اینجا تنها هستم. شاید تنهایی ام کم می شد اگر کسی را داشتم که رازهایم را با او قسمت کنم. رازها همه جا هستند. بعضی آدم ها مملو از رازند. چطور است که منفجر نمی شوند؟ شاید این همان ویژگی بارز گونه ی انسانی است: مهارت های ارتباطی افتضاح. ناگفته نماند که گونه های دیگر هم چندان بهتر نیستند؛ اما حتی شاه ماهی هم می تواند بفهمد دسته ای که به آن تعلق دارد، به کدام جهت می چرخد و او هم در همان جهت دنبالشان می کند. چرا آدم ها نمی توانند از میلیون ها کلمه ای که دارند، کمک بگیرند و به همدیگر بگویند که چه می خواهند؟ دریا هم رازدار بسیار خوبی است. یکی از آن رازها را هنوز با خودم دارم، رازی از اعماق دریا.
من خیلی با محتواش حال نکردم و نتونستم با مفاهیم کتاب ارتباط بگیرم و به نظرم ارزش خوندن نداشت و سطل آشغالی بود. به جای این برید کتاب خوب بخونید...حدود ده بیست صفحه خوندم و کلا گذاشتم کنار این کتاب رو...