش‌های قدرت در این دوره می‌پردازد.

در جلد اول، بروئه به بررسی اتفاقات و تحولاتی که به پایان جنگ جهانی اول و فروپاشی امپراتوری آلمان منجر شد می‌پردازد. این بخش، تحلیلی است از شکل‌گیری و رشد نارضایتی‌های اجتماعی و سیاسی در آلمان و چگونگی تبدیل شدن این نارضایتی‌ها به جنبش‌های انقلابی. بروئه در این قسمت به تاثیرات جنگ و فشارهای اقتصادی و اجتماعی که بر جامعه آلمان وارد شد، اشاره می‌کند و نقش رویدادهای جهانی در شکل‌گیری این انقلابات را بررسی می‌کند.

جلد دوم به بررسی پیچیدگی‌های داخلی و بین‌المللی می‌پردازد که به شکست انقلاب آلمان منجر شد. در این بخش، بروئه با تحلیلی عمیق به بررسی نقش بازیگران مختلف از جمله حزب کمونیست آلمان، نهضت‌های سوسیال دموکرات و دیگر گروه‌های سیاسی و نظامی می‌پردازد. توجه ویژه‌ای به تنش‌های داخلی، تضادهای ایدئولوژیک و رقابت‌های بین‌المللی که در این دوران شکل گرفته بود، شده است.

این کتاب به عنوان یک اثر تاریخی مهم، به خوبی توانسته است پیچیدگی‌های تاریخی و سیاسی دوران پس از جنگ جهانی اول در آلمان را بازتاب دهد. بروئه با استفاده از منابع دست‌اول و تحقیقات میدانی، تصویری روشن و جامع از چالش‌ها، ایدئولوژی‌ها، امیدها و ناکامی‌هایی که در این دوران وجود داشت، ارائه می‌دهد. علاوه بر تحلیل تاریخی، "انقلاب آلمان (1917-1923)" به ما این امکان را می‌دهد که درک عمیق‌تری از دینامیک‌های انقلابی و تاثیر آن‌ها بر تحولات سیاسی و اجتماعی داشته باشیم. این کتاب به ویژه برای دانشجویان تاریخ، علوم سیاسی، مطالعات اروپایی و همه کسانی که علاقه‌مند به درک عمیق‌تری از تاریخ معاصر آلمان و اروپا هستند، مفید و آموزنده خواهد بود. در نهایت، "انقلاب آلمان" نه تنها به عنوان یک اثر تاریخی، بلکه به عنوان یک مطالعه در حوزه تحلیل سیاسی و اجتماعی، ارزشمند است. این کتاب با روایتی جذاب و تحلیلی دقیق، خواننده را به درک بهتری از یکی از مهم‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر اروپا رهنمون می‌سازد.

درباره پی یر بروئه
درباره پی یر بروئه
پی‌یر بروئه مورخ فرانسوی و مبارز انقلابی تروتسکیست بود که آثارش تاریخ حزب بلشویک، انقلاب اسپانیا و زندگی نامه لئون تروتسکی را در بر می‌گیرد. در ۱۹۲۶ در پریواس در استان آردش به دنیا آمد. در ۱۹۳۶ از اعتصاب عمومی فرانسه و همچنین جمهوری اسپانیا حمایت کرد. در ۱۹۴۰ در مخالفت با پیمان عدم تجاوز آلمان نازی و اتحاد جماهیر شوروی به سازمان دهی محفلی مخالف در حزب کمونیست فرانسه کمک کرد و بعدها همراه با حزب کمونیست در طول جنگ جهانی دوم در مقاومت فرانسه علیه اشغالگران آلمانی جنگید. هنگامی که استالین کمینترن را در سال ۱۹۴۳ منحل کرد، بروئه استالینیسم را به باد انتقاد گرفت و در نتیجه از حزب استعفا کرد. در سال ۱۹۴۴ تروتسکیست شد و به بین الملل چهارم پیوست و تا پایان عمر تروتسکیست باقی ماند. در ۱۹۶۵ معلم دبیرستان شد و سپس در کسوت مدرس و استاد تاریخ در دانشگاه گرنوبل به تدریس پرداخت. از جمله ی آثار او میتوان به انقلاب و جنگ داخلی در اسپانیا، بلشویک ها: تاریخ حزب کمونیست اتحاد شوروی و دادگاه‌های مسکو اشاره کرد.
دسته بندی های کتاب انقلاب آلمان (1923_1917) (دو جلدی)
نظر کاربران در مورد "کتاب انقلاب آلمان (1923_1917) (دو جلدی)"
9 نظر تا این لحظه ثبت شده است

