نمایشنامهی «عیش و نیستی» اثر تیری مونیه، کمدیای سهپردهای است که نخستینبار در ۵ مارس ۱۹۶۰ در تئاتر آتنهی پاریس با کارگردانی مارسل تاسنکورت روی صحنه رفت. این اثر به دورهای تعلق دارد که تئاتر فرانسه، پس از جنگ جهانی دوم، بهشدت درگیر بازاندیشی نسبت خود با رسانه، شهرت و فرهنگ تودهای بود. مونیه که بیش از هر چیز بهعنوان روزنامهنگار و مقالهنویس شناخته میشد، در این نمایشنامه وارد قلمرو طنز تئاتری میشود و با نگاهی تیزبین، سازوکارهای موفقیت ادبی و ابتذال فرهنگی را به نقد میکشد. هستهی روایی نمایشنامه حول یک رماننویس گمنام شکل میگیرد؛ نویسندهای که اثرش بارها از سوی ناشران رد شده، اما همچنان به ارزش هنری نوشتهی خود ایمان دارد. در چرخشی طعنهآمیز، همان متن تحقیرشده به تصمیم یک ویراستار منتشر میشود و به شکلی ناگهانی به کتابی پرفروش و جنجالی بدل میگردد. این دگرگونی برقآسا، شخصیت اصلی را از حاشیه به مرکز توجه رسانهها پرتاب میکند و او را در برابر سیلی از تحسینهای اغراقآمیز، قضاوتهای سطحی و فرصتطلبیهای پیرامونی قرار میدهد. نمایشنامه با تکیه بر همین موقعیت، منطق ناپایدار و اغلب پوچ شهرت ادبی را افشا میکند؛ منطقی که در آن کیفیت اثر نه به خود متن، بلکه به هیاهوی پیرامون آن وابسته است. مونیه روایت خود را در قالب اپیزودهایی کمیک پیش میبرد که ترکیبی از طنز موقعیت، اغراق کاریکاتوری و گفتوگوهای کنایهآمیز هستند. همسر نویسنده، روزنامهنگاران، منتقدان و چهرههای فرهنگی فرصتطلب، هر یک نمایندهی بخشی از «ماشین شهرت»اند؛ ماشینی که اثر هنری را به کالایی مصرفی تبدیل میکند. طنز نمایش از تضاد میان جاهطلبی جدی نویسنده و سطحیبودن تحسین عمومی زاده میشود و همین تضاد، نیروی محرکهی اصلی کمدی است. عنوان نمایشنامه، «عیش و نیستی»، خود واجد بار هجویهآمیز است. ترکیب واژهای با بار تحریکآمیز عامهپسند در کنار مفهومی فلسفی و انتزاعی، تمثیلی از پیوند نامتوازن میان اندیشه و بازار فرهنگی است. مونیه با این عنوان، نشان میدهد چگونه مفاهیم عمیق میتوانند در چرخهی تبلیغات رسانهای به برچسبهایی توخالی فروکاسته شوند. نمایشنامه بهطور ضمنی این پرسش را مطرح میکند که ارزش هنری واقعا کجا شکل میگیرد: در خود اثر، یا در روایتهایی که رسانهها پیرامون آن میسازند؟ از منظر اجتماعی، «عیش و نیستی» نقدی است بر فرهنگی که هیجان، رسوایی و جلب توجه را جایگزین داوری جدی میکند. کاریکاتورهای مطبوعاتی، منتقدان متکبر و تحسینهای بیثبات، همگی نشانههایی از اضطراب فرهنگی عصر رسانههای جمعیاند؛ عصری که هنوز برای مخاطب امروز نیز آشناست. به همین دلیل، هرچند نمایشنامه در بستر فرانسهی دههی ۱۹۶۰ نوشته شده، دغدغههای آن محدود به زمان و مکان خاصی نیست. در مجموع، «عیش و نیستی» کمدیای است تند، هوشمندانه و افشاگر که با بهرهگیری از خنده، تناقضات فرهنگ هنری و سازوکار شهرت را عریان میکند. مونیه نشان میدهد که طنز، نهتنها ابزاری برای سرگرمی، بلکه شیوهای موثر برای نقد اجتماعی و فرهنگی است؛ شیوهای که گاه از جدیترین درامها نافذتر عمل میکند.
درباره تیری مونیه
تیری مولنایر (زاده ژاک تالاگرند؛ زاده 1 اکتبر 1909، آلیس - 9 ژانویه 1988، مارنس لا کوکت) روزنامه نگار، مقاله نویسان، دراماتور و منتقد ادبی فرانسوی بود. او با کارگردان تئاتر مارسلل تاسنچور ازدواج کرد.
شاهکاری در نمایشنامه نویسی فرانسه. در مایههای مرگ ایوان ایلیچ تولستوی هست، ولی از آن هم خیلی بهتر و قویتر. تیری مونیه در نمایشنامهٔ طنزِ تلخِ خود، ژان پل سارتر را مورد انتقاد قرار میدهد.