کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید

russian short stories

مشخصات کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید
مترجم :
شابک : 9786002296986
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 192
سال انتشار شمسی : 1397
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 15
زودترین زمان ارسال : 25 مهر

معرفی کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید اثر مجموعه ی نویسندگان

ادبیات روس دهه های اخیر با وجود داشتن داستان نویسان برجسته ای که شهرت بین المللی دارند، کمتر به مخاطبان فارسی زبان معرفی شده است. در این کتاب نه داستان از هفت نویسنده ی معاصر روس (دینا روبینا، لودمیلا اولیتسکایا، لودمیلا پتروشفسکایا، آندری گلاسیموف، ویکتور پلوین، میخاییل یلیزاروف و زاخار پریلپین) به فارسی ترجمه شده است، داستان هایی که اتفاقی انتخاب نشده اند و جهان شان کم وبیش به هم نزدیک است. قهرمانان این داستان ها از لایه هایی از جامعه انتخاب شده اند که در گذشته امکانی برای رساندن صدایشان به گوش خوانندگان پیدا نمی کردند و چه بسا وجودشان نادیده گرفته می شد. تنهایی، روزمر گی و خشونت موجود در زندگی این قهرمانان، که بازتاب مستقیم شرایط اجتماعی روسیة پس از فروپاشی اتحاد شوروی نیز هست، به خوبی در این داستان ها احساس می شود. مقدمه ای کوتاه درباره ی هر کدام از این نویسندگان، نیز در آشنایی خواننده با زندگی و سبک هنری و آثار لئ موثر است. همة این نویسندگان در حال حاضر زنده هستند و مشغول نوشتن و همین مسئله کتاب را جذاب تر می کند. رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید... کتابی ا ست از جهان نه چندان مهربان نویسندگانی که سیگار کشیدن شان هنوز تمام نشده است.

رفتیم بیرون سیگار بکشیم هفده سال طول کشید شامل نه داستان از هفت نویسنده معاصر روس است که در ابتدای هر داستان یک صفحه به شرح حال و فعالیت های نویسنده اختصاص داده شده است.
این داستان ها عبارتند از:

دختر بخارا از لودمیلا اولتسکایا
حیوان وحشی از لودمیلا اولتسکایا
پالتوی سیاه از لودمیلا پتروشفسکایا
زن آدم کش از دینا روبینا
حادثه ی خانوادگی از آندری گلاسیموف
نیکا از ویکتور پلوین
رفتیم بیرون سیگار بکشیم هفده سال طول کشید از میخاییل یلیزاروف
وان گوک از میخاییل یلیزاروف
آدم کش و دوست کوچکش از زاخار پریلپین
وجه مشترک همه داستان های کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم هفده سال طول کشید غیر عادی بودن فضا و روایت آن با وجود انسان های عادی است.

کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید

دسته بندی های کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید
قسمت هایی از کتاب رفتیم بیرون سیگار بکشیم، هفده سال طول کشید (لذت متن)
چه قدر حیف که هوس پیدا کردن خصوصیات خود در نسل های پیشین خانواده در سنی به سراغ آدم می آید که موج های عظیم زمان بی هیچ گذشتی تراشه های زندگی آدم را با خود می برد. ولی آیا این دقیقا به همان علت نیست که هر زندگی جدید، از نو در مسیر همان سرگذشت های پیشین بغلتد و بغلتد؟ دوره ی جوانی با آن عطش حیوانی به زندگی در لحظه ی حاضر، هرچیزی را که پیش از خود وجود داشته جارو می کند و دور می ریزد. این بهترین سد میان سیلاب زمانه و دریاچه ی حافظه ی انسانی است.

دلتنگی برای چیزهای تازه یکی از ملایم ترین شکل هایی است که عقده ی خودکشی در روزگار ما به خود می گیرد.

اشک ریختن من برای عمو میشا تازه شروع شده است، وقتی برایم مثل روز روشن شده که واقعا دیگر هیچ وقت او را نخواهم دید. این واژه درست در لحظه ای به عریان ترین شکل در برابر ما پدیدار می شود که حکایت دارد به پایان نزدیک می شود، ولی ما می خواهیم ادامه اش را بشنویم. هرچند خیلی خوب می دانیم، حکایت های واقعی چه قدر بی رحمانه قطع می شوند.