بخش نخست: اگر بخواهم درباره‌ی کتاب انقلاب آلمان داوری کنم، باید از همان آغاز روشن بگویم: این کتاب تنها یک نمونه‌ی بد از تاریخ‌نگاری نیست؛ بلکه نمونه‌ای از ویران‌سازی اندیشه‌ی تاریخی به دست یک کیش سیاسی است. بروئه وانمود می‌کند که درباره‌ی آلمان می‌نویسد، اما در حقیقت درباره‌ی مارکسیسم می‌نویسد؛ آن هم نه مارکسیسم به‌عنوان یک اندیشه، بلکه مارکسیسم به‌عنوان یک باور خشک، بسته و خودپرست که هیچ چیز بیرون از خود را تاب نمی‌آورد. خواننده کتاب را می‌گشاید به امید آنکه با کاوش آلمان پس از جنگ جهانی نخست روبه‌رو شود؛ با مردمی شکست‌خورده، با یک پادشاهی فروپاشیده، با آشوب، خواری ملی، گرسنگی، بی‌ثباتی و دگرگونی ژرف روانی و فرهنگی. اما آنچه می‌یابد نه آلمان، بلکه دستگاهی نظری ایست که همچون آسیاب، هر رویداد را خرد می‌کند تا از آن تنها یک چیز بیرون بکشد: "چرا انقلاب مارکسیستی پیروز نشد؟"، و این اندازه از تنگ‌نگری شگفت‌آور است. یک جهان در حال فروپاشی است، یک تمدن در حال دگرگونی است، میلیون‌ها انسان با ترس، خشم، امید، غرور، کینه، دلبستگی و سرگشتگی دست‌وپنجه نرم می‌کنند؛ اما بروئه همه‌ی این پیچیدگی را به یک پرسش حزبی فرو می‌کاهد. گویی تاریخ چیزی جز دفتر نشست یک گروه سیاسی نیست. بزرگ‌ترین کاستی کتاب در داده‌ها یا سندها نیست؛ بلکه کاستی بنیادین آن در شیوه‌ی نگرش آن است: "تاریخ‌نگار مارکسیست از همان آغاز پاسخ را می‌داند و سپس به دنبال پرسش می‌گردد." او نخست به یک فرجام از پیش ساخته باور دارد و سپس همه‌ی رویدادها را چنان می‌چیند که آن فرجام درست به نظر برسد. در چنین روشی، پژوهش جای خود را به توجیه می‌دهد و جست‌وجوی حقیقت جای خود را به پاسداری از آیین مارکسیسم می‌سپارد. ولی این مشکل تنها به بروئه محدود نمی‌شود، بلکه ریشه‌ی آن در خود فلسفه‌ی تاریخ مارکسیستی نهفته است؛ فلسفه‌ای که از همان آغاز با این پیش‌فرض حرکت می‌کند که تاریخ دارای جهت، مقصد و معنایی از پیش تعیین‌شده است. در این نگاه، تاریخ دیگر عرصه‌ی تصادف، خلاقیت، اراده، اشتباه، نبوغ یا فاجعه نیست؛ بلکه خط آهنی است که از پیش کشیده شده و همه‌ی ملت‌ها و نسل‌ها ناگزیر باید بر روی آن حرکت کنند. انسان‌ها دیگر آفرینندگان تاریخ نیستند؛ آنان تنها مسافران قطاری هستند که مقصدش از پیش تعیین شده است.

