طبق گفتهی نویسنده، داستان این کتاب از افسانهی مولان الهام گرفته شده ولی یه تفاوت عمده باهاش داره. در افسانهی مولان، شخصیت زن در انتهای داستان بعد از تشویق و تمجید بابت خدمت به کشورش، با فرماندهای نامدار ازدواج میکنه و به نقش همیشگی خودش( زن بودن) برمیگرده. نویسنده شخصیت اصلی داستان رو در قالب دختری به تصویر کشیده که نه برای خدمت و دفاع، بلکه برای رسیدن به آزادی و رهایی از نقشهای مورد انتظارش در قالب مرد به ارتش ملحق میشه. مِیلین، برای فرار از خونهای که در اون پدر معتاد به افیونش حضور داره و ازدواج با مردی بدتر از پدرش، با نام مستعار وارد ارتش میشه تا اندکی طعم آزادی رو بچشه. مِیلین با سختکوشی و کمک فرماندهشون شاهزاده اسکای موفق میشه مبارزه یاد بگیره و حتی دوستانی پیدا کنه. اما شرایط با ظاهر شدن اژدهای دریا براش پیچیدهتر میشه. مِیلین میترسه به جنون مبتلا شده باشه، اما کمکم متوجه میشه دچار توهم نشده و میتونه با قلمروی ارواح ارتباط برقرار کنه. آیا مِیلین میتونه از این قدرت و جادوی سیاه برای رسیدن به آرزوها و اهدافش استفاده کنه؟ اگه کسی متوجه بشه اون یه دختره و از جادوی سیاه استفاده میکنه، چه سرنوشتی انتظارش رو میکشه؟ آیا ممکنه شاهزاده اسکای متوجهی راز مِیلین بشه؟ پ.ن.: امیدوارم جلد دومش به زودی ترجمه و منتشر بشه چون داستان در حساسترین جای ممکن تموم شد. امتیاز در گودریدز: 3.77
کتابش سانسور داره؟
کی جلد دو ترجمه میشه؟
من این کتاب رو وقتی تازه ترجمه شده بود خوندم و خیلی دوستش دارم بیشتر از ۱۰ بار خوندمش
سلام ببخشید من این کتاب و خوندم ولی پایان باز و بدی داشت میخواستم بدونم این کتاب جلد دوم داره؟
بله یک جلد دوم هم وجود داره که به زودی ترجمه میشه. نگران نباشید
لطفا موجود کنید
کی موجود میشه ؟
به به بالاخره جلد سخت از کوله پشتی