کتاب «صدای حرفهای بیصدا» نوشتهی سوونکام تاماوانگسا مجموعهای از چهارده داستان کوتاه است که در سال ۲۰۲۰ منتشر شد و خیلی زود با دریافت جایزهی معتبر Giller Prize کانادا توجه محافل ادبی را به خود جلب کرد. نویسنده که خودش متولد اردوگاه پناهندگان در تایلند و دارای تجربهی مهاجرت لائوسیها به کاناداست، از همان ابتدا وارد جهانی میشود که در آن زبان، کار و هویت در هم گره خوردهاند. فضای کلی کتاب در یک شهر بینام در آمریکای شمالی شکل میگیرد، جایی که مهاجران لائوسی تلاش میکنند زندگی تازهای بسازند، اما گذشته و زبان مادریشان مثل سایه همراهشان مانده است. عنوان کتاب هم از یکی از داستانها گرفته شده؛ جایی که یک اشتباه ساده در تلفظ کلمهی “knife” تبدیل به شکافی عمیق میان کودک، پدر و مدرسه میشود، شکافی که فقط زبانی نیست، بلکه به رابطهی قدرت و تعلق هم مربوط میشود. در لایهی مرکزی داستانهای کتاب، مسئلهی مهاجرت و تجربهی زیستن در وضعیت «بینابینی» قرار دارد. شخصیتها اغلب در موقعیتهایی هستند که نه کاملا در جامعهی جدید پذیرفته شدهاند و نه دیگر به جهان قدیمی خود دسترسی کامل دارند. زبان انگلیسی برای بسیاری از آنها یک میدان لغزنده است؛ جایی که یک تلفظ اشتباه میتواند به خجالت، طرد شدن یا سوءبرداشت منجر شود. اما مسئله فقط زبان نیست؛ کتاب به شکل پیوسته روی کارهای سخت و کمدرآمد متمرکز میشود؛ از بستهبندی مرغ در کارخانه گرفته تا جمعآوری کرم در مزارع یا کار در سالنهای ناخن. این شغلها صرفا پسزمینه نیستند، بلکه بخشی از هویت شخصیتها هستند، جایی که بدن و رنج روزمره به ابزار بقا تبدیل میشود. در همین فضاست که مفهوم طبقهی اجتماعی، نابرابری نژادی و دیده نشدن مهاجران در دل روایتها شکل میگیرد. داستانها گاهی در سکوت پیش میروند و گاهی با یک لحظهی کوچک، کل وضعیت زندگی یک انسان را آشکار میکنند. آنچه در «صدای حرفهای بیصدا» برجسته میشود، نوع برخورد نویسنده با سکوت است. تاماوانگسا به جای توضیح دادن احساسات، آنها را در فاصلهها، مکثها و چیزهای نگفته قرار میدهد. شخصیتها زیاد حرف نمیزنند، یا اگر حرف میزنند، حرفشان کامل نیست. همین ناقص بودن زبان، بخشی از تجربهی زیستهی آنهاست. در داستان معروف همنام کتاب، دختربچهای که کلمهی knife را از پدرش با تلفظ اشتباه یاد گرفته، در مدرسه میان دو جهان گیر میکند: جهان اقتدار زبان رسمی و جهان صمیمی و ناقص خانه. او میداند یکی «درست» است و دیگری «غلط»، اما انتخاب برایش فقط انتخاب یک تلفظ نیست، بلکه انتخاب میان فاصله گرفتن یا نجات دادن رابطهای است که با پدرش دارد. این نوع موقعیتها در سراسر کتاب تکرار میشوند؛ جایی که حقیقت عاطفی با قواعد اجتماعی در تضاد قرار میگیرد و هیچ پاسخ سادهای وجود ندارد. سبک نوشتاری هم کاملا در خدمت همین فضاست: جملات کوتاه، حذف توضیحات اضافی، و تمرکز روی جزئیاتی که معمولا در روایتهای بزرگتر نادیده گرفته میشوند. این کتاب با وجود حجم کمش حس یک جهان کامل را منتقل میکندو هر داستان مثل یک قاب ثابت است؛ انگار دوربین روی یک صحنه مکث کرده و اجازه میدهد تنشهای زیرپوستی خودش را نشان بدهند. چیزی که در نهایت از کنار هم قرار گرفتن این چهارده داستان شکل میگیرد، تصویری از زندگی مهاجرانی است که نه در مرکز روایتهای اجتماعی قرار دارند و نه در حاشیه کاملا خاموشاند؛ آنها جایی در میان این دو وضعیت ایستادهاند. کتاب «صدای حرفهای بیصدا» به جای ارائهی پاسخ یا نتیجهگیری، بیشتر روی همین ایستادن طولانی و فرساینده مکث میکند.
درباره سوونکام تاماوانگسا
سوونکام تاماوانگسا شاعر و نویسنده داستان کوتاه کانادایی لائوسی است. در سال 2019، او برنده جایزه O. Henry برای داستان کوتاهش، "Slingshot"، که در مجله هارپر منتشر شد و در سال 2020 مجموعه داستان کوتاه او چگونه چاقو را تلفظ کنیم، برنده جایزه گیلر شد.