جنیفر ال. آرمنترات در رمان «اصیل»، دومین مجلد از مجموعه کاوننت ، خواننده را با واقعیتی تلخ و گزنده روبرو میکند: مسئله سرنوشتی که گویی از پیش نوشته شده و هیچ راه فراری از آن نیست. الکساندریا آندروس در این جلد مهرهای در یک شطرنج بزرگتر است که قدرتی فراطبیعی و ناخواسته او را به کام خود میکشد. نویسنده در این اثر، پوچی افتخارات ناشی از خون را به چالش میکشد؛ جایی که همخونها به واسطه تبار خدایی خود بر تخت قدرت تکیه زدهاند و نیمهخونهایی چون الکس، تنها برای خدمت یا جنگیدن در خط مقدم تربیت میشوند. پس از وقایع سهمگین مجلد نخست، الکس اکنون با پیامد تصمیماتش روبروست و باید در جهانی که بوی توطئه میدهد، راهی برای حفظ بقا بیابد. در این میان، مسئله احتیاج و نیاز متقابل، پیوندی شوم میان الکس و ست برقرار کرده است. الکس به شکلی کنایهآمیز به یک «پریز برق فراطبیعی» تشبیه شده که باید انرژی آپولیون را تأمین کند. این پیوند، حریم خصوصی او را به کلی ویران کرده است؛ ست همچون سایهای سنگین در هر گوشهای حضور دارد، از اتاقخواب گرفته تا کلاسهای درس و زمین تمرین. این حضور دائمی، نه نشانی از حمایت، بلکه یادآور اسارتی است که تقدیر برای او رقم زده است. الکس در این جلد با این حقیقت تلخ روبروست که بدن و قدرت او، متعلق به خودش نیست و شورای حاکم با ولع به دنبال تبدیل کردن او به ابزاری در خدمت اهداف والای خود است. حضور مداوم ست، پیچیدگیهای عاطفی و امنیتی زندگی الکس را دوچندان کرده و او را در وضعیتی قرار داده که گویی همواره تحت نظر است. صحنههای مبارزه در این کتاب نمادی از فشار خردکنندهای هستند که جامعه بر نیمهخونها وارد میکند. تمرین الکس با مربی راموی، به خوبی نشاندهنده این خصومت نهادینه شده است. راموی به عنوان یک اصیلزاده که به جای زندگی مرفه، راه دیدهبانی را انتخاب کرده، نفرتی ریشهدار از الکس دارد و در میدان مبارزه با او، چنان بیرحمانه میتازد که گویی در برابر یک دشمن خونی ایستاده است. این مبارزهها نشان میدهند که در دنیای «عهد»، یک اشتباه کوچک تاکتیکی روی تشک تمرین، میتواند استعارهای از لغزشی باشد که کل زندگی الکس را به قهقرا میبرد. الکس برای حفظ انسانیت خود ناچار است میان ایدن، که مربی او و نمادی از عشقی ممنوعه اما انسانی است، و ست که پیوندی سرنوشتساز و ترسناک با او دارد، دست به انتخابی دشوار بزند. «اصیل» با ترکیبی از عناصر اساطیری یونان و تنشهای سیاسی، به کالبدشکافی مسئله هویت در یک سیستم طبقاتی میپردازد. نویسنده، نشان میدهد که چطور الکس میان ضرورتهای بقا و آرزوهای فردیاش دست و پا میزند. خطر دائمی دایمونها و توطئههای پنهان شورا، فضایی از ناامنی مطلق ایجاد کرده است که در آن حتی صمیمیترین روابط نیز تحت تاثیر نژاد قرار دارند. این رمان، روایتگر تقابل فردی است که میخواهد مالک سرنوشت خود باشد، اما در جهانی گرفتار شده که حتی نفس کشیدنش را هم تابعی از قوانین باستانی و نیازهای فراطبیعی دیگران میبیند. در نهایت، خواننده با این پرسش تنها میماند که آیا در دنیایی که همه چیز بر اساس تبار تقسیم شده، جایی برای انتخاب آزادانه باقی میماند یا خیر.
درباره جنیفر ال. آرمنتروت
جنیفر ال. آرمنتروت داستاننویس آمریکایی پرفروش نیویورک تایمز است که در ویرجینیای غربی زندگی میکند.