کتاب آذر شهدخت پرویز و دیگران

Azar Shahdokht Parviz and others

مشخصات کتاب آذر شهدخت پرویز و دیگران
شابک : 9789643808365
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 216
سال انتشار شمسی : 1396
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 4
زودترین زمان ارسال : 24 مهر

معرفی کتاب آذر شهدخت پرویز و دیگران اثر مرجان شیرمحمدی

کتاب «آذر، شهدخت، پرویز و دیگران» نوشته ی «مرجان شیر محمدی» است. داستان کتاب درموردهمسر خانه دار یک بازیگر مشهور سینما است که در آخرین فیلم او با وی همبازی می شود و آنچنان مورد توجه منتقدان قرار می گیرد که منجر به حسادت او می شود. روابط صمیمانه آنها تیره شده، زن قهر می کند و به باغچه خانوادگی دماوند می رود. با بازگشت دخترشان به ایران روابط آنها دستخوش تحولاتی می شود. در قسمتی از کتاب می خوانیم: «شکمو بودن یعنی شور زندگی داشتن . شما اگر غذا برات مهم نیست ، افسردگی ای چیزی داری . خودتو به دکتر نشون بده !» کتاب حاضر را نشر «ثالث» منتشر کرده است.

کتاب آذر شهدخت پرویز و دیگران

مرجان شیرمحمدی
مرجان شیرمحمدی بازیگر و نویسندهٔ ایرانی است. او همسر کارگردان ایرانی بهروز افخمی است.بیست و دوم آذر ماه ۱۳۵۲ در تهران به دنیا آمد. ازدواج او با بهروز افخمی دومین ازدواج وی می‌باشد و از ازدواج اول خود پسری به نام ماکان دارد. از ازدواج خود با بهروز افخمی پسری به نام آهیل دارد که متولد کشور کانادا است. از ۱۳۶۵ تا ۱۳۷۱ زیر نظر آیدین آغداشلو نقاشی را فرا گرفت. در ۱۳۷۴ وارد کارگاه آزاد بازیگری شد و سپس به مدرسهٔ تئاتر سمندریان رفت. در ۱۳۷۵ وارد عرصهٔ بازیگری شد. از وی دو رمان و دو مجموعه داستا...
قسمت هایی از کتاب آذر شهدخت پرویز و دیگران (لذت متن)
روز شانزدهم دی برف سنگینی تهران را سفیدپوش کرد. پرویز دیوان بیگی مثل همیشه می خواست به محل فیلمبرداری برود. او بازیگر مشهور تئاتر و سینما بود. سال ها پیش وقتی جوانی بیست ساله بود به عشق بازیگر شدن از شهرش به تهران آمده بود و بازیگری را از تئاتر شروع کرده بود و بعدها به سینما رفته بود و حالا چهل و اندی سال از آن روزها م گذشت و او شده بود یکی از پیشکسوتان بازیگری. مردم او را در کوچه و خیابان می شناختند و همه جا تحویلش می گرفتند. وقتی شهرداری شهر تهران سینمایی می ‍ساخت یا در شهر خودش فرهنگسرایی ساخته می شد یا سالن تئاتری یا هر مرکز فرهنگی و هنری، پرویز دیوان بیگی را به عنوان اولین و مهم ترین مهمان، برای مراسم افتتاحیه دعوت می کردند. درباره ی او کتاب نوشته بودند و مجسمه اش را در یکی از سالن های فرهنگی تهران نصب کرده بودند. مجسمه با پرویز دیوان بیگی مو نمی زد