1405/03/31 | توسطکورش
0
| |
پاسخ ها

بخش دوم: این دقیقاً همان نقطه‌ای است که فلسفه‌ی تاریخ مارکسیستی از علم فاصله می‌گیرد و به اسطوره نزدیک می‌شود. زیرا علم از آینده خبر نمی‌دهد؛ بلکه علم فرضیه می‌سازد و آماده‌ی ابطال شدن است. ولی مارکسیسم از همان آغاز مدعی دانستن سرنوشت نهایی بشر است. این ادعا نه علمی است و نه فروتنانه؛ بلکه یکی از بزرگ‌ترین نمونه‌های غرور فکری در تاریخ اندیشه‌ی مدرن است. مارکسیست‌ها همواره ادعا کرده‌اند که نگرششان "دانش‌پایه" است. اما در عمل، تاریخ‌نگاری مارکسیستی یکی از کم‌دانش‌ترین و خشک‌ترین شیوه‌های نگاه به گذشته است. چرا؟ زیرا انسان را تنها از دریچه‌ی جایگاه اقتصادی می‌بیند. برای او عشق، غرور، آبرو، یاد، فرهنگ، تبار، زبان، آیین، میهن و خواستِ معنا، همگی چیزهایی فرعی‌اند. همه چیز باید به "طبقه" بازگردانده شود، چنان که گویی این واژه کلید همه‌ی رازهای تاریخ است. ولی تاریخ هرگز چنین ساده نیست. انسان‌ها بارها نشان داده‌اند که برای هویت خود بیش از نان ارزش می‌گذارند، برای باورهایشان بیش از آسایش می‌جنگند، برای میهن، فرهنگ یا یاد نیاکانشان جان می‌دهند، بی‌آنکه هیچ سود اقتصادی در کار باشد. سراسر سده‌ی بیستم گواه شکست این برداشت کودکانه مارکسیسم و نئومارکسیسم از انسان بود. با این همه، آن‌ها هر بار که واقعیت پیش‌بینی‌هایشان را در هم کوبید، به جای بازنگری در اندیشه‌ی خود، واقعیت را سرزنش کردند. فلسفه‌ی تاریخ مارکسیستی در ژرف‌ترین لایه‌ی نیز خود گرفتار یک خطای بنیادی است: این تصور که می‌توان پیچیدگی بی‌کران زندگی انسانی را به یک علت مسلط فروکاست. گویی همه‌ی جنگ‌ها، انقلاب‌ها، جنبش‌های فکری، آثار هنری، ادیان، اسطوره‌ها و دگرگونی‌های فرهنگی چیزی جز بازتاب روابط تولید نیستند. این نگاه نه تنها ساده‌انگارانه، بلکه نوعی نابینایی نظری است، چراکه هرچه را نتوان در قالب نظریه جا داد، یا نادیده می‌گیرد یا تحریف می‌کند. در کتاب بروئه، آدمیان دیگر آدمی نیستند، بلکه به برچسب بدل می‌شوند. کارگر، سرمایه‌دار، انقلابی، ضدانقلابی. همه درون جعبه‌هایی از پیش ساخته جای می‌گیرند. هیچ‌کس اجازه ندارد پیچیده باشد، هیچ‌کس اجازه ندارد همزمان چند انگیزه داشته باشد، هیچ‌کس اجازه ندارد برخلاف الگوی نظری رفتار کند. در نتیجه، تاریخ زنده به یک نمودار بی‌روح فروکاسته می‌شود.

