کتاب جنایات نامحسوس The Oxford Murders


  • قیمت : ۱۴,۰۰۰ تومان
  • وضعیت : موجود

معرفی کتاب جنایات نامحسوس اثر گی یرمو مارتینس

ایران کتاب محمدعلی فائزی

در رمان جنایات نامحسوس پرفروش در سراسر جهان، دو ریاضیدان برای دستگیری یک قاتل زنجیره ای، باید به نیرو های پلیس بپیوندند. داستان در یک روز تابستانی در آکسفورد آغاز می شود، وقتی که یک دانشجوی جوان آرژانتینی، جسد پیرزن صاحب خانه را پیدا می کند در حالی که به شکل فجیعی به قتل رسیده است؛ این زن سالخورده در شکستن رمز های انیگما در جنگ جهانی دوم، به نیرو های انگلیسی کمک کرده بود. در همین حال، یک پروفسور مشهور منطق در آکسفورد، یادداشتی بی نام و نشان دریافت می کند که شکلی دایره وار و کلماتی روی آن دیده می شوند: اولین مورد از یک زنجیره. همزمان با افزایش تعداد قتل ها و آشکار شدن نماد های بیشتر، وظیفه ی این زوج نه چندان هماهنگ است که تا قبل از این که قاتل، قربانی دیگری را به کام مرگ بفرستد، پرده از طرح و نقشه ی موجود در قتل ها بردارند. راوی، به دنبال فهمیدن این است که یک جنایت بی عیب و نقص چگونه به انجام می رسد و همچنین تلاش می کند به درکی از اثرات تصادفی و غیرعامدانه ی خود در اتفاقات داستان برسد؛ داستانی که قتل، اعداد، ذهن های برتر، فرقه ها و معماهای کهن را با هم درمی آمیزد.

خرید و معرفی کتاب خواندنی جنایات نامحسوس



مشخصات کتاب جنایات نامحسوس
قطع :رقعی
نوع جلد :شومیز
شابک :978-600-229-406-7
تعداد صفحه :178
سال انتشار شمسی :1395
سال انتشار میلادی :2003
سری چاپ :2

ویژگی ها کتاب جنایات نامحسوس

برنده ی جایزه ی پلانه تا، سال 2003

فیلمی بر اساس این کتاب با همین عنوان در سال 2008 و به کارگردانی الکس دلا ایگلسیا ساخته شده است

نکوداشت های کتاب جنایات نامحسوس
Soft-spoken, smart and satisfying.
هوشمندانه، راضی کننده و با لحنی ظریف.
Kirkus Reviews Kirkus Reviews

The mix of mathematics and murder mystery makes for a powerful cocktail.
ترکیب ریاضیات و قتل های مرموز، معجونی قدرتمند ساخته است.
Guardian Guardian

A scholarly whodunit.
یک رمان پلیسی ادیبانه.
New York Times Book Review New York Times Book Review

بخش هایی از کتاب جنایات نامحسوس (لذت متن)
سلدم گفت: «امیدوارم زیاد ترس از بیمارستان نداشته باشی. بیمارستان ردکلیف یه کمی آدمو افسرده می کنه. ساختمونش هفت طبقه س. لابد اسم اون نویسنده ایتالیاییه «دینو بوتزاتی» به گوشت خورده، یه داستانی داره دقیقا به همین اسم: هفت طبقه. این داستانو براساس اتفاقایی نوشته که یه بار وقتی اومده بود آکسفورد سخنرانی کنه براش افتاد.

بوتزاتی از پرستار پرسید کیا طبقه ی اول کار می کنن. پرستار به بوتزاتی جوابی داد که تو داستانش هم هست: فقط کشیش بیمارستان. بوتزاتی تو داستانش نوشته تو اون یه ساعتی که گذشت تا دکتر بیاد، این مسأله که حس وحال ریاضی داشت براش یه جور وسواس ذهنی شد. به خودش گفت طبقه ی چارم دقیقا وسط شمارش معکوس هفت تا یکه. دچار یه جور ترس خرافات زده شد که مطمئنش می کرد اگه یه طبقه ی دیگه پایین بره کارش تمومه.

گفت مرده تنها کسیه که از یه تصادف اتوموبیل باقی مونده. گفت گاهی طبقه ی سوم خیلی پرسروصداس، خیلی از پرستارای اون طبقه گوش بند می بندن. اما احتمالا خیلی زود مرد بی نوا رو می برن طبقه ی دوم و دوباره آرامش برقرار می شه. سلدم با سر به توده ی آجری تیره ای اشاره کرد که حالا برابرمان بود. گفتی تقلا می کند تا قصه اش را تمام کند. با همان لحن آرام و سنجیده گفت: «بوتزاتی روز بیست وهفتم ژوئن سال 1967 رفته بیمارستان، دو روز بعد تصادفی که زنم و جان و سارا توش مردن. اون مرده که تو طبقه ی سوم درد می کشیده من بودم.»