مادلفین تلفن را به گوشش چسبانده بود و جلوی پنجره های بلند مشرف به باند فرودگاه قدم می زد. در پنج هزارمایلی آن جا، بهترین دوست او، در آپارتمان کوچک اش، واقع در شمال لندن ، بی صبرانه به گزارش عاشقانه او گوش می داد....
اول از همه کاربر عزیز، خانم(یا جناب) قدرتی خدا خیرت بده که اطلاع دادی این کتاب به اسم« آوای فرشته» هم ترجمه شده است وگرنه چون گیوم موسو را خیلی دوست دارم این کتاب را هم میخریدم و تکراری میشد. من این کتاب را خیلی دوست داشتم. واقعا در تمام مدت انگار در حال تماشای یک فیلم هالیوودی هیجان انگیز با تم معمایی-عاشقانه هستید. آخرهای کتاب از رازهایی که بر ملا میشود بسیار شوکه و غرق در حیرت میشوید. آنقدر کشش داستان زیاد است که من در طول یک روز آن را مطالعه کردم.😊و خلاقیت نویسنده برای متصل کردن آدمها در اقصی نقاط کره زمین را تحسین کردم درست مثل کنار هم قرار دادن تکههای پازلی چند هزار تکه در کمال ظرافت.👏👏👏
به اسم "آوای فرشته" هم ترجمه شده