1405/03/31|توسطکورش
0
|

بخش سوم: در واقع، فلسفه‌ی تاریخ مارکسیستی را می‌توان نوعی الهیات سکولار دانست. در مسیحیت، تاریخ به سوی رستگاری پیش می‌رود؛ در مارکسیسم، به سوی کمونیسم. در مسیحیت، مؤمنان منتظر نجات نهایی‌اند؛ در مارکسیسم، انقلابیون منتظر جامعه‌ی بی‌طبقه‌اند. در هر دو مورد، آینده به صورت وعده‌ای مقدس تصویر می‌شود که همه‌ی رنج‌های اکنون را توجیه می‌کند. تفاوت اصلی تنها در واژگان است، نه در ساختار ذهنی. از همین رو که این اندیشه تقریباً هرگز از شکست‌های خود درس نمی‌گیرد. پیش‌بینی‌هایش بارها فرو ریخته‌اند، برداشت‌هایش بارها نادرست از آب درآمده‌اند، سرمایه‌گرایی آن‌گونه که پیش‌بینی می‌شد فرو نپاشید، انقلاب‌های پرولتری در پیشرفته‌ترین کشورهای صنعتی رخ ندادند، طبقه‌ی کارگر به آن شکل یکپارچه و جهانی که وعده داده شده بود شکل نگرفت. اما هر شکست به جای آنکه نظریه را زیر سؤال ببرد، با توضیحی تازه توجیه شد. این دقیقاً رفتار یک دستگاه اعتقادی است، نه یک روش علمی. این همان بیماری همیشگی تاریخ‌نگاری مارکسیستی است: "ناتوانی در دیدن انسان آن‌گونه که هست." بزرگ‌ترین طنز ماجرا اینجاست که بروئه خود را تاریخ‌نگار انقلاب می‌داند، اما از بنیادی‌ترین حقیقت انقلابی ناآگاه است: "جهان هیچ بدهی‌ای به نظریه ندارد، جهان نوشته‌های مارکس را نمی‌خواند، جهان از دیالکتیک فرمان نمی‌برد، جهان به "بایستگی تاریخی" اعتنا نمی‌کند، بلکه جهان راه خود را می‌رود و هر پندار نادرستی را که در برابرش بایستد خرد می‌کند." تاریخ نه دادگاه تأیید مارکس است و نه آزمایشگاهی که برای اثبات نظریه‌های او ساخته شده باشد. تاریخ عرصه‌ی نیروهای بی‌شمار، اراده‌های متضاد، تصادف‌های تعیین‌کننده، شخصیت‌های استثنایی و رخدادهای پیش‌بینی‌ناپذیر است. هر فلسفه‌ای که بخواهد این آشوب عظیم را در قالب چند قانون آهنین زندانی کند، ناگزیر بخشی از واقعیت را قربانی خواهد کرد، و مارکس دقیقاً همین کار را می‌کند. اما بروئه هرگز این امکان را جدی نمی‌گیرد که شاید چارچوب فکری خودش نادرست باشد. او به جای بازخواست اندیشه‌ی خود، تاریخ را بازخواست می‌کند. به جای سنجش نظریه، جهان را متهم می‌کند. به جای آنکه از خود بپرسد چرا واقعیت با پیش‌بینی‌های ایدئولوژیک سازگار نیست، از واقعیت می‌خواهد که با ایدئولوژی سازگار شود. این دیگر پژوهش نیست؛ بلکه بندگی فکری است.

1405/03/31|توسطکورش
0
|

بخش پایانی: در پایان، این کتاب، نه کتابی درباره‌ی آلمان است، نه درباره‌ی انقلاب، و نه حتی درباره‌ی تاریخ. بلکه صرفا نمایش خودشیفتگی یک ایدئولوژی است؛ ایدئولوژی‌ای که آن‌چنان شیفته‌ی بازتاب خویش شده که تصویر خود را با واقعیت اشتباه گرفته است. ارزش هر تاریخ‌نگار در این است که آماده باشد اشتباه کند و باورهایش را در برابر داده‌ها به خطر اندازد. بروئه هرگز چنین خطری را نمی‌پذیرد. او به تاریخ گوش نمی‌دهد؛ تاریخ را آن‌قدر بازجویی می‌کند تا همان چیزی را بگوید که از آغاز می‌خواست بشنود. و همین است که کتابش را نه به یک پژوهش بزرگ، بلکه به یادمانی از جزم‌اندیشی، فروکاست‌گرایی، تقدیرباوری تاریخی و نابینایی فکری بدل می‌کند. برای مطالعه تاریخ جمهوری وایمار و اتفاق‌های سیاست داخلی آن، من کتاب: "دموکراسی بدون دموکرات‌ها؟، نوشته هندریک تُس" را پیشنهاد می‌کنم. امیدوارم متن من برایتان مفید بوده باشد. پیروز باشید

