کتاب «آسانسور» نوشتهی فردریک دار نویسندهی شناختهشدهی ادبیات جنایی و خالق مجموعهی سنآنتونیو، یک رمان کوتاه پلیسی-روانشناختی در سبک نوآر است که نخستینبار در سال ۱۹۶۱ منتشر شد. این اثر از جمله آثاری است که دار با نام واقعی خود نوشته و در آن بهجای طنز و لحن شوخطبعانهی آثار سنآنتونیو، بر فضایی تیره، جدی و مبتنی بر تحلیل روان انسان تمرکز کرده است. داستان در پاریس و در شب کریسمس روایت میشود؛ زمانی که بازگشت یک مرد از زندان، نقطهی آغاز زنجیرهای از رویدادهای پیچیده و مبهم میشود. شخصیت اصلی رمان با نام آلبر هربن، مردی حدود سیساله است که پس از شش سال حبس، به شهری بازمیگردد که گذشتهی پرتنشی را در آن پشت سر گذاشته است. او در شب عید نوئل با زنی به نام مارت آشنا میشود که شباهت زیادی به عشق قدیمیاش دارد. این شباهت نقش مهمی در شکلگیری رابطهای پرابهام میان آنها ایفا میکند. با وجود اینکه مارت همسر و فرزند دارد، میان او و آلبر نوعی نزدیکی سریع و غیرمنتظره شکل میگیرد. مسیر ورود آنها به آپارتمان از طریق یک آسانسور باری قدیمی، به عنصری نمادین در روایت تبدیل میشود که بهتدریج حس تعلیق، بیاعتمادی و فشار روانی را افزایش میدهد. با ورود به خانه داستان وارد مرحلهای پیچیدهتر میشود؛ جایی که جسد شوهر مارت کشف میشود و فضای روایت به سمت یک معمای جنایی سوق پیدا میکند. از این نقطه رمان بیش از آنکه بر روند کلاسیک تحقیقات پلیسی تمرکز داشته باشد، به بررسی تردیدها، تصمیمهای لحظهای و واکنشهای روانی آلبر میپردازد. فردریک دار با دقت، مرز میان قربانی و مجرم، عشق و فریب، و اختیار و اجبار را بررسی میکند. شخصیتها خاکستری هستند و هیچکدام در جایگاه مطلق خیر یا شر قرار نمیگیرند؛ موضوعی که از ویژگیهای شاخص ادبیات نوآر محسوب میشود. این رمان نمونهای برجسته از توانایی فردریک دار در خلق تعلیق روانشناختی و روایت جنایت از زاویهای انسانی است.
درباره فردریک دار
فردریک دار (به فرانسوی: Frédéric Dard) رماننویس قرن بیستم میلادی اهل فرانسه بود.