کتاب نبرد

‌The Campaign
کد کتاب : 12908
مترجم :
شابک : 978-9642091973
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 288
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 1990
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 3
زودترین زمان ارسال : 27 مرداد

معرفی کتاب نبرد اثر کارلوس فوئنتس

در رمان نبرد ، روایت تاریخی انقلاب آزادیبخش آمریکای لاتین رو در بستر یک عشق رمانتیک شرح و بسط میده و در اون به دنبال جستجوی عاملی وحدتبخش و هویتبخش به آمریکای لاتین میگرده، کارلوس فوئنتس دوره ی تحولی عمیق که خودش آن را "زمان رمانتیک" می نامد بررسی می کند . کارلوس فونتس این نویسنده برجسته ی مکزیکی رمان سبک تجربی خود را با این داستان سر راست تاریخی دنبال می کند تا تبی انقلابی را که در آمریکای لاتین قرن نوزدهم افتاده بود ، دنبال کند. پس از حمله ناپلئونی اسپانیا ، مستعمرات اسپانیایی جهان جدید به آشفتگی فرو می روند. قهرمان فوئنتس که با ایده های نویسنده ی فرانسوی روسو اغوا شده و به دلیل نابرابری نژادی در اطرافش بیمار است ، به یک جنگنده چریکی در شورش های مختلف آمریکای لاتین تبدیل می شود. قهرمان او ، بالتاسار بوستوس ، پسر یک زمین دار ثروتمند ، کودک یک قاضی برجسته را ربوده و آن را جایگزین کودک سیاه یک زن فاحشه می کند. با این حال ، هنگامی که او مادر کودک را به خود جلب می کند ، فورا عاشق او می شود و به یک سفر اضطراب آور ناراحت کننده می رود تا عمل خود را جبران کند و عشق او را به دست آورد. نبرد، داستان نبرد عمومی و شخصی برای رستگار شدن یک مرد را به خوبی به تصویر می کشد. ماجراجویی های فرزند آرمانگرای انقلابی یک مرد زمین دار ثروتمند آرژانتینی ، او را درگیر مبارزات و تضادهایی می کند که چون بلایی به جان آمریکای اسپانیایی افتاده و در نهایت به آن شکل داده است.

کتاب نبرد

کارلوس فوئنتس
کارلوس فوئنتس (به اسپانیایی: Carlos Fuentes Macías) (زاده ی ۱۱ نوامبر ۱۹۲۸ - درگذشته ی ۱۵ مه ۲۰۱۲) نویسنده ی مکزیکی و یکی از سرشناس ترین و پر آوازه ترین نویسندگان اسپانیایی زبان بود. آثار او به بسیاری از زبان ها ترجمه شده اند.پدر وی از دیپلمات های مشهور مکزیک بود و از این رو کودکی اش در کشورهای مختلفی سپری شد. در سال ۱۹۳۶ خانواده اش در شهر واشنگتن دی سی اقامت گزید و این باعث شد که با زبان انگلیسی نیز آشنا شود.در سال ۱۹۵۹ با بازیگر سینما ریتا ماسدو ازدواج کرد، که این ازدواج تا سال ۱۹۷۳ ...
نکوداشت های کتاب نبرد
superbly imagined
فوق العاده تصور شده است.
Washington Post Washington Post

قسمت هایی از کتاب نبرد (لذت متن)
ما از قانون اطاعت می کنیم اما اجرایش نمی کنیم .

دوست من بالتاسار که منشی دادگاه بود، وقتی اتهامات آن قهرمان سابق را شنید، پیش خود خیال کرد که از برکت شور و هیجان و شتاب رویدادها به موقعیتی والا رسیده. باری، همه ی شنیده هایش را نوشت و این سند را در مرحله ای خاص از رفاقت طولانی و پیش بینی ناپذیرمان برای من فرستاد: «از آنجا که لی نیرس غیابا محاکمه می شود، ناچارم پیش خود او را مجسم کنم که با کلاه گیسی که نیمه کاره پودر زده اینجا نشسته؛ یک روز پر شروشور و روز دیگر بی سروصدا و وارفته. ظاهرا چیزی که کم داریم یک معترض است که قدم پیش بگذارد و تمام افتخاراتش را از او خلع کند و حکمی برایش صادر کند. می دانی، وارلا، من شراره ی لرزانی را مجسم می کنم که از چشم لی نیرس می گذرد. این شراره را می بینم و با خودم می گویم آیا ما سه رفیق اهل کافه د مالکوس خودمان را برای وقایع آماده کرده ایم؟ من این روزها خیلی جوش وجلا می زنم، اما متأسفم از این که تقدیرمان این است که افتخاری پا در هوا نصیبمان بشود و این روحیه ی عجولی که داریم تا چشم به هم بزنیم آن را هم به باد می دهد. اسم سه نفرمان را می نویسم.

این یادداشت ها را از دوستم گرفتم و پیش خود او را مجسم کردم که با صبر و متانتی ستودنی وظیفه ی منشی را در محاکمه ی نایب السلطنه ها به انجام می رساند. چیزی که نمی دانستم این بود که بالتاسار همان وقت با وسواس تمام مشغول تمرین یک رشته عملیات بود. مارکی د کابرا،‏ مردی خشک و پیر و بدذات، بر جلسات دادگاه نظارت می کرد. این مرد حتی نگاهی به منشی، یعنی بالتاسار، نمی انداخت، اما بالتاسار چهارچشمی مراقب رئیس دادگاه بود و می کوشید فکر او را بخواند و تک تک حرکاتش را زیر نظر داشته باشد. فراتر از این ها، همان طور که خواهیم دید، بالتاسار به این مرد حسادت می کرد.