تابوت های دست ساز

گزارش واقعی از یک جنایت آمریکایی
Handcarved Coffins

معرفی کتاب تابوت های دست ساز اثر ترومن کاپوتی | ایران کتاب

کتاب تابوت های دست ساز، رمانی نوشته ی ترومن کاپوتی است که اولین بار در سال 1975 منتشر شد. این رمان، داستانی واقعی درباره ی یک قاتل، یک کارآگاه و یک نویسنده است و خود کاپوتی آن را «گزارشی واقعی از جنایتی آمریکایی» می نامد. قاتل، مردی به نام باب کویین است که خود را به نوعی خدا می داند. کویین، عکس هر یک از قربانی هایش را درون تابوتی کوچک و دست ساز برای آن ها می فرستد و این افراد را از سرنوشتی که در انتظارشان است، به نوعی آگاه می کند: زوجی، نُه مار زنگی عصبانی را زیر صندلی جلوی ماشین خود پیدا می کنند و افرادی دیگر در یک حادثه ی آتش سوزی می میرند در حالی که تنها راه فرارشان مسدود شده بوده است. مردی به نام کلِم اندرسون، تابوتی کوچک را دریافت می کند و از این اتفاق شوکه می شود چرا که معنایش را می داند. اما واقعاً چه سرنوشتی در انتظار او خواهد بود؟

کتاب تابوت های دست ساز


ویژگی های کتاب تابوت های دست ساز

ترومن کاپوتی، از پرفروش ترین نویسندگان آمریکا

مشخصات کتاب تابوت های دست ساز
انتشارات:نشر چشمه
مترجم :
نویسنده :
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :‏‫‬‭978-964-362-930-4
سال انتشار شمسی :1397
سال انتشار میلادی :1975
تعداد صفحه :101
سری چاپ :4
نکوداشت های کتاب تابوت های دست ساز
With extraordinary imagination.
با تخیلی خارق العاده.
The Crimson

Electrifying.
هیجان انگیز.
Newsweek Newsweek

بخش هایی از کتاب تابوت های دست ساز (لذت متن)
مادربزرگم میسن هیچ وقت کلمه ی «مرگ» به زبونش نمی اومد. وقتی کسی می مرد، به خصوص کسی که براش مهم بود، همیشه می گفت «دوباره صدا شده.» منظورش این بود که نرفته زیر خاک، برا همیشه گم و گور نشده؛ بلکه برعکس، آدمه «دوباره صدا شده» که برگرده به سرزمین کودکی خوش و خوشحالش، به دنیایی که توش همه چی زنده اس.

در میان تمام موجودات آفریده، انسان نفرت انگیزترین است. در میان تمام ابنای وجود، تنها و یگانه موجودی است که بدخواهی دارد، که پست ترین تمام غرایز و امیال و رذایل است - نفرت آورترین شان. تنها موجودی است که برای تفریح، عذاب می دهد، با اینکه می داند عذاب است. همچنان که در سیاهه ی تمام جانداران، تنها موجودی است که ذهنی کثیف و خطرناک دارد.

مدت زمانی کوتاه در هوای آلپ نفس کشیدن، فرح بخش است، اما گذراندن تعطیلاتی طولانی در کوهستان می تواند به آدم احساس خفقان بدهد و موجب افسردگی های بغرنج و نامفهوم شود. به هر حال یک روز که یکی از این حال و هوای ناجور نازل شده بود، ماشینی اجاره کردم و از مسیر گردنه ی گرنسن برنار رفتم ایتالیا به ونیز. آدم در ونیز همیشه در جامه ی مبدل و نقاب به صورت است؛ یعنی خودش نیست، پس مسئول رفتارش هم نیست.