من خواندن کتابهای این ژانر، یعنی یادداشت روزانه را خیلی دوست دارم چون (۱) مثل این است که خواننده به اتاق شخصی نویسنده وارد شود. توی کمد و کشوهایش را بجورد، لابلای دفترچهها و کاغذهایش سرک بکشد، از پنجره اتاقش بیرون را تماشا کند، روی تختش دراز بکشد و حتی دمپاییهایش را بپوشد و... . به عبارت دیگر، دریچه ایاست برای مواجهه با شخصیترین عادتها و لحظات او. جلال هم این یادداشتها را پروپیمون و مفصل نوشته است و پر است از این دست لحظات. (۲) دیگر اینکه، وقتی آدم کتابهای یک نویسنده را میخواند با اینکه آنها "چگونه" فکر میکنند آشنا میشود اما یادداشتهای روزانه معمولا این فرصت را به خواننده میدهد که با اینکه آنها "چرا" آنگونه یا اینگونه فکر میکنند هم آشنا شود. مثلا چیزی که برای من بیشتر جالب و پرسشبرانگیز بود این بود که چرا جلال از امثال خانلری بدش میآمده یا مسئله جلال با غرب چه بوده. تا حدی در این کتاب توانستم برای این سوالها جوابهایی پیدا کنم. (۳) آخر اینکه، خواندن یادداشت روزانه کمک میکند علاوه بر جامعهشناسی، خودشناسی هم بکنیم. مثلا وقتی چیزهایی را در زندگی جلال میپسندیم و چیزهایی را نه، فرصتی به دست آوردهایم تا خودآگاهانهتر با علاقهمندیها و ناعلاقهمندیهای خودمان رودررو شویم. بهنظرم فرصت مغتنمی است.
تو این کتاب میتونید چهره واقعی آل احمد رو ببینید با ادبیاتی رکیک و شخصیتی فحاش و از خود راضی
وقتی نمیفهمی،نمیفهمی...چیکارش میشه میکرد.
متاسفانه گرفتاریهای امروز ما ، حاصل تفکرات همین تحصیل کردههای چپگراست. امثال جلال و شاملو و علوی و ساعدی ها! کشورهای دیگه روشنفکر دارن ، ما هم روشنفکر داریم! متوهمینی که مارو به این عذاب الیم دچار کردن...
والا اگر بخوایم از دیدگاه شما نگاه کنیم داستایوسکی هم نباید خوند، چون یه مشت دیوانه را به تصویر میکشد! متاسفانه شما فرق بین قلم تند و فحش و هتاکی رو نمیدونی، اگه میدونستی اینجوری حرف نمیزدی
برای شما که ظاهراً به ایدئولوژی چپ ارادت داری خواندن شخصیتهای دیوانهی داستایوفسکی خصوصا در « شیاطین» که نمونهی افراد انقلابی و وحشی و دگم اندیش ابتدای قرن بیستم را چندین سال زودتر در یک اثر درخشان به تحریر در آورده قطعا خواندن آثار داستایوفسکی تلخ و گزنده است. روشنفکران دههی چهل و پنجاه ایران آمیزه ای از تعصب ، جنون ، توهم و هپروت بودند که البته بعد از سیلی تلخ حقیقت بر صورتشان عده ای از خواب غفلت بیدار شدند اما نوشدارو پس از مرگ سهراب چه سود ؟ قیاس داستایوفسکی با این افراد از اساس اشتباهه کاش حداقل از ماکسیم گورکی بیچاره نام میبردی که قابل قیاس باشه 😅 همین خودش مبین آگاهی و درک و اشراف توست جناب دانا!