1405/03/31|توسطکورش
0
|

درود کسی نام طراح جلد را می‌داند؟

1403/09/27 | توسطکاربر سایت
0
| |

بنده دو انتقاد نسبت به ناشر دارم، یکی اینکه سایز کتاب کوچک است و فقط کمی از کتاب جیبی بزرگتر است و دوم حجم عظیم یادداشتهای انتهای کتاب که 40%(جدی میگم اینرو) کل کتاب رو میگیره. اگر اولا سایز ورق کتاب بزرگتر میبود و دوما اینقدر یادداشت و رفرانس و ... اضافه نمیشد، این کتاب راحت در یک جلد 500 صفحه ای ! میتونست به چاپ برسه و طبیعتا با قیمتی کمتر نجومی! به هرحال یک میلیون بابت این کتاب واقعا زیاده!

1403/06/13 | توسطمهدی جربان
1
| |
پاسخ ها

منظورتون از اینکه اندازه کتاب کوچیکه چیه؟

1403/09/14|توسطندا کرمی مکوند
0
|

کتابی که نه یک بار، بلکه بارها ارزش خوندن داشته باشه، علاوه بر نویسنده‌ی خوب و ناشر خوش نام، بایستی مترجمی داشته باشه که به هر دو زبان مبدا و مقصد و موضوع کتاب مسلط باشه و آقای حسن مرتضوی دارای تمام ویژگی‌های یک مترجم حرفه ای و خبره هستند. من در برابر آثار ایشان، دست به سینه تمام قد سر تعظیم فرود می‌آرم

1403/03/25 | توسطعلی رشیدیان
1
| |

قبل از اینکه ترجمه‌های آقای حسن مرتضوی رو بخرید مقاله ای با عنوان نقد کتاب تاریخ فلسفه راتلج از آغاز تا افلاطون به قلم مجید صدر مجلس رو حتمن حتمن مطالعه کنید...این مقاله با یک سرچ ساده در دسترسه... در خرج کردن پولتون خیلی دقت کنید.

1402/10/14 | توسطسهیل دمیرچی
2
| |
پاسخ ها

اتفاقا در خرج‌کردن پولم دقت کردم و مقاله این آقا (مجید صدر مجلس) رو نخریدم برای خوندن. از سمتی سعی کردم با خوندن کتاب بفهم مترجم چیکار کرده. جا برای نقادی باز هست اما برای نپدیرفتن هر نقدی هم.

1402/10/17|توسطکاربر سایت
1
|

نشر چشمه کتابهای خوبی منتشر کرده اما یکی از بزرگترین معایب این نشر اینه در پایان هر کتاب صفحات زیادی را به منابع انگلیسی اختصاص داده که می‌شد این صفحات را حذف کرد و با دادن یک آدرس اینترنتی برای کسانیکه دنبال منابع خارجی هستند مشکل را حل کرد. بعنوان مثال همین کتاب انقلاب آلمان در مجموع نزدیک سیصد صفحه را میشد حذف کرد که باعث کمتر شدن قیمت کتاب می‌شد،اما این کار را نکردن.

1402/10/13 | توسطمحمد مهدی
4
| |

کتاب درباره انقلاب و قیمتش 1 میلیون تومان! میلیاردرها می‌خواهند انقلاب کنند به‌سلامتی؟!

