کتاب دوازده نظریه دربارۀ طبیعت بشر

Twelve Theories of Human Nature
کد کتاب : 15491
مترجم :
شابک : 978-6007439425
قطع : رقعی
تعداد صفحه : 560
سال انتشار شمسی : 1398
سال انتشار میلادی : 2012
نوع جلد : جلد سخت
سری چاپ : 4
زودترین زمان ارسال : 5 مهر

معرفی کتاب دوازده نظریه دربارۀ طبیعت بشر اثر مجموعه ی نویسندگان

بیش از پنج نسخه قبلی این کتاب ، "ده نظریه طبیعت بشر" مقدمه ای چشمگیر و محبوب از برخی از تأثیرگذارترین تحولات در اندیشه غربی و شرقی بوده است. نسخه ششم ،در این کتاب با عنوان "دوازده نظریه از طبیعت بشر" ، فصل هایی درباره ی اسلام (توسط پیتر رایت) و فروید( موضوعات مربوط به کنفوسیونیسم) ، هندوئیسم ، بودیسم ، افلاطون ، ارسطو ، کتاب مقدس ، کانت ، مارکس ، سارتر و داروینیسم افزوده شده است. نویسندگان کتاب ،ایده های مکاتب ذکر شده و دیگر متفکران و سنت ها را به گونه ای ترکیب می کنند که به دانشجویان کمک می کند، درک کنند که بشر چگونه برای درک ماهیت خود تلاش کرده است. این کتاب برای ترغیب دانشجویان به تفکر انتقادی نسبت به خود و تأکید بر شباهت ها و اختلافات بین بسیاری از نظریه ها ، هر یک را بر اساس چهار نکته بررسی می کند که شامل: ماهیت جهان ، ماهیت بشریت ، تشخیص بیماری های بشریت ، و درمان پیشنهادی برای این مشکلات می شود . این دوره بی نظیر برای دوره های مقدماتی در طبیعت انسانی ، فلسفه ، مطالعات دینی و تاریخ روشنفکرانه است ، این کتاب منحصر به فرد، دانشجویان و خوانندگان دیگر را درگیر کرده و ایجاد انگیزه می کند تا در نظر بگیرند که چگونه می توانیم خود و جامعه بشری را درک کنیم و بهبود بخشیم.

کتاب دوازده نظریه دربارۀ طبیعت بشر

دسته بندی های کتاب دوازده نظریه دربارۀ طبیعت بشر
نکوداشت های کتاب دوازده نظریه دربارۀ طبیعت بشر
"I cannot think of another philosophy text written for the undergraduate on this topic that is as clear, unpretentious, and informative as this book."
"من نمی توانم به متن فلسفی دیگری که برای دوره کارشناسی در این زمینه نوشته شده فکر کنم که به اندازه این کتاب واضح ، بی تکلف و آموزنده باشد." - زاخاری ارنست ، دانشگاه میسوری-کلمبیا
Zachary Ernst, University of Missouri-Columbia

قسمت هایی از کتاب دوازده نظریه دربارۀ طبیعت بشر (لذت متن)
بیش تر از سی سال پیش، یکی از استادان ممتاز مطالعات اسلامی دانشگاه شیکاگو، فضل الرحمان [ملک]، به این نکته اشاره کرد که با وجود آن که در قرآن بیش از ۲۵۰۰ بار کلمه «الله» آمده است، اما موضوع اصلی کتاب نه خدا، بلکه نوع بشر است. قرآن خود را وسیله «هدایت» بشریت معرفی می کند. اما هدایتی که به صورت «تذکر» [یا یادآوری] است. اصلا یکی از القاب یا نام هایی که قرآن به خود نسبت می دهد «ذکر» [یادآوری کننده] است. معنای تلویحی این سخن آن است که کتاب خدا را نباید منبع آگاهی های تازه درباره خداوند یا نوع بشر بدانیم؛ بلکه رسالت آن و رسالت پیامبری که آن را آورده تلنگر زدن به حافظه مخاطبان است، یادآوری چیزهایی است که از پیش می دانستند اما فراموش کرده اند. با در نظر داشتن عقیده مسلمانان که قرآن را «وحی» الهی می دانند، شاید این ادعا برای خواننده قدری عجیب باشد. اما همان گونه که دیدیم، قرآن از منظر بازبینی و اصلاح به کتب عهدینی نظر دارد. این رابطه شبیه رابطه عهد جدید با متون مقدس یهودیان است. از این رو، شاید بد نباشد این طور فرض کنیم که قرآن به خوانندگانش چیزی شبیه «عهد سوم» ارائه می کند، نه نظام دینی یکسره تازه ای در عرصه اندیشه و عمل.