«خسرو شکیبایی» نوشتهٔ آزاده فخری، سیوپنجمین عنوان از مجموعهٔ «قرار با ستاره» است؛ مجموعهای که برای آشناکردن نوجوانان و جوانان با چهرههای مهم فرهنگ و هنر ایران طراحی شده است. فخری در این کتاب سراغ بازیگری رفته که حضورش در حافظهٔ چند نسل فقط به چند نقش مشهور محدود نمیشود. شکیبایی از تئاتر و دوبله به سینما و تلویزیون رسید و صدای ویژهاش نیز در خوانش شعر و آثار صوتی بخشی مستقل از شخصیت هنری او ساخت. کتاب میکوشد این مسیر را به شکلی فشرده و قابلدسترسی بازسازی کند و نشان دهد چگونه بازیگری که سالها پیش از شهرت عمومی کار کرده بود، به یکی از چهرههای ماندگار بازیگری معاصر ایران تبدیل شد. فخری کتاب را در سه بخش اصلی تنظیم کرده است. بخش نخست به زندگی شکیبایی میپردازد، بخش دوم آثار و نقشهای مهم او را مرور میکند و بخش سوم دیدگاهها و نقدهای دیگران را دربارهٔ بازیگری و جایگاه هنریاش گرد میآورد. این ساختار سبب میشود کتاب صرفا زندگینامه نباشد. زندگی شخصی و حرفهای، خود آثار و نحوهای که دیگران بازی او را دیدهاند در کنار یکدیگر قرار میگیرند و خواننده میتواند میان سرگذشت یک بازیگر و شکلگیری شخصیت هنری او رابطه برقرار کند. «هامون» در چنین روایتی ناگزیر نقطهای تعیینکننده است. بازی شکیبایی در نقش حمید هامون فقط شهرت گستردهای برای او به همراه نیاورد؛ نوعی شخصیت عصبی، پرتحرک، کلامی و در عین حال آسیبپذیر را وارد حافظهٔ سینمای ایران کرد که بعدها جداساختن آن از تصویر عمومی خود شکیبایی دشوار شد. بااینحال فخری روایت را در «هامون» متوقف نمیکند. حضور او در تلویزیون، از جمله محبوبیت گستردهٔ «خانه سبز»، تجربههای تئاتری، کار در دوبله و قابلیتهای صوتیاش نیز وارد تصویر میشوند. خود نویسنده به اجرایی از شکیبایی در مجموعهٔ «مدرس» و مونولوگ طولانی او بهعنوان نمونهای قابلتوجه از فن بیان اشاره کرده است. یکی از جنبههای مهم کتاب همین توجه به «صدا»ست. برای شکیبایی، صدا صرفا ابزار انتقال دیالوگ نبود؛ مکث، کشش کلمات، شکستگی و تغییر آهنگ جمله بخشی از شخصیتپردازی او محسوب میشد. علاقهٔ گسترده به دکلمههایش نیز نشان میدهد که حضور هنری او از تصویر سینمایی فراتر رفته بود. در نتیجه، شناخت شکیبایی فقط با فهرستکردن فیلمها کامل نمیشود؛ باید به نوع حضور، بیان و شیوهای توجه کرد که از طریق آن شخصیت را هم در کلام و هم در بدن بازیگر شکل میداد. امتیاز اصلی کتاب برای مخاطب هدفش، انتخاب و فشردهسازی است. فخری نمیخواهد پژوهشی دانشگاهی دربارهٔ نظریهٔ بازیگری شکیبایی بنویسد؛ هدف، ساختن مدخلی است که مخاطب جوان را از نام مشهور بازیگر به سمت دیدن آثار و شناخت سیر حرفهای او هدایت کند. همین ویژگی حد آن را نیز تعیین میکند. خوانندهای که در پی تحلیل جزئی میزانسن، تکنیک بازی، مقایسهٔ نقشها یا بررسی تاریخی جایگاه شکیبایی در تحولات بازیگری ایران است، به منابع تکمیلی نیاز خواهد داشت. شاید کارکرد اصلی «خسرو شکیبایی» همین باشد که فاصلهٔ میان «چهرهای که همه نامش را شنیدهاند» و هنرمندی را که باید آثارش دوباره دیده شوند کمتر کند. ستاره زمانی به بخشی از تاریخ هنر تبدیل میشود که نسل بعد فقط تصویرش را به یاد نیاورد، بلکه بتواند بفهمد چرا نوع خاصی از صدا، حرکت و حضور او زمانی روی پرده چنین تأثیری گذاشت.
درباره آزاده فخری
آزاده فخری متولد سال 1356 نویسنده – منتقد تئاتر مدیر مسئول انتشارات "ادبیات نمایشی". فارغ التحصیل سازمان ملی پرورش استعدادهای درخشان مرکز فرزانگان ری- کارشناس ارشد ادبیات نمایشی از دانشکده هنر و معماری