1402/08/09 | توسطکاربر سایت
10
| |
پاسخ ها

چه ربطی داره این حرف شما به کتاب! تو این وانفسا مترجم بدبخت یک کتاب باارزش رو با هزار مشقت ترجمه کرده، اونم با این کیفیت ترجمه. مترجم کتاب حسن مرتضوی، برو رزومه‌شو ببین بعد حرف بزن. به جای دست درد نکنه تیکه میندازین؟ اصلا شما می‌دونین چند صفحه داره این دو جلد؟! یه سر بزن تو یه کتابفروشی ببین ارجاعات آخر کتاب رو ورق بزنی چقدر زمان می‌بره. انصاف خوب چیزی‌ست. چون درباره انقلاب مجانی چاپ کنه و خودش از فلاکت بمیره مترجم؟! فهم شما از انقلاب و سوسیالیسم، مفت‌بری و مجانی‌بودنه؟! یه شلوار لی یک میلیون، خرج اینترنت و هزینه موبایل شما چقدره؟ بیرون غذا پُرسی چنده؟! کرایه تهران تا اصفهان با اتوبوس چند شده؟ درآمد پایین ما و اقتصاد نابسامان رو با این حرفها نادیده نگیریم. متاسفم برای این نظرات عجیب غریب...

1402/08/14|توسطکاربر سایت
6
|

آقای حبیبی عصبانی نشوید. تیکه اندازی به «مترجم بدبخت» را در کجای کامنت من دیدید؟ مزد پایه کمتر از 9 میلیون تومان می‌شود و در بسیاری از استان‌ها از این عدد هم کمتر است. در این شرایط اولین چیزی که با دیدن قیمت 1 میلیونی این کتاب به ذهن انسان خطور می‌کند این است که چه کسانی می‌توانند آن را بخوانند؟ مسئله خیلی ساده است. مخاطب این کتاب کسانی هستند که هرگز نمی‌توانند آن را بخرند! حتی اگر در تمام سال از خریدن شلوار لی 1 میلیون تومانی اجتناب کنند! کسی نگفت کتاب باید مجانی باشد. حالا اگر شما می‌خواهید با «ورق زدن» ارجاعات کتاب مثل شمردن تعداد تکه‌های گوشت در یک پُرس غذا، یا با قیمت شلوار لی، قیمت این کتاب را نزد خودتان عادی بسازید مشکلی نیست. ولی این بحث عامیانه شما از زشتی وضع موجود اقتصاد تولید کتاب نمی‌کاهد. «مترجم بدبخت» هم وقتی با این شرایط زشت مواجه می‌شود می‌تواند با کارهای دیگری روزگار بگذراند و تن به بازی زشت تولید کتاب‌های لوکس و دست‌نیافتنی ندهد.

1402/08/17|توسطکاربر سایت
11
|

جناب علی، با یک حمله از پیش باخته جواب منو نوشتین. من شرایط رو خیلی بهتر از شما می‌دونم چون واقعا از خوردن و پوشیدن و... می‌زنم برای خرید کتاب. شرایط اقتصادی ناگوار، گرانی، گرانی کتاب و مافیای کتاب و...، در اینها هیچ شکی نیست. مترجم نمی‌تونه کار دیگه بکنه چون اگه حسن مرتضوی رو می‌شناختی می‌دانستی که این عزیز رسالت تاریخی و انسانی خودش رو ادا می‌کنه. حسن مرتضوی و امثال او رو تاریخ قضاوت خواهد کرد که با ترجمه متون اساسی و دوران ساز چه خدمتی به این مرز و بوم کرده. حسن مرتضوی اگه فرصت طلب بود الان چه داخل و چه خارج داشت زندگی بیخیال‌مآبانه خودش رو می‌کرد. دقیقا نمی‌دونم چرا نوشته من انقدر شما رو ناراحت کرد!

1402/08/24|توسطکاربر سایت
3
|

این کتاب گران نیست!. حجم کتاب، هزینه چاپ و زحمت مترجم را محاسبه کنید. قدرت خرید ما (مردم) ضعیف است.

1402/08/03 | توسطکاربر سایت
11
| |

حسن مرتضوی به تنهایی بار فقدان مترجم خوب رو داره به دوش می‌کشه. دست مریزادت 🌺

1402/07/28 | توسطکاربر سایت
8
| |