کتاب نامه ی گمشده

The Lost Letter

مشخصات کتاب نامه ی گمشده
مترجم :
شابک : 978-6001823299
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 327
سال انتشار شمسی : 1397
سال انتشار میلادی : 2017
نوع جلد : شومیز
سری چاپ : 1
زودترین زمان ارسال : 28 مهر

معرفی کتاب نامه ی گمشده اثر جیلین کانتور

کتاب نامه گمشده روایت عشقی است که پنجاه سال میان یک پاکت دربسته سر به مهر ماند و با فروپاشی دیوار برلین از نو پا گرفت. عشق النا و کریستف در بحبوحه اشغال وین به دست نازی ها، عشقی به سان گل سپیدگوهر که ارزش فداکاری، تحمل دشواری و دوری را داشت.

روایت کتاب «نامه ی گمشده» در دو اپیزود به صورت موازی پیش می رود. اپیزود اول در وین که مهد شکوفایی هنر است و همزمان با یورش بی امان نازی ها به این شهر زیبا اتفاق می افتد. فردریک فابر، هنرمند معروف که گراورساز تمبرهای اتریش است به تازگی کریستف را به شاگردی پذیرفته است. کریستف که تمام عمر نوزده ساله خود را در پرورشگاه گذرانده، به فردریک به سان پدر می نگرد و مفهوم خانه و خانواده را در کنار اعضای خانواده فابر درک می کند.از سویی کریستف در قلبش عشقی به دختر بزرگ خانواده، النا، احساس می کند. عشقی که تا مدت ها در دلش پنهان می ماند و آنگاه که سر بر می آورد، در میان برف ها زیر پوتین های سربازان نازی سرنوشتی غریب به خود می گیرد.

اپیزود دوم حدود پنجاه سال بعد را به تصویر می کشد. کیتی، زنی تنهاست که مشکلات زندگی بر سرش آوار شده؛ از طرفی پدرش به آلزایمر مبتلا گشته و نیازمند مراقب تمام وقت است. از سوی دیگر همسرش دنیل بخاطر این شرایط او را طرد کرده و درخواست طلاق داده است. کیتی در مشکلات دست و پا می زند اما نمی داند در آن سوی این گره به ظاهر کور، راهی درخشان برای تغییراتی شگفت در زندگیش رخ خواهد نمود. یکی از نشانه های این تغییر، کشف راز تمبری است که بر روی نامه ای به نشانی دوشیزه فابر یافته است. حال باید دید چگونه این دو اپیزود در هم گره می خورد؟ نقطه تلاقی سرنوشت دوشیزه فابر و کیتی کجاست؟

کتاب نامه ی گمشده

قسمت هایی از کتاب نامه ی گمشده (لذت متن)
نگاهم بین دو نقشه مدام این ور و آن ور کشیده می شود، تفاوت ها را با هم مقایسه می کنم. روستاهای کوچک دیگر هم ناپدید شده بودند. حالا که این طور با دقت به هر دو نقشه درست در کنار هم نگاه می کنم، انگار آثار ترس و وحشت این کشورها و اطراف آنها در دوران جنگ جهانی دوم برایم ملموس می شود. این احساس طوری روی من اثر می کند که هرگز پیش از این حتی قدرت فکر کردن به آن را نداشتم. نقطه های روی نقشه نشان دهنده ی خانه ها، کسب و کارها و مردم بود. همه از روی نقشه محو شده بودند. درست به اندازه ی یک بشکن زدن.

می دونی مردان زیادی برای رسیدن به جایی که گل سپیدگوهر رشد می کنه، از صخره های سنگی بالا رفتند و در این راه مردند. اونها می خواستند عشقشون رو به دوشیزه ی خاصی نشون بدن و شاید بتونن چنین گل اصیل و زیبایی رو به اون دختر هدیه بدن. شاید اونا احمق بودن. کی می دونه؟

زندگی همینه، نیست؟ همه ی چیزای احمقانه ای که ما نمی تونیم توضیحش بدیم.