درود بر شما روز خوش و به نیکی سال نو خجسته؛ این چیزی که کدبان کاظم سلطانی گفتند به دور نیست و به نگرم راست هست چون کسی که از یک سرزمین ناراستین(غیرواقعی) ندار(فقیر) و با شمار(جمعیت) خیزش نموده و با نداشتن هیچ پختگی و آزمودگی در جنگیدن و فرماندهی و نیز شناخت نابسنده در موقعیت جغرافیایی، نمیتواند سرزمینی چون ایران را گشایش کند و خود را به نما(ظاهر) به پایتخت آن برساند و آن را آتش بزند. به نگرم کدبان سلطانی راست گفتند و به گفتهٔ ایشان مردم به ویژه جوانان و... دیگر داستانهایی چون آمدن الکسندر(الکساندر) مقدونی(به نادرست اسکندر مقدونی) به ایران و آتش زدن تختجمشید را باور ندارند؛ دیگر زمانه اینجور داستانهای مخملی و گزافهآمیزِ دروغین سر آمده.✍️🫡
نباید پیش از خواندن کتاب نسبت به ایده کلی کتاب قضاوت کنم. ولی بسیار بعید میدانم ایده دروغین بودن حملهی اسکندر مقدونی به ایران درست باشد؟ گاهی بیش از اندازه وطنپرست بودن کار را به اینجا میکشاند که بخواهیم تلخیهای تاریخ را پاک کنیم حالا چه آنها را دروغ بپنداربم چه مخفیشان کنیم
جدا از این گفتهی شما، یه چیز دیگه هم من بگم اونم اینکه اسکندر چطور هخامنشیان رو تحقیر کرد یا شکست خوردن هخامنشیان جلوی اسکندر چطور اونها و در پیامدش ما ایرانیان رو تحقیر میکنه؟ هر امپراتوریای روز خوب و بد داره و آغاز و پایانی داره. اسکندری که به پرشیا اومد و تخت جمشید سوزوند، خودش در فرهنگ پارسی حل شد. فارغ از این زندگانی اسکندر بسیار کوتاه بود و این فتوحات براش خوشیای و موندگاری نداشت. هر امپراتوری و تمدن بزرگی در تاریخ شکست خورده چون چرخ گردون بلاخره یک روز به سوده و یه رپز دیگه به پایان، و این به معنای تحقیر هخامنشی یا ما نیست، چرخ روزگاره. هخامنشیان با حدود ۲۰۰ سال امپراتوری ( که بسیار کم هست از نظر زمانی بین امپراتوریهای پس از خودشون ) چنان جایگاه و شکوه و تاثیراتی گذاشتن هم بر سرزمین خودشون و هم بر جهان که صدتا اسکندر هم نمیتونه به پاشون برسه. اسکندری که - بزرگ - خوانده میشه چون هخامنشیان رو تونست شکست بده، که خودش هم به فرهنگ پارسی گرویید و همین باعث اختلافات بسیاری بین خودش و یونانیان پیرامونش شد. به هر روی خود این کتاب بسیار عجیبه، که اگر کسی چه غربی و شرقی همچین نظری داره که شکست هخامنشیان از اسکندر به معنای خوار شدنشون هست و تضعیف جایگاهشون، این دیگه حماقت و خواری اونهاست نه هخامنشیان و ما.
درود بر شما کدبان علیزاده گرامی روزتان خوش و سال نو خجسته؛ این را به شما بگویم که این نبیگ(کتاب) کدبان کاظم سلطانی نه از روی ملیگرایی بیش از اندازه که از روی آگاهی و خواندن دیگر بنمایگان(منابع) و نبیگان استادان بزرگ و کوشندهای چون شادروانان ذبیح بهروز، محمد مقدم، سید حسن تقیزاده، (مهندس) احمد حامی و... چنین چیزی نوشته همچنین اینکه ایشان به نکته خوبی اشاره نموده و به نگر من درست گفته که اسکندر یک کَس نامی بزرگ ایرانی بوده کسی که با داشتن دو تبار از دو خاندان پارستبار و نیز دلیری و دلاوری شاهنشاهی هخامنشی را تا پیش از درگذشتش پابرجا نگاه داشت و او بود که شاهنشاهی ششسد ساله اشکانیان بنیاد نهاد و شاهان اشکانی پس از او فرنام خود را اشک(اسک) یا ارشک نهادند.